عکس
محمد بن عبدالوهاب در کلامی غلوآمیز شرک مشرکان زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را سبکتر از شرک (توسل، شفاعت و استغاثه) مسلمانان عصر حاضر میداند و عقل آنها را نیز خردمندانهتر از عقل و درایت مسلمانان فعلی بر میشمرد و میگوید:
یکی از ادله (مصادر) احکام، قول صحابی است.
زیدان، عبدالکریم، الوجیز فی الاصول الفقه، موسسه قرطبه، بیجا، بیتا، ص 423 و 425.
مقاله: «حجیت قول صحابه»
مراد از قول صحابی همان فتوا و یا مذهب فقهی در مسائل اجتهادی است و یا به عبارت دیگر میتوان گفت که هر آنچه از مجتهدین صحابه در مسائل اجتهادی صادر شده است.
به گواهی کتب معتبر اهل سنت، اصحاب پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) نه تنها در مسائل اجتهادی، برخورد مجتهدانه داشته، بلکه گاهی نیز در امور توقیفی و تصریحی (نصوص)، اجتهاد کردهاند. از نمونههای این موارد میتوان به اقامه جماعت نماز تراویح اشاره کرد.
با توجه به معنای اجتهاد، باید بیان داشت که برخی از کردارهای صحابه مصداق اجتهاد نبوده و تنها اصطلاح اجتهاد، توجیهی از سوی ایشان برای تصحیح عملکردشان است. مثلاً دستور سوزاندن «فجائه سلمی» توسط ابوبکر چگونه اجتهادی بوده است؟
«الاجتهاد: بذل الوسع فی طلب الامر.»
اجتهاد به معنای به کار بردن تلاش در جهت رسیدن به امری است.
ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه فی الغریب الحدیث و الاثر، بیجا و بیتا، ج 1، ص 319.
یکی از راههایی که امام علی(سلاماللهعلیه) برای کسب آرامش به فرزندشان امام حسن(سلاماللهعلیه) توصیه میکند این است که میفرماید: «...غم و اندوه خود را در پیشگاه خداوند مطرح كن تا غمهای تو را برطرف كند و در مشكلات تو را یاری رساند...» [نهج البلاغه، نامه 31] یوگا، انسان را در یک چرخهی پوچ، رفت
اُشو: پدر و مادرا مگه بردهاند! باید بچهها را بفرستیم تو کمون بزرگ بِشَن، زن و مرد باید به فکر لذتشون باشن. (برگرفته از، آیندهی طلایی، ص95.)
ابنکثیر با سکوت خود امام و مجتهد بودن یزید را تایید میکند. او ضمن نقل قول کلام ابوالخیر قزوینی مبنی بر امام و مجتهد بودن یزید، هیچ کلامی در رد این سخن، بیان نمیکند.
«و من ذلک اخباره بعماره بغداد، و ملک بنیعباس ... و اخذ المغول الملک منهم. رواه والدی ... و کان ذلک سبب سلامه اهل الحله.»
از اخبار غیبی امیر مومنان (علیه السلام) سقوط خلافت بنیعباس توسط مغول است. پدرم نقل میکند که همین خبر، سبب سلامتی اهل حله قرار گرفت.
ابوبصیر طرطوسی یکی از مفتیان القاعده است که شیعه را تکفیر میکند. وی در کتاب مجموع فتاوایش مینویسد:
«فاما الشیعه الروافض فهی کطائفه: طائفه الشرک و زندقه ورده- هذا حکم عام.»
شیعه روافض مانند طائفه مشرک و زندیق و مرتد هستند، این حکم عامی است برای همه شیعیان.
ابوبصیر طرطوسی در اتهامی بیاساس در کتاب مجموع الفتاوایش اینگونه مینویسد:
هر اندیشه و تفکری خواه برخاسته از مبانی دینی باشد و یا برگرفته از تفکر غیر دینی، ناچار است درباره هستی موضعگیری مشخصی داشته باشد و تبیین کند که دیدگاه او درباره دنیا و ماوراء و امور دیگر هستی شناسانه چگونه است.
ابن تیمیه در راستای توجیه وقایع پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآله)، با اینکه نمیتواند فضایل صحیح و مشهور در مورد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) را نفی کند، همچنین به هجوم به خانه ایشان اقرار کرده است، بنابراین چارهای جز مخدوش کردن این فضیلت دختر گرامی پیامبر (خداوند با غضب فاطمه،