استدلالهایی که مانند بمب هستهای بر وهابیت ریخته شد
در جهان اسلام و در بین مذاهب مختلف کم نبودهاند افرادی، که با داشتن ضمیری آگاه و بینا تلاش کردهاند، راه اشتباه سلفیت و وهابیت را به نقد بکشند. افرادی با ضمیر روشن که توانستند با استدلالهای روشن خود بنیان اندیشه وهابیت را تخریب کنند و به تعبییر دیگر عالمان همچون بمبی هستهای، اساس وهابیت را متلاشی کنند.
احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری یکی از علمای بزرگ اهل سنت معاصراست. او در آثار خود به درستی بر اشتباهات جریانات سلفی تاکید و آنها را تبیین میکند. یکی از کارهای برجسته و مهم وی در دفاع از بنای بر قبور اولیاء الهی است که با بیانی علمی و فقهی بنیان استدلالهای وهابیت را تخریب میکند.
وی در کتاب «احیاء المقبور من ادله استحباب بناء المساجد و القباب علی القبور» بعد از بیان ادله ایشان میگوید: «این تمام چیزی است که فقهای مذاهب چهارگانه در مورد بنای بر قبور بیان کردهاند. قول صحیح این است که بنای بر قبور جایز است، حال دور تادور آن را بسازند، یا قبه بر آن بسازند یا مسجد بر سر آن بسازند. شروطی که فقهاء ذکر کردهاند، امری خارج از حکم ذاتی بنا است و مربوط به عوارض آن است که حکم خاص دارد. حکم حرمت نیز با نبود موانع ار بین میرود. مانند اینکه زمین وقفی باشد و یا در راه مردم و به قصد مباهات و زینت کردن باشد.»
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری یکی از علمای بزرگ اهل سنت معاصراست. در کودکی قرآن را حفظ کرد و تحصیل را آغاز کرد؛ او در خانوادهای مالکی مذهب متولد شد، هنگام تحصیل در قاهره مذهب شافعی را برگزید، مدتی بعد اجتهاد مطلق و خارج از چهارچوب مذاهب اربعه را پذیرفت، بر این اساس وی تنها خود را ملتزم به ادله میدانست، خواه با قول جمهور و مذاهب اربعه سازگار باشد یا سازگار نباشد؛ او با اندیشههای سلفی به مخالفت پرداخت.[1]
غماری در آثار خود به درستی بر اشتباهات جریانات سلفی تاکید و آنها را تبیین میکند. یکی از کارهای برجسته و مهم وی در دفاع از بنای بر قبور اولیاء الهی است که با بیانی علمی و فقهی بنیان استدلالهای وهابیت را تخریب میکند. به طوریکه علماء مصر پس از مشاهده این کتاب گفتند: «مااشبهه فی حجته الا بالقنبله الذریة علی الوهابیة.[2] دلایل نویسنده این کتاب چقدر شبیه بمبهای هستهای است که بر سر وهابیان میریزد.»
او در کتاب خود در باب بنای بر قبور جمعبندی میکند که ادله کسانیکه بنای بر قبور را جایز ندانستهاند، مربوط به عوارض است نه ذات بنای بر قبور. یعنی مثلاً در زمین وقفی یا در راه و یا به قصد ریا و تفاخر، بنای بر قبور را احداث میکنند و الا بنای بر قبور به خودی خود اشکالی ندارد.
«هذا محصل ما للفقهاء المذاهب الاربعه و غیرها فی المسأله. و الصحیح الذی یدل علیه الدلیل و یقتضیه النظر ان البناء جائز سواء کان حوشاً او بیتا او قبه او مسجدا و ما یذکره الفقهاء من الشروط و الاحترازات امر خارج عن حکم البناء فی ذاته لانها عوارض لها حکم خاص بها یوجد بوجودها و ینتفی بانتفائها ککونه فی الارض الموقوفه او مسبله او قصد به المباهاه او الزینه و نحو ذلک.[3] این تمام چیزی است که فقهای مذاهب چهارگانه در مورد بنای بر قبور بیان کردهاند. قول صحیح این است که بنای بر قبور جایز است، حال دور تادور آن را بسازند، یا قبه بر آن بسازند یا مسجد بر سر آن بسازند. شروطی که فقهاء ذکر کردهاند، امری خارج از حکم ذاتی بنا است و مربوط به عوارض آن است که حکم خاص دارد. حکم حرمت نیز با نبود موانع از بین میرود. مانند اینکه زمین وقفی باشد و یا در راه مردم و به قصد مباهات و زینت کردن باشد.»
پینوشت:
[1]. عبد الله بن عبد القادر التليدی، المطرب فی مشاهیر اولیاء المغرب، ص241
[2]. به نقل از پایگاه تخصصی نقد وهابیت، در تبیین شخصیت غماری
[3]. احیاء المقبور من ادله استحباب بناء المساجد و القباب علی القبور، احمد بن محمد بن صدیق غماری، چاپ چهارم، 1429هـ، ص11.
به نقل از مقاله «جواز بناء بر قبور از دیدگاه غماری»
افزودن نظر جدید