امامت
قطاب و مشایخ صوفیه مقامی والا و بزرگ برای خود قائل هستند و همواره خود را به حضرات معصومین (علیه السلام) تشبیه میکنند و خود را همچون اهلبیت (ع) لازم الاتباع و لازم الاطاعت از سوی مریدان میدانند و معتقدند که آنها نیز از مصادیق اولی الأمر هستند. کما اینکه صلاحی نورعلی تابنده را به پیامبر (ص) و خود را به حضرت علی (ع) تشبیه کرده و خود را علی زمان خوانده است.
صلاحی در شرح رساله صالحیه به تشریح ودایع الهی و علم الاسماء میپردازد. صلاحی اینطور بیان میکند که سبب سجده فرشتگان مقرب الهی بر حضرت آدم (علیه السلام) علم الاسمائی بود که ایشان داشتند و قوای ملکوتی هرکدام از فرشتگان بهواسطه آن علم الاسمائی است که به او آموخته شده است. صلاحی پس از بیان این مسئله ادعا میکند و میگوید ودایع الهی همین است که در سینه ما است.
شناخت امام حق، لازم و ضروری است و غفلت از آن، سبب خلود در جهنم میشود؛ بلکه حتی اگر فرد معتقد به امامت امام باطل باشد نیز، از اهل جهنم خواهد بود؛ پس شناخت امامان، صرفاً تعصبات تاریخی نیست.
وهابیان معاصر، این شبهه را مطرح کردهاند که امام علی (علیهالسلام) برای طلب امامت قیام نکرد، ولی حضرت فاطمه (علیهاالسلام) برای طلب فدک خروج کرد و این نشانه وجود تعارض در رفتار آنها است؛ درحالیکه آن دو وجود سراسر نور، در رویارویی و مقابله با غاصبان خلافت، رفتار برابر و یکسانی داشتهاند.
اهل تسنن اتفاق نظر دارند بر اینکه در هر زمان لازم است امامی باشد؛ فلذا در روایات آنان به این عقیده تصریح شده و عالمان آنها همچون دمیجی، ابن خلدون و ... بر وجوب نصب امام تصریح کردهاند.
اعتقاد شیعه این است که امامت از اصول دین است و این مطلب مستند به قرآن و سنت است؛ برخی از عالمان اهل سنت نیز امامت را از اصول دین دانستهاند.
در امامت برخلاف زعم مخالفین، آیات فراوانی وجود دارد؛ به نحوی که ابن عباس گفته: سیصد آیه در حق امیرالمؤمنین نازل شده است؛ علاوه بر آن، محتوای آیاتی که در امامت نازل شده، با عظمتتراز آیاتی است که در دیگر مسائل دین نازل شدهاند، همچون آیه تبلیغ و آیه اکمال.
مسئله امامت یکی از مهمترین مسائل دین است، و اهمیت والای آن خاص به شیعه نیست، بلکه نزد دیگر مذاهب نیز دارای اهمیت فوق العاده است؛ پس اشکالی که به شیعه مطرح میشود که اگر امامت دارای اهمیت والایی است، چرا آیات اندکی در حق آن نازل شده، این اشکال متوجه آنان نیز هست؛ گرچه شیعه معتقد است، آیات فراوانی در این زمینه نازل شده است.
به باور شیعیان انتخاب امام، امری انتصابی از طرف خداوند است؛ در این صورت امام قطعا باید جایگاه والایی در ساحتهای مختلف معرفتی داشته باشد. علمای اهل سنت نیز در مورد شایستگی اهل بیت و جایگاه والایشان، اعترافاتی کردهاند.
با توجه به جمع بودن فراز "وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ" در آیه ولایت، استدلال بر انحصار سرپرستی امام علی (علیهالسلام)، زیر سوال میرود. پاسخ این شبهه این است که امکان استفاده از لفظ جمع و اراده مفرد مورد پذیرش قرار گرفته است. در این آیه نیز بر طبق اعتراف علمای اهلسنت، قرینه بر استفاده از لفظ جمع و اراده مفرد جاری است.
متاسفانه یکی از خصوصیات اتباع احمدبصری(مدعی یمانی) که موجب میشود حرف حق را نشنوند و اینهمه اشکال را به امام خود نبینند، تکبر و خود برتر بینی در فهم و درک خود است. آنها میگویند امر امامت راز گونه است و فقط افراد خاص آن را میفهمند! بر فرض که یک اصل اعتقادی مثل امامت، مثل پازل و رازگونه باشد، حداقل نباید خلاف این امر روایات متواتر وجود داشته باشد.
امام در امت اسلامی از جایگاه کعبه برخوردار است؛ میلاد امیرالمؤمنین به عنوان اوّلین امام در کعبه، معرفی فرزندان آن حضرت به عنوان وارثان کعبه، پاک کردن کعبه از لوث وجود بتها، اعلان برائت در سرزمین وحی بهوسیله امیرالمؤمنین به عنوان شخصی از خاندان پیغمبر و اوّلین امام، ظهور امام عصر (عج) در این سرزمین و از کنار کعبه، همگی حاکی از پیوند عمیق میان امام و کعبه است و نمیتواند اموری تصادفی و بدون ارتباط با یکدیگر باشد. امام نیز مانند کعبه ملجأ و پناهگاه مردم و مدار و محور زندگی توحیدی است.
آیه 124 سوره بقره بر انحصار امامت شخص عادل تاکید دارد. با توجه به این مساله تنها امام علی (علیهالسلام) است که ظلم نکرده و دیگران دچار بزرگترین ظلم (کفر) شدهاند. در این صورت امام علی (علیهالسلام) شایسته جایگاه امامت است.
آیه اولیالامر یکی از آیاتی است که در راستای اثبات ولایت امام علی (علیهالسلام) استفاده میشود. این آیه دلالت بر لزوم اطاعت مطلق از اولیالامر دارد که از اینروی باید، ایشان معصوم باشد؛ چرا که در غیر اینصورت قبح عقلی لازم میآید و تنها شخصی که پس از پیامبر معصوم بود، امام علی (علیهالسلام) است.