شهادت حضرت زهرا
بین حضرت زهرا سلاماللهعلیها و ابوبکر بر سر دادخواهی حقشان از فدک، مشاجرهای در گرفت؛ در نقلی آرامش ابوبکر و ملاطفت او نمایان است (که ظاهراً در جمع نیست) و زمانی دیگر با تهدید و توهین، جلوی هرگونه شورش احتمالی را میگیرد و به هر عمل زشتى، براى حفظ حکومت مرتكب مىشود.
پس از اینکه حضرت فاطمه سلاماللهعلیها به خاطر تعرض خلفاء در سن 18 سالگی در بستر افتاد و لحظات آخر عمرش را سپری میکرد، ابوبکر و عمر به خانه حضرت زهرا سلاماللهعلیها آمدند تا حلالیت بطلبند. حضرت فاطمه سلاماللهعلیها هنگام دیدار با شیخین، صورت به دیوار کرد و با یادآوری حدیثی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: در درگاه خداوند شهادت میدهم، که من از شما دو نفر غضبناک هستم و راضی نیستم.
اهل سنت معتقدند حضرت فاطمه سلاماللهعلیها بعد از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآله، به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، ولی واقعیت غیر از این است، و آن حضرت، توسط غاصبان خلافت به شهادت رسیده است و این مطلب علاوه بر نصوص شیعه، در کتابهای اهل سنت هم آمده است و این مطلب، از طریق روایات و نقلهای تاریخی، قابل اثبات است.
امام جمعه مردم خاش! شما میگویید هیچ مسئلهای بین حضرت زهرا سلاماللهعلیها و دیگران نبوده، و حضرت بر اثر بیماری، شش ماه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از دنیا رفته است! اگر کسی از جوانان، دانشجویان و طلاب، شما را به معتبرترین منابع حدیثی شما، مانند صحیح بخاری و صحیح مسلم و ... ارجاع دهد، آن وقت نتیجه این ادعای واهی شما چه میشود؟!
علمای فریقین با تأیید صدور و صحت روایت «فاطمة بضعة منی» اظهارات جالبی داشته و نتایج آن را بیان کردهاند که ازجمله نتایج این حدیث، حرمت آزار و اذیت حضرت فاطمه سلاماللهعليها، برتری حضرت فاطمه سلاماللهعليها از ابوبکر و عمر، کفر دشنام دهنده به حضرت و عصمت ایشان است.
فضل بن روزبهان، از علمای اهل سنت، کتابی در رد نهج الحق علامه حلی نگاشته و در آن، درباره حدیث «فاطمة بضعة منی» آورده است که همیشه خشم فاطمه سلاماللهعلیها، مساوی خشم خدا نیست؛ او نیز بشری است عادی که غضبش مانند غضب سایر انسانهاست؛ اگر اینگونه است، پس چه فرقی بین او و دیگران بود که پیامبر صلیاللهعلیهوآله تنها خشم او را مساوی با خشم خود و خدا دانست، نه خشم دیگران را؟
وهابیت در یکی از شبهات خود گفته است که «سال 1371 هجری شمسی«، در مجلس شورای اسلامی ایران، پس از 1400 سال، ناگهان به راز مهمی پی بردند و آن اینکه حضرت فاطمه -رضیاللهعنها- فوت نکرده، بلکه به «شهادت» رسیده است. اینجا بود که نمایندگان مجلس اعلام کردند، از این پس، در تقویمها به جای «وفات»، از کلمه «شهادت» استفاده شود.
بسیاری از پژوهشگران اهل سنت و وهابیت، در کتابهای خود اقرار کردهاند که اسناد هجوم به خانه حضرت زهرا سلاماللهعلیها صحیح است. روایتی که اقرار به صحت سند آن شده، حدیثی از مصنف ابن ابیشیبه است که عمر در خانه حضرت زهرا سلاماللهعلیها قسم یاد میکند که اگر بیعت نکنند، خانه را به آتش میکشد.
پیروان وهابیت در شبههای به شیعه میگویند: چرا حضرت علی علیهالسّلام شیر خدا، فاتح خیبر، سکوت کرده و کوچکترین اعتراضی نکرده؟ که در پاسخ میگوییم: در صورتیکه فرض را بر این ادعای وهابیت بگیریم که امّکلثوم، همسر عمر بوده، همین شبهه درباره دفاع نکردن عمر از همسرش، امّکلثوم مطرح میگردد که وهّابیت باید از آن پاسخ دهند.
علمای بزرگ اهل سنت، در طول تاریخ به واقعه هجوم به خانه حضرت زهرا علیهاالسّلام تصریح کردند؛ از باب نمونه: نظّام، متکلّم مشهور اهل سنت که بهخاطر زیبایی کلامش، به «نظّام» شهرت یافته و مؤسس فرقه نظّامیه است، واقعه هجوم به خانه وحی را این چنین نقل میکند: «عمر در روز بیعت، چنان ضربهای به پهلوی فاطمه علیهاالسّلام وارد کرد که محسنش سقط شد.»
مفتیان وهابی میگویند حضرت علی علیهالسلام، هیچگاه از شیخین شکایت نکرد و این دلیل بر عدم وقوع شهادت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها است؛ اما یکی از شئون خلافت، قضاوت است و امیرالمؤمنین شیخین را لایق این مقام نمیدانستند، در نتیجه هیچگاه شکایت نکردند.
مفتیان وهابی، هر ساله در ایام شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها، با ایجاد شبهاتی پیرامون نحوه شهادت حضرت و علت شهادت ایشان، به تحریف این واقعه پرداختهاند. آنان با این استدلال که اهل بیت علیهمالسلام علم غیب داشته، در نتیجه در قتل حضرت شریک هستند.
عالم اهل سنت، دکتر سید محمد صبیح مینویسد: «قطع رابطه سیده فاطمه سلاماللهعلیها با ابوبکر صدیق، یک امر مسلم و مشهور است. بخاری و مسلم و ابنحبان، درباره مسئله اختلاف بر سر ارث پیامبر صلیاللهعلیهوآله از عایشه نقل کردهاند: فاطمه سلاماللهعلیها بر ابوبکر خشمگین شد و با او قطع رابطه کرد تا از دنیا رفت. بعد وفات ایشان، همسرش او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را فرا نخواند و خودش بر او نماز خواند.»
بسیاری از مسلمانان، پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، حقایق زیادی را کتمان کردند که گویا هرگز آنها را از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نشنیدهاند؛ اما فاطمه سلاماللهعلیها نه تنها به خود اجازه چنین کاری نداد، بلکه شجاعانه و به بهانههای مختلف، حقایق را پیرامون ولایت و امامت علی بن ابیطالب علیهالسلام اظهار کرد و آنچه را که در این خصوص از پیامبر صلیاللهعلیهوآله شنیده بود، برای مردم بازگو کرد.