حديث شماره 5

5- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ قـَالَ سـَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُسْتَضْعَفِينَ فَقَالَ هُمْ أَهْلُ الْوَلَايَةِ فَقُلْتُ أَيُّ وَلَايَةٍ فَقَالَ أَمَا إِنَّهَا لَيْسَتْ بِالْوَلَايَةِ فِي الدِّينِ وَ لَكِنَّهَا الْوَلَايَةُ فِى الْمُنَاكَحَةِ وَ الْمُوَارَثَةِ وَ الْمُخَالَطَةِ وَ هُمْ لَيْسُوا بِالْمُؤْمِنِينَ وَ لَا بِالْكُفَّارِ وَ مِنْهُمُ الْمُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
اصول كافى جلد 4 صفحه :128 رواية :5

ترجمه :
عـمـربـن ابـان گـويـد: از امـام صـادق (ع ) دربـاره مـسـتـضـعـفـيـن پـرسيدم ؟ فرمود: آنها اهل ولايت هستند، عرض كردم : چه ولايتى ؟ فرمود: هر آينه آن ولايت در دين نيست بلكه ولايت (و بستگى ) در ازدواج وارث و معاشرت است ، و ايشان نه مؤ منند و نه كافر، و از آنهايند كـسـانى كه به اميد خداى عزوجل هستند (و كارشان با خدا است كه اگر خواهد عذاب كند يا ببخشد).

شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گـويـد: چـون لفـظ [ولايـت ] مـجـمـل بـوده و احـتـمـال داده مـيـشـد كـه مـقـصـود ولايـت اهـل بـيـت (عـليـه السـلام ) بـاشـد سـائل عـرض كـرده اسـت : چـه ولايـتـى ، حـضـرت در پـاسـخ فـرمـوده اسـت : مقصود ولايت اهـل بـيـت و امـامـان بر حق نيست زيرا اگر اينطور بودند در زمره مؤ منين بودند، يا اين كه مـقـصـود از ولايت در دين آن ولايتى است كه به سبب اتحاد در دين ميانه مؤ منين است چنانچه خداى سبحان فرماند: [المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولياء بعض ] يعنى مردان مؤ من و زنـان مـؤ مـنـه بـرخـى از آنـهـا دوسـتـان برخى هستند....(سوره توبه آيه 71) و حضرت فرموده است اينان نيستند بلكه مقصود مردمى هستند كه معتصب در مذهب خود نيستندد و با شما نـيـز بغض ندارند بلكه با شما ازدواج كنند وارث دهند و آميزش كنند، يا اينكه مقصود اين است براى شما ازدواج و معاشرت ايشان جايز است آنان از شما ارث برند و شما از ايشان ، پـس پرسش سائل از حكم انها بوده نه از وصفشان ، يا اين كه حضرت حكمشان را بيان فرموده سپس آنها را معرفى كرده است كه اينان مؤ من نيستند و كافر هم نيستند...