نقد توجیه ابن حجر عسقلانی درباره استمرار غضب حضرت زهرا سلاماللهعلیها
.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ آیا توجیه ابن حجر عسقلانی درباره استمرار غضب حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها تا زمان شهادت، مبنی بر اینکه دوری ایشان از ابوبکر، ناشی از اندوه و سپس بیماری بوده است، تلاشی برای کمرنگکردن علت اصلی اختلاف نیست؟ ابن حجر نقل میکند که حضرت زهرا سلاماللهعلیها پس از خروج خشمگینانه از نزد ابوبکر، به اندوه و سپس بیماری خود مشغول شد و در نتیجه، دوری ایشان از ابوبکر ادامه یافت.[۱] بدین ترتیب، او استمرار نارضایتی را به وضعیت جسمی و روحی آن حضرت مرتبط میسازد، نه به اختلاف بر سر میراث پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله!
در مقابل، گزارش جاحظ، ادیب و متکلم برجسته معتزلی، منشأ اختلاف را بهروشنی به مطالبه میراث و محرومیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها از حق مورد مطالبه ایشان مرتبط میکند. جاحظ نقل میکند که آن حضرت از ابوبکر پرسید: اگر از دنیا بروی، چه کسی وارث تو خواهد شد؟ ابوبکر پاسخ داد: خانواده و فرزندانم. حضرت زهرا سلاماللهعلیها سپس پرسید: پس چرا ما از پیامبر ارث نمیبریم؟ جاحظ در ادامه میگوید که ابوبکر ایشان را از میراث محروم کرد و حقشان را نادیده گرفت؛ در پی این ماجرا، حضرت زهرا سلاماللهعلیها اعلام کرد که علیه او به درگاه خداوند دعا خواهد کرد و دیگر با وی سخن نخواهد گفت.
جاحظ همچنین گزارش میکند که اعتراض حضرت زهرا سلاماللهعلیها تا آنجا پیش رفت که وصیت کرد ابوبکر بر پیکر ایشان نماز نخواند.[۲] این گزارش، اختلاف را نه صرفاً ناشی از اندوه و بیماری، بلکه مرتبط با مطالبه حق و محرومیت از میراث معرفی میکند. ازاینرو، تقلیل استمرار نارضایتی آن حضرت به وضعیت جسمی و روحی، بدون بررسی علت اختلاف، تفسیری ناکافی از ماجراست.
نکته مهم آن است که گزارش جاحظ از نظر محتوایی، با گزارش مشهور صحیح بخاری درباره علت نارضایتی حضرت زهرا سلاماللهعلیها سازگاری بیشتری دارد تا با توجیه ابن حجر. بخاری تصریح میکند که ابوبکر از واگذاری اموال مورد مطالبه خودداری کرد و حضرت زهرا سلاماللهعلیها به همین سبب از او ناراضی شد و تا زمان وفات با وی سخن نگفت.[۳] بنابراین، گزارش بخاری نیز منشأ اختلاف را به مسئله اموال مورد مطالبه مرتبط میکند، نه اینکه استمرار نارضایتی را صرفاً به بیماری نسبت دهد.
در نتیجه، گزارش جاحظ، شاهدی مهم برای نقد تفسیر ابن حجر است؛ زیرا نشان میدهد که در آثار یک نویسنده غیرشیعه نیز اعتراض حضرت زهرا سلاماللهعلیها با مطالبه میراث و پایمالشدن حق ایشان پیوند خورده است. برای این نقد، نیازی به نسبتدادن همسانی فکری میان ابن حجر و عالمان وهابیت نیست؛ کافی است تفاوت میان تفسیر ابن حجر و محتوای گزارشهای جاحظ و بخاری روشن شود. هنگامی که این دو گزارش، زمینه اختلاف را مشخص میکنند، فروکاستن ماجرا به اندوه و بیماری، بدون پاسخگویی به شواهد تاریخی، توجیهی ناکافی خواهد بود.
پینوشت:
[1]. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج6، ص202، تحقیق محبالدین الخطیب، المکتبة السلفیة، مصر، چاپ اول، 1380 _ 1390 ق
[2]. جاحظ، عمرو بن بحر بن محبوب کنانی، الرسائل السياسية، ص467، دار و مکتبة الهلال، بیروت. بی تا.
[3]. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج4، ص1549، تحقیق مصطفی دیب البغا، دار ابن کثیر و دار الیمامة، دمشق، چاپ پنجم، 1414 ق برای مطالعه بیشتر روی لینک بزنید.

افزودن نظر جدید