تکفیر
منهجشناسی وهابیت در باب تکفیر این نتیجه را در پی دارد که ظاهرگرایی و ادعای سلفگرایی از سوی ایشان، سبب شده است که دیگر مسلمانان با برچسب مشرک شناخت شوند. زمانی که ظاهرگرایی و سلفگرایی در شناخت متون دینی یک شاخصه به شمار بیاید باید نتیجه آن یعنی تکفیر مسلمانان نیز پذیرفته شود.
محمد بن عبدالوهاب به زور شمشیر به مکه و مدینه مسلط شد و عالمان مذاهب اسلامی را مجبور کرد که حکم کفر خود را امضا کنند و گواهی دهند که کافر هستند.
محمد بن عبدالوهاب فقط برداشت خود از دین را درست میدانست. گویی فقط فهم او از دین درست است و دیگران همه اشتباه میکنند. به همین جهت عالمان معاصر خود را تکفیر میکرد.
در مرام سلفیت و وهابیت پر است از تناقضات تاریخی. در جایی از تاریخ عزیز ترین افراد نزد رسول خدا خارجی و مهدور الدم می شوند و نبرد با آنان مباح می گردد ولی در جایی دیگر کسانی که علیه خلیفه و جانشین رسول خدا قیام می کنند تبرئه می شوند و عملشان توجیه می شود. چگونه این تناقضات حل خواهد شد؟
بسیاری از الفاظ هست که با تغییر معنایی و مفهومی از کارایی خود خارج و کارکرد دیگری پیدا میکند. گاهی این تغییر به قدری زیاد است که لفظ معنای کاملا نقیض از خود ارائه میدهد. یکی از این کلمات «جهاد» در ادبیات سلفیان جهادی است. سلفیان جهادی آنقدر این مفهوم را تغییر دادهاند که از مفهوم قرآنی خود کاملا دور شده است.
جهاد یعنی مبارزه در راه خدا، که شامل هر نوع تلاش برای ارتقای حکم الهی در زمین میشود. حمل این معنی بر قتال و کشت و کشتار یکی از بزرگترین اشتباهات سلفیان جهادی در تفسیر قرآن و ادله و نصوص شرعی است. آنها همه آیات الهی را به معنای کشت و کشتار و قتال میفهمند.
یکی از مهمترین اقدامات در جهاد داشتن استراتژی و تعیین اولویت برای تعیین دشمنان خطرناکتر است. اگر فرض جهادیها مبنی بر دشمن بودن برخی از مسلمانان را بپذیریم، این که آنها دشمن خطرناکی هستند و یا امریکا و رژیم صهیونیستی، یکی از بزرگترین اشتباهات جهادی ها است.
ابن تیمیه از شخصیتهای سلفی است که دشمنی عجیبی با مذهب شیعه دارد و در موارد متعددی شیعیان را جاهل و اهل بدعت دانسته است و گاهی نیز شیعیان را تکفیر کرده است.
بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اختلافات و حوادث ناگواری روی داد، و یکی از این حوادث ناهنجار جعل روایات و احادیث دوروغی بود که افراد مغرض و انسانهایی که به خاطر مطامع دنیایی آنها را وضع کرده آن را به افرادی به مانند خلفای غاصب و عمّال آنان به مانند معاویه بن ابی سفیان نسبت دادند. افرادی فاسقی که لیاقت حکمرانی و خلافت بر مسلمانان را نداشتند و اینان هم با زور و تبلیغات وسیع بر عرصه حکومتی مسلمین تاختند و خود را خلیفه نامیدند
سلفیه از نظر تکفیر به دو قسم تقسیم میشوند، متقدمین سلفیه مثل ابن تیمیه فقط به ذکر تکفیر بسنده می کردند ولی وهابیت و دیگر سلفیه امروزی به تکفیر عملی مسلمانان اقدام میکنند.
امروزه گروههای تکفیری سرزمین مسلمانان را دارالکفر مینامند. این اعتقاد به زمان خوارج بر می گردد، زیرا آنان نیز سرزمین اسلامی را دارالکفر مینامیدند.
استکبار با ترویج تفکر تفریطی جریانهای تکفیری در صدد جایگزینی تفکر افراطی و اباحه گرایی تمدن غرب است. دشمن میخواهد با نشان دادن خشونت جریانهای تکفیری، مسلمانان را به دام تمدن منحط غرب بکشاند.
فخر رازی از شخصیتهای بزرگ اهل سنت است، با این وجود محمد بن عبدالوهاب نه تنها او را ستایش نمیکند بلکه او را سرزنش و تکفیر میکند.
زمانی که دین اسلام در سرزمین عربستان ظهور کرد افراد زیادی به خاطر گرویدن به دین از طرف دشمان اسلام مورد شکنجه قرار گرفتند که از باب نمونه میتوان به عمار یاسر و والدین او اشاره کرد. اما بعد از رحلت پیامبر اصحاب واقعی آن رسول گرامی اسلام هم مورد آزار و اذیت قرار گرفتند اما هیچگاه به خاطر سختی که از طرف والیان غاصب وارد شد منحرف نشدند که یک نمونه آن حجر بن عدی است