معاویه

ذهبی اهانت به صحابه را موجب کفر می داند؛ یحیی بن معین اهانت به صحابه را موجب لعن خدا و ملائکه می داند؛ ابن حجر عسقلانی اهانت به صحابه را موجب قتل می داند و ...

ابن جوزی می نویسد: «چون حجر بن عدی نزد معاویه رفت، سلام کرد. معاویه گفت: نه به خدا سوگند! تو را معاف نمیکنم؛ فوراً او را از این مکان خارج کنید و گردنش را بزنید. پس او را بیرون بردند. حجر درخواست کرد دو رکعت نماز بخواند.

ابن ابی الحدید می نویسد: «به خدا سوگند! ایام سپری نشد، مگر آنکه عمرو بن حمق صحابی، در دوران خلافت معاویه، در حالی که هراسان و خائف بود، مخفیانه از نقطهای به نقطه دیگر پناه میبرد، تا اینکه بر او دست یافتند و سر او را بریده و از عراق برای معاویه بردند.

ابن عبدالبر می گوید: « معاویه گروه هایی را برای یورش و شبیخون و تعرض به مردم مجهز کرده و به این سو و آن سو اعزام میکرد. آنان هر کس که در اطاعت از حکومت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بودند یا (به بهانه اینکه) در قتل عثمان کمک کرده بودند، به قتل میرساندند.»

ابن ابی الحدید می نویسد: «فرمانده یکی از لشکرها و جوخه های اعدام و ترور به نام سفیان غامدی می گوید: معاویه مرا احضار کرد و دستور داد که هر کس را که از نظر ایده و عقیده، طرفدار تو نباشد (طرفدار بنی امیه نباشد) او را به قتل برسان و خانهها، مزارع و آبادیها را ویران کن؛ اموال آنان را به غارت ببر؛ چ

طبق روایت صحیح «جز منافق، کسی بغض علی (ع) را به دل ندارد» و در تاریخ آمده در زمان بنی امیّه، بر اساس سنتّ معاویه، بر فراز بیش از هفتاد هزار منبر، علی (ع) مورد دشنام قرار میگرفت؛ بنابراین معاویه از منافقین است. در روایت صحیح دیگری آمده، «عمار را گروهی طغیانگر میکشد.» طبق این روایت نبوی، معاویه طغیانگر و اهل دوزخ است؛ بنابراین کسی معاویه را از مقدساتش بشمارد، صحیحین را قبول ندارد و از اهل سنت خارج است.

هر چند از وضعیت یهودیان در عصر اموی در شرق عالم اسلامی، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، اما تأییدات کلی توسط مورخان در رابطه با وضعیت مناسب یهودیان در عصر اموی در دسترس است تا آنجا که برخی معتقدند بنیامیه و یهود با همدیگر یکی بودند.

عبدالله بنعباس گفت: لعنت خدا بر فلانی باد (منظور معاویه). یکی از بزرگترین روزهای حج نیز از دستبرد آنان در امان نماند. تلبیه زینت روز عرفه است اما آنان با جلوگیری از گفتن تلبیه، زینت این روز را از بین بردند.

سعید بن جبیر میگوید: روز عرفه نزد عبدالله بن عباس بودیم، عبدالله بن عباس پرسید: چرا مردم تلبیه نمیگویند؟ گفتم: از معاویه میترسند. عبدالله بن عباس از خیمهاش خارج شد و با صدای بلند میگفت: لبیک اللهم لبیک و ان رغم أنف معاویه لبیک، اللهم العنهم فقد ترکوا السنه من بغض علی

حضرت علی اکبر (ع) امام زاده عظیم الشأنی بودند که در صفات و ویژگی ها تالی تِلو امام حسین (ع) و امام زین العابدین (ع) بوده اند. حضور ایشان در واقعه کربلا و بذل جان خود در راه دفاع از ولایت و امامت، مهمترین ویژگی حضرت در دوران عمر با برکتشان بوده است. اقرار و اذعان دشمنان اهل بیت (ع) به ویژگیهای جناب علی اکبر (ع) بیانگر اهمیت شخصیت حضرت است.

ابنتیمیه، دشمن اهلبیت، با وقاحت تمام عدم بیعت امام حسین (علیهالسلام) با یزید را، عامل ظلم و طغیان و سرکشی بر علیه خلیفهی وقت میداند؛ او امام را مقصر اصلی حادثهی عاشورا معرفی میکند، در حالیکه با حاکمی مانند یزید، به عنوان حاکم اسلامی نمیتوان بیعت کرد!

از جمله افرادی که در دشمنی با رسول خدا (ص) و امیرالمومنین (ع) و اهل بیت (ع) به دشمنی پرداخته، معاویه فرزند ابوسفیان است. علمای اهل سنت در کتب خود با اشاره به بعضی از جنایات او، به ملعون خواندن معاویه توسط رسول خدا (ص) اذعان کردهاند.

یکی از سخنان بیاساس وهابیون، ادعای کتابت قرآن توسط معاویه است. آنان جهت فضیلتتراشی برای معاویه به دروغ، ادعا میکنند که معاویه کاتب وحی بود، در حالی که ذهبی و ابن حجر عسقلانی، کتابت نامههای رسول خدا (ص) به سران قبایل و پادشاهان را توسط معاویه میدانند و ابن ابیالحدید امیرالمؤمنین (ع) را کاتب وحی میداند.

معاویة بن ابوسفیان چهرهی شناخته شده در دشمنی با اهل بیت (ع) بود که گاهی برای امام حسن (ع) هدایایی ارسال میکرد. مفتیهای وهابی برای توجیه شخصیت او با تمسک به روایات شیعه ادعا کردند، پیامبر (ص) فقط از مؤمنین هدیه دریافت کردهاند. پذیرش این هدایا توسط ائمه (ع) گرفتن مقداری از حقوق غصب شدهشان است.