عکس
یکی از پیامدهای مادیگرایی از منظر قرآن، ترس و اضطراب است، زیرا افراد به چیزی متکی شدهاند که خود تکیهگاهی ندارد.
ماکس پلانک پدر نظریهی کوانتوم و برندهی جایزهی نوبل و ابر دانشمند فيزيك در تاریخ؛ علم و دین هردو نیاز به باور به خدا را تداعی میکنند، برای مؤمنان، خدا در آغاز هست و برای فیزیکدانان، در پایان باور به خدا سرسلسلهی تمام دیدگاههای عمومی جهان است.[Gaynor (1949) p. 184]
رمانهای نویسنده برزیلی پائولوکوئلیو، ملغمه ای از باورهای کابالیستی (عرفان یهودی) را به خورد مخاطبین خود می دهد؛ طبیعی است که کوئلیو به پاس خوش خدمتیاش در این مسیر، از مهمانان اجلاس اقتصادی داووس (یکی از مهمترین اجلاسهای سیاسی-اقتصادی دنیا) باشد و شیمون پرِز (رهبر رژیم صهیونیستی) با تجلیل از آث
ابن عثیمین توحید را به سه قسم ربوبی، اسماء و صفات و توحید در عبادت تقسیم کرده و در ذیل توحید اسماء و صفات چنین مثال میآورد: خداوند برای خودش ثابت کرده است که دو دست دارد که دو دستش را متصف به بسط کرده است. «بل یداه مبسوطتان».
ابنتیمیه در کتاب خود درباره امیرمؤمنان (علیه السّلام) مینویسد: «علی (علیه السّلام) قصد داشت تا بر سر فاطمه (علیها السّلام) هوو بیاورد و بدین شکل موجبات آزار و اذیت فاطمه (علیها السّلام) را فراهم سازد!.» «بَلْ لِيُطِيعَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ، وَيُوَصِّلَ الْحَقَّ إِلَى مُسْتَحِقِّهِ.
ابنتیمیه، نه تنها با امیرمؤمنان (علیه السّلام) علناً دشمنی میورزد، بلکه از قاتل ایشان نیز دفاعهای سرسختانه میکند؛ چنانکه وی در «منهاج السنة النبویة» مینویسد: «آن که علی (علیه السّلام) را کشت، اهل نماز، روزه و خواندن قرآن بود اعتقاد داشت کشتن علی (علیه السّلام) مورد رضایت خدا و پیامبر (صلی ا
ابنتیمیه، نه تنها با امیرمؤمنان (علیه السّلام) علناً دشمنی میورزد، بلکه از قاتل آن نیز دفاعهای سرسختانه میکند؛ چنانکه وی در «منهاج السنة النبویة» مینویسد: «آن که علی (علیه السّلام) را کشت، اهل نماز، روزه و خواندن قرآن بود اعتقاد داشت کشتن علی (علیه السّلام) مورد رضایت خدا و پیامبر (صلی الله
ابنتیمیه، نه تنها با امیرمؤمنان (علیه السّلام) علناً دشمنی میورزد، بلکه از قاتل آن نیز دفاعهای سرسختانه میکند؛ چنانکه وی در «منهاج السنة النبویة» مینویسد: «آن که علی (علیه السّلام) را کشت، اهل نماز، روزه و خواندن قرآن بود اعتقاد داشت کشتن علی (علیه السّلام) مورد رضایت خدا و پیامبر (صلی الله
ابنتیمیه در اهانتی دیگر تمام دوران خلافت امیرمؤمنان (علیه السّلام) را بدترین دورانها دانسته و تعبیرات زشتی را نسبت به آن به کار میبرد: «به خوبی روشن است که دوران خلفای سهگانه از روی مصلحت و لطف الهی دوران بزرگترین الطاف و مصلحتهای خداوندی بود؛ در حالی که دوران خلافت علی (علیه السّلام) زمان
ابنتیمیه میگوید این سخن روافض (شیعیان) که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرموده: «علی با حق و حق با علی است و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند و در کنار حوض بر من وارد میشوند» از بزرگترین دروغها و نادانی آنهاست.
قفاری مدعی است که اخبار اشتباه ائمه معصومین (علیه السلام) از غیب، در پرتوی عقیده بداء جبران شده است.
قفاری از مبلغان وهابی مدعی است که عقیده بداء در نزد شیعه به عنوان سرپوشی بر اشتباهات ائمه معصومین (علیهم السلام) در خبر از غیب، به کار برده میشود. او به عنوان مثال به مساله اتمام دولت بنیعباس اشاره کرده و بر این باور است که خبر غیبی امام معصوم (علیه السلام) در این باب صحیح نبوده است.
امام علی (علیه السلام) فرمودند: سلونی فان عندی علم الاولین و الآخرین: از من بپرسید، همانا علم اول و آخر در نزد من است. صدوق، محمد بن علی، التوحید، قم، جامعه مدرسین، 1398 ه، ص 305. لینک مقاله: https://www.adyannet.com/fa/news/27745
ابنتیمیه در اثبات خدای مرئی، به برخی ادلّهی نقلی نیز اشاره کرده که از جملهی آنها احادیث ذیل است: «قال (صلی الله علیه و آله): انکم سترون ربکم کما ترون الشمس و القمر.
ابنتیمیه نخواسته به جسمانی بودن حقّ تبارک و تعالی بهطور صریح اعتراف کند. او معتقد است که ادلّهی نقلی و براهین عقلی به جواز رؤیت حقّ، دلالت دارد و منکران رؤیت خداوند در برابر ادلهی عقلی به عجز و ناتوانی خود اعتراف میکنند.