توسل
علمای اهل سنت برای توسل و تبرک و برآورده شدن حاجت خودشان به زیارت قبر اولیای الهی میرفتند، تا خداوند دعای آنها را به اجابت برساند؛ چنانچه بسیاری از علمای اهل سنت به زیارت قبر امام رضا (علیهالسلام) میرفتند تا توسل و تبرک به این ولی خداوند داشته باشند.
برداشت میشود که گویا در مورد توسل به افرادی چون حضرت علی اصغر (علیهالسلام)، ابهامی در ذهن برخی از افراد وجود دارد که ریشهاش میتواند این باشد که در این دنیا، یک طفل شش ماهه نمیتواند از مقامات معنوی برخوردار شود؛ اما با توجه به شواهد قرآنی موجود میتوان اثبات کرد که حتی در طفولیت نیز میتوان از مقامات معنوی برخوردار بود.
طبق اصول عرفان کیهانی، برای جلوگیری از منیت و غرور در طریق عرفان، بهرهگیری از هر نوع فن و تکنیکی ممنوع بوده و بیابزرای یکی از خصوصیات برتری عرفان حلقه نسبت به سایر معنویتها به شمار رفته است. طاهری میگوید:«یکی از تفاوتها وجود فن و تکنیک در سایر عرفانهاست که با عرفان اصیل سازگاری ندارد. وقتی فردی به کمک تکنیک، توانایی و قدرتی کسب میکند، در نهایت آن را بهحساب توان فردی و اینکه تکنیک را بهخوبی به کار برده است، میگذارد و دچار غرور و منیت و خودستایی میگردد.»
سیره زندگانی و سفارشاتی که امام کاظم (علیهالسلام) انجام دادهاند، گواه روشنی بر مشروعیت توسل به ذات اولیاء الهی است؛ چنانکه آن حضرت به نقل از پدر بزرگوارشان، دعایی را برای ورود به مسجد، توصیه میفرمایند که در بخشی از آن، توسل به ذات رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و امیرالمومنین (علیهالسلام) صورت گرفته است که نشان از مشروعیت توسل به ذات اولیاء الهی دارد.
یکی از امور مشروعی که سیره مسلمانان بوده و از صدر اسلام تاکنون بدان پایبند بودهاند مساله توسل به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و اولیاء الهی است؛ همواره مشاهده میشود که مردم در کنار قبر پیامبر و یا اهلبیت ایشان جمع شده و به این ذوات مقدسه متوسل میشوند و با واسطه قرار دادن ایشان حاجاتشان را از خداوند مطالبه میکنند.
داود بن سلیمان نقشبندی، از جمله عالمان سنی مذهبی است که بر خلاف ابن تیمیه و وهابیون، توسل به ذات صالحین را مشروع میداند؛ او برای اثبات مشروعیت توسل به ذات اولیاء الهی، به ادله فراوانی استناد میکند که همین امر موجب اتقان هرچه بیشتر ادعایش میشود.
وهابیت تکفیری در تعریف عبادت، نیت ربوبیت و الوهیت (عبادیت) را شرط میدانند، لذا سجده برای غیر خداوند متعال را شرک میدانند در حالیکه در تعریف عبادت، نیت ربوبیت و الوهیت دخیل است و هر سجدهای شرک نیست، چنانچه ملائکه بر حضرت آدم (علیهالسلام) و پدر و مادر و برادران حضرت یوسف (علیهالسلام) بر او سجده کردند.
باورهای شیعیان، افزون بر اثبات از کلمات اهلبیت (علیهمالسلام) از کتب بزرگان وهابیت نیز قابل اثبات است؛ به عنوان مثال مساله توسل، از جمله مسائلی است که وهابیت بر عدم جواز آن پافشاری میکند و این در حالی است که ابنتیمیه بر مشروعیت آن تصریح کرده است.
وهابیت خطاب غیر خداوند با لفظ «یا» را شرک میداند؛ باید گفت: هر خطابی با الفاظ ندا شرک نیست؛ بلکه به نیت ندا کننده بستگی دارد؛ اگر ندا کننده، او را مستقل در برآوردن حاجت نداند، شرک نیست؛ معنی سخن وهابیت این است که خدا قدرت ندارد، و نمیتواند به کسی اجازه واسطه شدن بدهد؛ با این فکر، قدرت خدا را انکار کرده و مطابق عقیده یهود میشود.
سردمداران وهابی، توسل به حق صالحین را ممنوع دانسته و از مصادیق بدعت تلقی کردهاند؛ حال آنکه ائمه اهل بیت (علیهمالسلام) از طرفداران توسل به حق صالحین بوده و حتی بدان توصیه فرمودهاند.
یکی از بدعتهای وهابیها این است که اعمال مستحبی و مباح مسلمانان، همچون استغاثه، توسل، طلب شفاعت و ... را شرک و بدعت میدانند، و افکار و رفتار مشرکین را بر اعمال مسلمانان تطبیق میدهند و آنها همچون خوارج، آیاتی را که در حق مشرکین نازل شده را حمل بر مسلمان میکنند.
وهابیون، توسل را به دو قسم «مشروع و ممنوع» تقسیم کرده و توسل به صالحین و جاه و مقام آن بزرگواران را از انواع ممنوع توسل قلمداد کردهاند؛ حال آنکه مذاهب اسلامی، با استناد به ادله فراوان، قائل به مشروعیت همه اقسام توسل بودهاند.
ادله فراوانی بر جواز طلب شفاعت از اموات دلالت میکند، از جمله، روایت مالک الدار که در مصادر محدثین اهل سنت نقل شده و بسیاری از حدیث شناسان معروف سنی مذهب، بر صحت آن اذعان کردهاند؛ از همینرو روایت مذکور، دلیلی مناسب در جهت احتجاج با وهابیت محسوب میشود.
روایت عثمان بن حنیف، یکی از روایاتی است که بر مشروعیت توسل به ذات اولیاء الهی دلالت میکند؛ با توجه به اینکه بسیاری از حدیث شناسان مطرح اهل سنت، چون حاکم نیشابوری، ابن حبان، ابن خزیمه و احمد بن صدیق غماری به صحت سند این روایت تصریح کردهاند؛ ادعای بن عثیمین مبنی بر ضعف سند این روایت، مردود و ناصواب است.