عدالت صحابه
برخی از اصحاب پیامبر اسلام از جمله کسانی بودند که در پیشبرد اهداف دین اسلام همراه با پیامبر صدمات فراوانی را خوردند و از جمله این اشخاص عمار و والدین او هستند، آن خانواده زمانی به دین اسلام گرویدند که بت پرستی در مکه رواج داشت و اینان برده سران مشرک مکه بودند که با اسلام آوردن خود یکتاپرست شدند و خداوند اینان را مدح و ستایش و پیامبر هم فضائلی را دربارهی ایشان نقل کرد
گاهی اوقات وقایع تاریخی سراسر دروغ و کذب محض میباشد چرا که مغرضین هیچگاه دست از تحریف و بدنام کردن افرادی که دارای سجایای اخلاقی و فضائل نیکو و پسندیده باشند برنمیدارند. و به راحتی تهمت میزنند و افکار مردم را منحرف میکنند از جمله در قتل عثمان که به خاطر بیکفایتی خودش منجر به قتلش شد. گفتهاند در مرگ او حضرت علی(ع) نقش داشته لذا به خونخواهی او دست به قیام زدند
عبدالله بن عمر شخصی بود از فقه آگاهی نداشته و همسر خوئد را در حال حیض طلاق داد که پیامبر از این کار وی به خشم آمد و فرمود همر وی باید به او باز گردد. وی برای اقامه نماز خود به خونآشامی همچون حجاج بن یوسف ثقفی اقتدا میکرد.
بخاری برای نادیده گرفتن شخصیت امیرالمومنین علی (علیه السلام) به عنوان خلیفه و جانشین رسول خدا (ص) استناد به روایت شخصی نموده که در موضوع طلاق همسر خویش هم دچار سردرگمی است.
شیخ حسن الجناینی یکی از علمای بزرگ دانشگاه االازهر مصراست. وی در مصاحبهای منشأ همه اختلافات جامعه اسلامی را مربوط به زمان رحلت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) میداند. که حضرت رسول الله، خواست در کاغذی خلیفه پس از خود را معرفی کند و نام او را بنویسد، اما عمر مخالفت کرد و اختلافات در جامعه اسلامی به وجود آمد.
برای شناخت صحابه پیامبر اکرم کافی است تا با رجوع به کتب تاریخی ماهیت وجودی هر یک و خصوصیات فردی آنها را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد، لذا با اینکه پیامبر اکرم در مناسبتهای مختلف وصایت و جانشینی بعد از خود را به مردم معرفی کرد اما بعد از رحلت آن پیامبر عظیم الشان اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) برخی از صحابه چه غوغایی را که به پا نداشتند
ابن تیمیه گفته است اکثر صحابه نسبت به حضرت علی سب داشتند و در جای دیگر میگوید ساب خلفا کافر است اگر این دو مطلب را کنار هم قرار دهیم به اعتقاد ابن تیمیه اکثر صحابه کافر هستند!
جلسه استاد حضرت آیت الله العظمی سبحانی«دامت برکاته» در دانشگاه «آل البیت اردن» به مناظرهای پر چالش و تنش تبدیل میشود. اما استاد با چیرگی کامل ودقیق، حتی بر متون اصلی اهل سنت با بیان شواهد و دلایل و احادیث مندرج در صحاح و سنن بحث را به خوبی اداره و طرف مقابل را خلع سلاح میکند.
صحابه منافق در معتبرترین کتب اهل سنت، تا حدی که نبی مکرم اسلام با کنایه وتشبیه بهشت رفتن آنها را محال میداند چون پیامبر اکرم بعد از اشاره به منافق بودن بعضی صحابه، قسمتی از آیه چهل سوره اعراف را ذکر میکند که خداوند میفرماید«مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن داخل شود» یعنی داخل شدن صحابه منافق به بهشت همچون داخل شدن شتر از سوزن محال است.
ابن تیمیه سخنی در رابطه با صحابه دارد که جالب است. وی می گوید: بعضی از صحابه شراب میفروختند. خبر به عمر رسید. عمر گفت: خدا فلانی را بکشد. محمد بن عبدالوهاب نیز میگوید: آیا نشنیدی که خداوند صحابه را بهخاطر گفتن یک کلمه، تکفیر کرده است. با اینکه این صحابه در زمان رسول خدا بودند و نماز میخواندند و زکات میدادند.
در کتب شیعه و اهل سنت در روایاتی از ارتداد صحابه سخن آمده که بعضی از آن احادیث بهطور کلی عدهای از صحابه را مرتد خوانده و مستحق دوزخ و در برخی همه صحابه را مرتد میشمارد و چند نفر استثناء میکند؛ منظور از ارتداد در این روایات، مخالفت كردن در يك امر واجب و اساسی كه پيامبر اكرم به آن دستور داده بود و صحابه مخالفت كردند، میباشد.
اگر کمی ژرف اندیشانه بیاندیشیم، متوجه خواهیم شد که علاوه بر دو مکتب صحابه و اهل بیت، مکتب سومی به نام مکتب اموی نیز وجود دارد که در طول تاریخ سعی کرده افکار انحرافیش را از طریق مکتب صحابه به گوش جهانیان برساند. معاویه سردمدار و پایه ریز مکتب فکری اموی است. وی بر خلاف مکتب صحابه، با حضرت علی و خاندانش دشمنی عمیقی دارد.
عمروعاص در ایام پیری و در سن 80 سالگی به سپاه معاویه ملحق شد، تا وی را در مقابل امیرالمومنین، علی (ع) یاری کند. اما همین شخص، وقتی لحظات آخر عمرش فرا رسید، به پسرش گفت: دوست داشتم که مرده بودم و دست به این کارها نمیزدم. اکنون نمیدانم در نزد خداوند چه عذری بیاورم. ای کاش، پشکلِ شتر جمع میکردم و این اموال را جمع نمیکردم.
بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) چند تن از اصحاب خاص ایشان و یاران نزدیک امیرالمومنین علی (ع) هیچ گاه با خلفای غاصب کنار نیامدند و با اعتراضات مداوم خود و سخنان مستدل، عمل سخیف خلفا و حامیان آنها را به باد انتقاد میگرفتند و خلافت و جانشینی حضرت علی (ع) را حق مسلّم آن امام همام میدانستند و هیچ گاه از مواضع خود کوتاه نیامدند.