1. صالح با ارواح قوم خود سخن مى گويد
از آياتى كه گواهى مى دهد كه ارتباط بشر با گذشتگان، باقى و برقرار است، آيه مربوط به مذاكره صالح(عليه السلام)با هلاك شدگان از قوم خود مى باشد:
(فَعَقَرُوا النّاقَةَ وَعَتَوا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ قالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنتَ مِنَ المُرْسَلين).
«شتر را (كه معجزه صالح بود) پى كردند و از دستور پروردگار خود سرپيچيدند و گفتند: اى صالح اگر پيامبرى، عذابى كه به ما وعده مى دهى بياور».
(فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمين) .
«پس زلزله اى (بر اثر صيحه آسمانى) آنان را فرا گرفت(1)و در خانه هاى خويش بى جان افتادند».
(فَتَولّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَومِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رَسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ الناصِحين) .(2)
«آنگاه از آنان دورى نمود و گفت: اى قوم، من پيامهاى خداوند را رسانيدم ولى شما ناصحان را دوست نمى داريد».
در مفاد آيات سه گانه دقت كنيد:
آيه نخست، حاكى است كه قوم صالح، از او، درخواست عذاب الهى كردند.آيه دوم حاكى است كه عذاب الهى فرا رسيد و همه آنان را نابود كرد. و بالأخره، آيه سوم حاكى است كه حضرت صالح پس از مرگ و نابودى و نداى آنان با جمله (يا قَوم) به ايشان گفت: من پيامهاى الهى را رسانيدم ولى شما نصيحت گويان را دوست نمى داريد.
گواه روشن بر اينكه حضرت صالح پس از نابودى با آنان سخن گفت،سه چيز است:
1. چينش نظم آيات به شكلى كه گفته شد.
2. حرف «فا» در لفظ «فَتَولى» كه دالّ بر ترتيب است، يعنى پس از نابودى آنان، از آنها روى برتافت و به آنان چنين گفت:
3.جمله (ولكن لا تحبُّون الناصحين)مى رساند كه آنان آنچنان در عناد و شقاوت فرو رفته بودند كه پس از مرگ نيز داراى چنين روحيه بودند كه افراد پند ده و اندرزگو را نيز دوست نمى داشتند.
ظاهر آيه اين است كه او با ارواح امت خود به طور جدّى سخن مى گويد و آنان را مورد خطاب قرار مى دهد و از عناد مستمرّ آنان كه پس از مرگ نيز با آنان همراه بود خبر مى دهد، و مى گويد: هم اكنون نيز ناصحان را دوست نمى داريد.
سؤال:خطاب صالح به قوم خود، جدّى نبوده، بسان سخن گفتن غزل سرايان با در و ديوار معشوق است.
پاسخ: كسى مفاد آيه را بر زبان حال حمل كند و بگويد اين نوع خطاب، از قبيل خطابات عاشقان وغزل سرايان است كه، در و ديوار را مورد خطاب قرار مى دهند، از روشن ترين مصاديق تفسير به رأى و نوعى پيشداورى غلط است.
حقيقت تفسير به رأى اين است قبلاً عقيده اى را اتخاذ نموده سپس به خاطر حفظ آن، ظاهر آيه را تأويل و مطابق عقيده خود معنى كنيم چون قائل اين نظر، ارتباط ميان دو جهان را منتفى مى داند، به ناچار به چنين تفسيرى روى آورده است.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم)در حقّ اين گروه گفته است:
«مَنْ فَسَّرَ القرآنَ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَء مَقْعَدَهُ مِنَ النار».(3)
هركس قرآن را به رأى پيشين خود تفسير كند جايگاهى براى خود از آتش اتخاذ كند.
سؤال: حضرت صالح در اين خطاب با گروه باقى مانده از قوم خود سخن مى گويد، يعنى آنان كه به او ايمان آورده و جان به سلامت آورده بودند.
پاسخ: اين احتمال بسيار ضعيف بلكه بى پايه است زيرا اگر طرف خطاب گروه با ايمان باشند كه از قوم او باقى مانده اند پس چرا در ذيل آيه مى گويد: (وَلكِنْ لا تُحِبُّونَ الناصِحين) :« شماها پند دهندگان را دوست نداريد».
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1 . در برخى از آيات علت نابودى آنان صيحه آسمانى(هود/6) و در برخى ديگر صاعقه (فصلت/17) و در اين دو آيه زلزله معرفى شده است و جمع آيات به اين طريق است كه صيحه شديد آسمانى، با صاعقه و زلزله همراه بوده است.
2 . اعراف/77ـ79.
3 . اين حديث را محدثان اسلامى به اتّفاق نقل كرده اند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------