عکس
ابنتیمیه هر جا حدیثی در فضایل اهلبیت (علیهمالسّلام) میدید آن را با تمام توان در مقام انکار و یا تضعیف آن بر میآمد؛ که این خود دلیلی بر خبث طینت او است.
ابنتیمیه هر جا حدیثی در فضایل اهلبیت (علیهمالسّلام) میدید آن را با تمام توان انکار یا تضعیف میکرد؛ وی در کتاب منهاج السنة مینویسد: «به روافض (شیعیان) گفته میشود: اگر ناصبیها به شما بگویند: علی (علیه السّلام) خون مسلمانان را حلال دانست و بدون دستور خدا و پیامبر برای ریاست خودش جنگید، و حال
روایتی است در منابع اهل سنت که متعه نکاح را منتسب به خلیفه دوم می کند.«متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسم أنا أنهى عنهما وأعاقب عليهما: متعة النساء ومتعة الحج». ابن باز مفتی وهابی، این روایت را تأیید می کند که از عمر صادر شده است ولی می گوید چون خلاف سنت نبوی است نمی پذیریم.
ابن تیمیه در مسیر نفاق از هیچ کوششی فروگذار نکرد و تمام همت خود را در این راه به کار گماشت و از طرق مختلفی نظیر کتمان، تحریف و انکار فضائل امیرالمومنین (علیه السلام) راه هدایت و صراط مستقیم را بر مسلمین مسدود کرد.
علامه حلی در کتاب «منهاج الکرامة فی معرفة الامامة» یکی از روایاتی را که عنوان دلیل بر حقانیت عقیده شیعه در مورد امامت امیرالمومنین(علیهالسلام) میآورد روایتی است که مشهور به «معرفت امام» است.متن این روایت بدین شرح است: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة؛ هرکه بمیرد در حالیکه
ابن تیمیه - که کتاب «منهاج السنة النبویة فی نَقضِ کلام الشّیعة و القَدَریّة» را در رد کتاب «منهاج الکرامة فی معرفة الامامة» علامه حلی (علیه الرحمة) نوشته است - طبق روالش در برابر سخنان علامه حلی موضع گرفته و حكايتی که میآید را نیز دروغ خوانده است، اما دليل او در نادرستى اين حكايت بسيار خندهدار
ابوعلی سینا حکیم، فیلسوف، طبیب و دانشمند بزرگ ایرانی (370-428) است که در جهان غرب به نام (anneciva) و با لقب «امیر پزشکان» شناخته شده است.
این تغییر سبک وضو در فرقه احمد همبوشی و یا به گفتهی خودشان (احمدالحسن) مدعی یمانی بدعتی دیگر در انحراف دین به شمار میآید. اتباع این فرقه برای خاص جلوه دادن خـود و جـدا کـردن خود از شیعـه اثنا عشـری، دسـت به ترفنـدی تـازه زده و بـه همــراه مسـح روی پا، قــوزک پا را نیز مسح میکنند.
سرکرده و سردمدار وهابیت، ابنتیمیه با ابراز خوشحالی و استقبال از تفکرات امویان و مروانیان مینویسد: «برخی از علمای ما، برخی از مستحباتی را که شیعیان با انجام آنها شناخته میشوند را ترک میکنند، تا فرق بین سنّی و رافضی مشخص گردد؛ چرا که مصلحت جدایی و مخالفت با هذیانگوییهای آنها بیش از مصلحت ا
در عصر حاضر افراد به سبب فاصله گرفتن از خدا، دچار خلأ معنوى شدهاند و مدعيان دروغين از اين خلأ درونى سوء استفاده كرده، خود را مأمنى براى تخليه و پاسخ به اين احساسِ حقيقى درونى مىدانند.
اکهارت یکـی از هـزاران فریادهـایی است که در فراق خدا در غرب به گوش رسیده و تنها فایدهاش بازخوانی دردِ دوری بشرِ غربی از خداست. ولی در مکتب اکهارت نه ایمان و اعتقاد به خدای یگانه ؛ و نه ظلمستیزی دیده میشود؛ نه اقدام و مجاهدت دیده میشود و نه تهذیب و تقوا.
" كرى ولف" انجيل را معجونى از تناقضات مى داند، او مى نويسد: اگر نويسندگان انجيل ها، اين مطالب را با الهام از روح القدس نوشته باشند نتيجه مى گيريم روح القدس نيز در تأليف چنين كتاب هاى بى اعتبارى همدست آنهاست. (کتاب مفهوم انجيل ها،کری ولف، ترجمه محمد قاضی، صفحه 22)
در کتابهای رجال شرح حال علما و راویان احادیث آمده است؛ در مورد یکی از راویان و علمای مالکی در کتابهای رجالی به نام عبدالملك بن عبدالعزيز بن عبدالله بن ماجشون (ابنماجشون) به این صورت توصیفاتی ذکر گردیده شده است؛ ذهبی او را علامه، فقیه و شاگرد امام مالک ذکر کرده است.
ذهبی عالم بزرگ اهلسنت که نامش ابوعبدالله شمس الدین محمد بن احمد قایماز ذهبی ترکمانیست، در سال 673 قمری متولد شد. او بهعنوان برجستهترین عالم رجالی اهل سنت شناخته میشود، که از هزار و دویست نفر راوی و محدث، حدیث نقل نموده است.