معاویه

فضائل و مناقب اهل بیت پیامبر بزرگ اسلام بر احدی پوشیده نیست چرا که اهل بیت پیامبر چنان جایگاه ویژهای دارند که دوست و دشمن از بازگو کردن آن، نه اینکه ابایی داشته باشند، بلکه به گفتن آن افتخار میکنند، فلذا افرادی مانند معاویه که از مخالفین سرسخت ایشان بوده، در هر مناسبتی به ذکر فضائل و مناقب آنها میپرداخت و شماتت کنندگان اهل بیت را سرزنش میکرد

یک نمونه از غلو در حق معاویه: پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: خداوند تنها جبرئیل، من و معاویه را امین وحی خود قرار داد. (جبرئیل وحی را از خدا میگرفت و به من میرساند و من نیز به معاویه میگفتم و او مینوشت.) چیزی نمانده بود که خداوند معاویه را به خاطر علم و دانش زیاد و امانتدار بودنش به پیامبری مبعوث کند.

برخی از جاعلین حدیث برای فضیلت سازی برای معاویه، اینچنین به پیامبر توهین کردهاند: که پیامبر پذیرفت که معاویه را از کتابت وحی کنار گذارد؛ جبرئیل که قبلاً هر چهار روز یکبار بر ایشان نازل میشد، تا چهل روز بر آن حضرت نازل نشد؛ پس وحی آمد که خداوند معاویه را برای نوشتن قرآن انتخاب کرد و تو حق نداری معاویه را کنار بگذاری.

نمونهای از غلو درباره معاویه: جبرئیل در حالیکه قلمی از طلای ناب در دست داشت، بر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نازل شد... و عرض کرد: خداوند این قلم را از بالای عرش خود به معاویه هدیه کرده است. قلم را به معاویه برسان و بگو آیه الکرسی را با آن نوشته و پس از نقطه گذاری و حرکت گذاری به تو بدهد... .

از جمله غلوّها در مورد عزت بخشی به معاویه ساخته شده، حدیثی است که در آن نجوا کردن معاویه در زیر عرش الهی را بدون اینکه پیامبر بداند بیان میکند.

جاعلین اموی برای فضیلت سازی برای معاویه روایاتی ساخته و منتشر کردهاند، ازجمله: «افراد امین در پیشگاه خداوند، تنها سه نفر هستند: من، جبرئیل و معاویه.» ذهبی این حدیث را دروغ میداند؛ جاعلین با جعل این روایات، معارف اسلامی را به سخره گرفتهاند.

علمکرد برخی از حکمای به اصطلاح اسلامی همچون عثمان و معاویه به حدی در مسیر خطا بوده است که علمای سلفگرا نیز بدان اعتراف کردهاند. ابوالاعلی مودودی از جمله همین علماست که بدین مطلب اقرار کرده است.

احمد بن حنبل به یحیی بن معین گفت چرا از عبیدالله بن موسی زیاد روایت نقل میکنی؟ و حال آنکه او از معاویه بدگویی میکرد؟ من از او روایت نقل نمیکنم. تو هم نقل نکن. یحیی بن معین در جواب گفت: عبدالرزاق نیز پیش ما از عثمان بدگویی کرد، تو از عبدالرزاق روایت نقل نکن تا من هم از عبیدالله بن موسی روایت نقل نکنم.

احمد بن علی بن شعیب معروف به نسایی، نویسنده یکی از صحاح سته اهلسنت از جمله بزرگان و حفاظ حدیث است که به دلیل بیان فضائل امام علی (علیهالسلام) مورد غضب و ضرب و شتم طرفداران و حامیان حکومت اموی قرار گرفت.

حاکم نیشابوری به صورت علنی و آشکارا از معاویه و عملکرد وی انتقاد میکرد و به خاطر همین موضع گیریها توسط کرامیه (که قائل به تشبیه و تجسیم خداوند هستند) مورد تعرض قرار گرفت و منبرش شکسته شد و در منزلش محبوس شد.

محمد بن عبدالوهاب پس از گذشت قرنها و به تبعیت از معاویه و با کراهت داشتن از ذکر صلوات و درود بر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) بر بالای منارهها، موذن پیر نابینایی را به جرم صلوات فرستادن بر آن رسول گرامی به قتل رساند.

بزرگان اهل سنت هیچگاه حقایق تاریخی و ضعفهای صحابه را بیان نمیدارند، اما ابن ابی الحدید انصاف را رعایت کرده و وقایع صدر اسلام را آن طور که بوده است بیان داشته است، هر چند از نظر همکیشان خود به خاطر بازگو کردن حقایق مورد طرد قرار گرفته است.

ابن قتیبه گفته است: بسیاری از محدثان از بازگو کردن فضائل علی (علیهالسلام) خودداری کرده و به جمعآوری فضائل ساختگی معاویه و عمرعاص پرداختند. هدف اصلی آنان از جمعآوری فضائل ساختگی معاویه و عمروعاص تنقیص حضرت علی (علیهالسلام) بود، نه جمعآوری فضیلت برای معاویه و عمروعاص.

معاویه به سعد بن ابیوقاص دستور داد تا امام علی (علیهالسلام) را لعن کند وهنگامیکه او این کار را نکرد وی را مواخذه کرد، اما سعد بن ابیوقاص با یادآوری فضائل امیرالمومنین (علیهالسلام) از لعن کردن آن حضرت خودداری کرد.