مکاتب اهل سنت
غالیان و غلو کنندگان درباره احمد بن حنبل، گاه چنان پای را از گلیم خود فراتر میگذارند که سست بودن اعتقادات و عقایدشان برای همگان به امری سهل و آسان تبدیل میشود و برای درک آن احتیاج به دانستن و إشراف به علوم و براهین و استدلالات عقلی خاص نیست.
برخی از صحابه در كنار بستر بيمار پيامبر، از نوشتن وصيت ایشان جلوگيری کردند، که با این کار چند مخالفت آشكار قرآنی انجام دادند: مخالفت با آيهای که سخنان پیامبر را جز وحی نمیداند؛ مخالفت با آیه تبعیت از رسول خدا؛ مخالفت با آیه بلند نکردن صدا در محضر پیامبر؛ مخالفت با آيه رضایت کامل به داوری پیامبر و نهی از اذیت پیامبر، و با این کار موجبات گمراهی امت اسلام را سبب شدند.
فضیلت تراشان که برای کسب مقام و منزلت بزرگان خود از هیچ کوششی دریغ نکردند در اقدامی تعجب آور از پیامبران مایه گذاشتند و با بیان خواب و رؤیا سعی کردند مقام و منزلتی را دست و پا کنند.
ابنسمون میگوید: از مدینه به قصد بیت المقدس خارج شدم، مقداری تمر صیحانی نیز همراه خود برداشتم. هنگامی که به بیت المقدس رسیدم، دلم هوای رطب کرد. نفسم را سرزنش کرده و گفتم: از کجا برایت رطب تهیه کنم؟ وقت شام به سراغ تمرهایی که با خود آورده بودم رفتم، ناگهان دیدم که تبدیل به رطب شدهاند.
از موارد تاریخی، مخالفتهایی که با پیامبر رخ داده، میتوان اعتراض عمر به پیامبر در صلح حدیبیه را ذکر کرد که خود میگوید: از روزی که اسلام آوردم، تا روز صلح حدیبیه، این چنین در نبوّت پیامبر شک نکردم. ابو وائل میگوید: پیامبر در پاسخ به عمر فرمود: ای مردک اینکه با تو سخن میگوید، پیامبر خداست و خلاف فرمان پروردگار کاری انجام نمیدهد.
خداوند با علم و حکمتش در امتحانی قرآن و پیامبر اکرم را برای هدایت بشر فرستاده و شیطان هم انسانها را میفریبد؛ خداوند فرموده: «بگو -ای پیامبر- از شما هیچ چیزی در مقابل رسالتم نمیخواهم، مگر محبت و دوستی با اهل بیتم.» اما بعد از رحلت پیامبر اسلام، با دختر پیامبر به خاطر برخی مسائل که حق مسلّم ایشان بود، به نزاع پرداختند و منجر به کدورت و ناراحتی شدید ایشان شد.
از نظر علمای اهل سنت تمام صحابه عادل هستند، ولی در تاریخ صدر اسلام میبینیم آنها با پیامبر اکرم گاهی به شدت مخالفت میکردند. یکی از مخالفتهای صحابه با پیامبر اکرم در آخرین حج ایشان بود، عایشه میگوید: پس از برخورد تند برخی صحابه، پیامبر با حالتی غضبناک نزد من آمد، من کسانیکه پیامبر را غضبناک کرده بودند را نفرین کردم و گفتم خدا آنها را وارد آتش دوزخ کند.
پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآله) بارها و در جریانات مختلف از حضرت علی (علیه السلام) تمجید کرده و وی را ولی و جانشین بعد از خود معرفی کرده است که آخرین بار آن در یک اجتماع بزرگ، حادثه غدیر خم است که همه اهل مذهب آن حادثه عظیم را در کتب خود آوردهاند.
زیارت قبور بزرگان دین، خاصه قبر شریف پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و ائمه اطهار (علیهمالسلام) و امید به بخشش گناهان و قرار گرفتن در مسیر خیر، از اعتقادات شیعیان است و برخی جدیداً با این عمل مخالفت کرده و آن را شرک معرفی میکنند که باعث شده، مسلمانان برخی فرق اسلامی نیز تحت تأثیر واقع شوند ولی قدمای آنان اینطور نبودند.
علی بن موفق میگوید: روز جمعه هنگام خارج شدن از منزل، همسرم از من چیزی خواست. در حالی که ناراحت بودم از منزل خارج شدم. ناگهان هاتفی صدا زد: ای علی بن موفق! با وجود داشتن پروردگاری همچون من، ناراحتی؟
حنابله بزرگان خود مانند عبدالله بن حفار را صاحب مقاماتی بلند میدانند تا جایی که ادعا میکنند احمد بن حنبل او را در مسیر رفتن به عرش ملاقات کرده بود.
پیامبر اکرم در آخرین حج خود مناسک حج را آموزش دادند و نیز خلافت و جانشینی بعد از خود را به اطلاع مردم رساندند؛ در حالیکه صحابه چیزی را زشت میپنداشتند، در مقابل پیامبر اکرم ایستاده و سخن ایشان را به مسخره میگرفتند، یکی از مخالفتها در برابر حکم انجام عمره در ماه ذی الحجه بود.
ابو زرعه رازی را معاصر احمد بن حنبل و از علمای حنابله بر میشمرند و غالیان در مورد وی نیز غلوهای بسیاری نمودهاند که از جمله آن صحبت کردن وی با خداوند است. البته ناگفته نماند که اکثر ادعاهای غلو آمیز در مورد وی همه مربوط به عالم خواب و رؤیا است.
بیپایه و بیاساسترین غلوّ آن است که سخنی را بدون هیچ پیش زمینهای از یک شخص برای وی به عنوان یک فضیلت شمرده شود. زیرا هر چیزی برای اثبات، محتاج دلیل است و صرفا با ادعا چیزی ثابت نمیشود.