تکفیر
تاریخ مغول و حمله چنگیز خان به عنوان تاریخی ننگین در زندگی بشریت و مایه خجالت نوع بشر است. رفتاری همه خون و همه غارت و از بین بردن اموال و هتک نوامیس باعث شد قطعهای تاریک برای تاریخ انسان ساخته شود. وهابیت نیز در تاریخ خود نمونههای از این رفتاها را بروز داده است که در حقیقت مایه شرمساری ابنا بشر است.
یکی از شاخصههای اعتقادی حنابله، غلو این فرقه درباره پیشوایان خود است. از مصادیق بارز و روشن آن، اعتقادات و سخنان حنابله در مورد پیشوای خود، احمد بن حنبل است. حنابله از محمد بن ادریس شافعی نقل میکنند که وی در مورد احمد بن حنبل میگوید: هر کس نسبت به احمد بن حنبل بغض داشته باشد و با او دشمنی کند، کافر است.
تخریب آثار تاریخی یکی از راههای از بین بردن هویت تاریخی یک اندیشه است. اندیشه دینی و اسلامی دارای تاریخی متقن و بسیار دقیق و حتی مستند است. بسیاری آثار منتسب به صدر اسلام در مکه و مدینه پا برجا بود تا این که وهابیت نادان و آل سعود مکار با هدف استیلا بر این منطقه و از بین بردن اسلام بنای بر تخریب آن گرفت.
با ملاحظه جنایتهای آل سعود در مکه و طائف و کربلا، این مطلب تداعی میشود که گروههای تروریستی امروزه مانند داعش و القاعده، همان رفتارهای وهابیت و آل سعود را انجام میدهند. این یعنی منشأ این دو اندیشه از یک جا است. رفتارهایی که وهابیت در طائف انجام داد با رفتارهای داعش در شهرهای سنی نشین عراق یکسان است.
وهابیون اگر چه قائل به اجتهادند، اما اجتهاد آنان نازلترین نوع اجتهاد است و نمیتوان اجتهاد آنان را همان اجتهاد اصطلاحی نزد اصولیون دانست، بلکه اجتهادی ظاهرگراست؛ چرا که آنان اجتهاد را امری بسیار ساده و سایر شرایطی را که علما برای اجتهاد ذکر کردهاند، ضروری نمیدانند. آنان میان منابع بیشتر با نصوص قرآن و سنّت سر و کار دارند.
یکی از وقایع در تاریخ مسلمانان بعد از به وجود آمدن اندیشه وهابیت، اتفاق دردناک حمله آلسعود به رهبری عبدالعزیز به منطقه طائف است. این اقدام وحشیانه در تاریخ وهابیت ثبت و نمونه کوچکی از روحیه ددمنشانه آنان است. در تاریخ آمده که آنها با تمام توان در طائف به خونریزی و قتل و غارت پرداختند و به کبیر و صغیر و مامور و امیر رحم نکردند.
چگونه ممکن است کسی قرآن بخواند و آن را به دیگران بیاموزد، نماز بخواند و احکام شریعت را ملتزم باشد ولی در عین حال کافر دانسته شود. رهبران آل سعود در جریان زیاده خواهیهای خود و برای گسترش زمین خود ابتدا شهرهای مجاور را به کفر متهم میکند و بعد به آنها حمله میکند. شواهد بسیاری از دروغ وهابیت در دست است.
برای انجام اصلاحات در دنیا نیاز به باورهای دینی است، اما گاهی افرادی برای مطامع دنیایی خود سعی در استفاده از دین و اعتقادات میکنند. سعود بن عبدالعزیز قبل از ورود به مکه، مشروعیت کشتار مردم را چنین بر خود مباح میکند: الان داخل شدن به حرم با شمشیر مباح و جایز است، چون آنهایی که در حرم هستند، کفار و فجارند.
حرم امن الهی نقطه امن برای بشریت قرار داده شده است، که برای بشریت مأوایی برای فکر و حل اختلافات نه از طریق جنگ بلکه در پرتو معنویت و عبادت است؛ وهابیت برای حرم امن الهی حرمت قائل نشد وآن را بعد از چند بار تجاوز و خونریزی به طرز وحشتناکی تصرف کرد؛ این محاصره مردم را مجبور به خوردن گوشتِ وحوش و سگ کرد.
گاهی انسان اشتباه میکند ومیداند اشتباه است ولی نمیتواند از این اشتباه درگذرد. اما گاهی اشتباه را انجام داده، و خود را درستکار میداند، یعنی جهل مرکب. از این بدتر این است که کسی به جهل مرکبش افتخارکند، سعود بن عبدالعزیز برای حمله به کربلا افتخار میکرد و میگفت: اهالی کربلا را ذبح و اموالشان را تصاحب کردیم، خدا را شاکریم.
برخی ویروسها و میکروبها قابل علاج نیستند و برخی دیگر قابل علاج هستند و تنها مدتی انسان را دچار بیماری میکند. مهمترین چیز برای هر انسانی، عقل و دیانت اوست. ویروسی که این دو را بیمار کند، بسیار خطرناک است. ویروس تکفیر، دین را میبرد. وهابیت از آنجا که اعتقاد درستی ندارد، تنها به تکفیر دیگران میاندیشد.
جریان تکفیر جریانی است که برای از بین بردن ریشه دین و حقانیت اسلام همه گونه ایستاده است. در اتفاقی جالب، فتوای اهل سلفیگری و وهابیت به این شکل است که هر مخالف این اندیشه کافر است و منکر کفر او نیز کافر است. لازمه این سخن این است که اگر کسی دومی را به دلیلی کافر نداند، اوهم کافر است و این چرخه و تسلسل ادامه دارد.
ویروس تکفیر، ویروسی است که هر روز گسترش بیشتری پیدا میکند و افراد بیشتری را در معرض کفر و قتل و خشونت قرار میدهد. این امر در آثار متاخر داعشیان، به سمت عناصر داخلی خودشان نیز رسیده است. افرادی از داعش که در کفر غیر داعشیان و مذاهب دیگر شک کنند، و یا با آن مخالفت کنند، خود مشمول قانون تکفیر میشوند.
یک جریان فکری گاهی به صورت مخفیانه اشتباهاتی را انجام میدهد و گاهی به صورت رسمی آن اشتباه را اعلام و به آن حتی افتخار میکند. فرق این دو مانند فعلی است که کسی آن را اشتباهی انجام دهد و دیگری عمدی انجام دهد. طبیعتا شخص دوم مورد بازخواست بیشتر و توبیخ سخت تری است. آل سعود عمدا تکفیر را ترویج میدهد.