عوامل تیرگی روابط مسلمانان با یهودیان 1
انكار اسلام و وجود پيامبر(ص) توسط یهود و خصومت و کارشکنی آنان علیه پيامبر(ص) و مسلمانان موجب درگیری و نزاع میان یهودیان و مسلمانان شده است.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب _ در تاریخ صدر اسلام تا حدودی روابط و زمینه های مشترکی میان مسلمانان و یهودیان برقرار بوده است اما در ادامه بر اثر عواملی این روابط تیره و تار شد.
حضرت ابراهیم(علیهالسلام) دو پسر به نام اسماعیل و اسحاق(علیهماالسلام) داشت. اسحاق(علیهالسلام) بیش از ده سال پس از تولد اسماعیل(علیهالسلام) به دنیا آمد.
اسحاق(علیهالسلام) در سنین پیری صاحب فرزندان پسری شد که از میان آنان یعقوب(علیهالسلام) در استمرار رشته نبوت و تحول کیان بین اسرائیل نقش عمده ای ایفا کرد. حضرت یعقوب(علیهالسلام) به شام رفت و در آنجا صاحب دوازده پسر شد که هر کدام منشاء یکی از اقوام معروف به بنی اسرائیل شدند و پدر یهودیان تاریخ گشتند.
اسماعیل(علیهالسلام) با پدر و مادر خود به حجاز و مکه آمده بود و او و مادرش در کمال غربت در آنجا اسکان داده شدند. ایشان پس از معجزه جوشش زمزم برای او و مادرش در آنجا ماندگار شد و پدر اعراب عدنانی گردید. او صاحب ده یا دوازده پسر شد که از میان آنان قیدار یا نابت، جدّ رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآله) است.(1)
با توجه به اینکه نسل هر دو طایفه به ابراهیم(علیهالسلام) می رسد و دو پسر ایشان، نقطه آغاز نجات و سعادت گروهی از مردم شدند، برخی از پسر عمو بودن مسلمانان و یهودیان سخن گفتند. البته آنچه که با واقعیت انطباق دارد، پسر عمو بودن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و فرزندانشان با یعقوب و فرزندانشان است نه اینکه پیروانشان هم با هم پسر عمو باشند.
با وجود آنکه روابط مشترکی میان مسلمانان و یهودیان در تاریخ صدر اسلام و نیز در ادامه وجود داشت، اما عواملی باعث شد که روابط آنان رو به تیرگی رود.
1. انكار اسلام و وجود پیامبر(صلیاللهعلیهوآله):
اولین مسأله ای كه باعث شده عده ای از یهودیان در مقابل مسلمانان قرار بگیرند، انكار اسلام و وجود پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) بوده است.
یهودیان، قبل از ظهور اسلام طبق فقرات تورات، انتظار آمدن پیامبر خاتم را داشتند و دیگران را به آن بشارت می دادند: «این است برکتی که موسی مرد خدا قبل از وفاتش به بنی اسرائیل برکت داده گفت: یهُوَه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جبل فاران درخشان گردید.»(تثنیه، 33: 1- 2)
امام رضا (علیهالسلام) در مناظره با رأس الجالوت یهودی، این عبارت را از برای اثبات نبوت رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآله) شاهد آورده و رأس الجالوت نیز تصدیق کرد و از پاسخ درمانده شد. امام فرمود، روشن است نورى كه از طرف سینا آمد، همان وحی است كه بر موسى بن عمران در طور سینا نازل شد. روشن شدن كوه ساعیر، به همان كوهى اشاره دارد كه در آن جا بر عیسى بن مریم وحى شد و منظور از كوه فاران، كوهى در اطراف مكه است كه با مكه یك روز فاصله دارد.(2)
ولی با ظهور اسلام و جلوگیری از منافع نامشروع یهودیان و انحرافات و خودكامگی های آنها، نه تنها یهودیان دعوت اسلام را نپذیرفتند، بلكه در آشكار و نهان بر ضد اسلام قیام كردند، چنانكه قرآن می فرماید: «وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِینَ. بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْیاً أَنْ ینَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ وَ لِلْكافِرِینَ عَذابٌ مُهِینٌ؛ و هنگامى كه از طرف خداوند، كتابى براى آنها(یهودیان و...) آمد كه موافق نشانه هایى بود كه با خود داشتند، و پیش از این به خود نوید پیروزى بر كافران می دادند (كه با كمك آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامى كه این كتاب، و پیامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او كافر شدند؛ لعنت خدا بر كافران باد! ولی آنها در مقابل بهای بدی، خود را فروختند كه به ناروا به آیاتی كه خدا فرستاده بود كافر شدند و معترض بودند چرا خداوند به فضل خویش بر هر كس از بندگانش بخواهد آیات خود را نازل می كند؟ از این رو به خشمی بعد از خشمی (از سوی خدا) گرفتار شدند و برای كافران مجازاتی خوار كننده است.(بقره، 89ـ 90)
2. خصومت و کارشکنی یهودیان علیه پیامبر و مسلمانان:
از نگاه قرآن، بدترین دشمن برای مسلمان ها یهودیانی بودند که در بسیاری از صحنه های نبرد ضد اسلامی به طور مستقیم یا غیر مستقیم دخالت داشتند و از هرگونه كار شكنی و دشمنی خودداری نمی كردند. در ادامه به نمونه هایی از این کارشکنی ها اشاره می شود:
1. لجبازی در مقابل دعوت پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآله) كه با حالت استهزاء می گفتند: «وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا ما یؤْمِنُونَ؛ و (آنها(یهودیان) از روى استهزا) گفتند: دل هاى ما در غلاف است! (و ما از گفته تو چیزى نمی فهمیم. آرى، همین طور است!) خداوند آنها را به خاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته، (به همین دلیل، چیزى درك نمی کنند) و كمتر ایمان می آورند»(بقره، 88)
2. ایجاد شبهه برای متزلزل ساختن عقیده مسلمانان.
3. ایجاد اختلاف بین مسلمانان و دو قبیله اوس و خزرج.
4. با مشركان ارتباط مخفیانه برقرار كردن.(3)
5. جنگ طایفه یهودی بنی قنیقاع بر علیه مسلمین.
6. توهین به یكی از زنان عرب مسلمان و كشتن مسلمانی و پناهنده شدن یهودیان بعد از جنایت به قلعه های خود.(4)
7. توطئه قتل پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآله) با تصمیم سران بنی النضیر، توسط شخصی بنام «عمرو حجاش».
8. با اینكه با پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) پیمان بسته بودند كه بر علیه مسلمانان قدمی بر ندارند.
9. همكاری یهودیان با مشركین در محاصره مدینه در جنگ خندق.
10. پیمان شكنی بنی قریظه و تجاوزات آنها به مسلمانان در غارت شهر.
11. محاصره دژ بنی قریظه و گفتن ناسزا و فحش به پیامبر اسلام توسط یهودیان.(5)
نتیجه آنکه عواملی نظیر انكار اسلام و وجود پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) توسط یهود و خصومت و کارشکنی آنان علیه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و مسلمانان، باعث شد رشته مشترک مسلمانان و یهودیان پاره شود.
پی نوشت:
1. سید جعفر عارف کشفی، رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) و یهود، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، 1395، ص 61- 62
2. ر.ک: شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، تهران: نشر جهان، ۱۳۷۸ش، ج ۱، ص ۱۶۴- ۱۶۷؛ همو، التوحید، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۹۸ق، ص 417- 428
3. جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، قم: نشر عمار، 1351، ج 1و 2، ص 383- 385
4. همان، 436- 439
5. همان، ص 507- 556
افزودن نظر جدید