عکس
از نکـاتی کـــه در کتابهای اشو دیده میشـود مقابلـه با ادیـــان آسمانی است.
ابنتیمیه در تعریف جهاد مینویسد: «جهاد به معنای بهکارگیری تمام توان در جهت حصول امر محبوب نزد پروردگار و از بین بردن امری است که مبغوض حقتعالی است»
«الجهاد: هو بذل الوسع، و هو القدرة فی حصول محبوب الحقّ، و دفع ما یکرهه الحقّ»
ابن تیمیه در شرایط تقیه، سجده برابر بت را نیز جایز میداند، او میگوید: «اگر تقدير چنين آيد که او (هر شخصی) در برابر بتی سجده کرد و در قلبش قصد عبادت آن را نداشته باشد، بلکه نيتش سجده برای خدا باشد، اين کفر نخواهد بود.
قاعدهای وجود دارد به نام تقدم افضل، که به این معنی است که تا وقتی فرد با فضیلت بیشتر وجود دارد، نباید کم فضیلتتر بر او مقدم شود؛ برخی از علمای اهل سنت، جایز دانستهاند که فرد فاضلتری باشد ولی فرد دیگری بر او مقدم شود؛ مثلاً ابن حجر هیثمی اینگونه میگوید:
ابنحجر با نقل احادیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در باب توجیه عملکرد حاکم جائر گام برمیدارد.
«قال النبی (صلی الله علیه و آله): من کره من امیره شیئا فلیصبر، فانه من خرج من السطان شبرا مات میته جاهلیه.»
کلام پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در امور دنیایی، چنانچه علماء گفتهاند امر ارشادی است.
«اما کلامه صلوات الله علیه فی الامور الدنیویه فانه کما قالوا من الآراء المحضه و یسمیه العلماء امر ارشاد.»
ابوریه، محمود، اضواء علی السنه المحمدیه، قاهره، دار المعارف، چاپ ششم، ص 15.
ابن تیمیه به هر قیمتی شده با دلایل اقامه شده از سوی علامه حلّی در کتاب «منهاج الکرامة» مبنی بر ولایت امیرمؤمنان (علیه السّلام) مخالفت میکند، وی با اشاره به حدیث صحیحالسندی از «ابوهریره» در کتاب تاریخ بغداد که نزول آیه «اکمال» را در 18 ذیحجه یعنی روز غدیر خم دانسته، با اهانت به ابوهریره گفته: «
از جمله شبهات ابن تیمیه، در کتاب منهاج السنه این است: «از آنجا که بدون شک دعای رسول خدا مستجاب است، امّا میبینیم که دعای «أللّهمّ انصر من نصره واخذل...؛ خدایا هر که علی (علیه السّلام) را یاری کند، یاری و هر که او را یاری نکند، خوار کن!» مستجاب نشده، پس معلوم میگردد این دعا از پیامبر (صلیالله
ابن تیمیه با بر حق دانستن مذهب خود و آوردن روایت «علی مع الحق و الحق مع علی» و رد آن، حقانیت شیعه و امیرالمومنین (علیه السلام) را زیر سؤال برده و تا توانسته به شیعیان توهین کرده است. او آورده است:
در مورد مصادیق شأن نزول آیه 30 سوره محمد، عدهای امیرالمؤمنین را ذکر کردهاند، ولی «ابن تیمیه» در رد نمودن این فضیلت بارز امیرالمؤمنین گفته است:
آیه 36 سوره احزاب بر هموزن بودن کلام پیامبر در امور دنیوی با خداوند دارد. طبری ذیل آیه مذکور به داستان زینب و زید در مورد ازدواج اشاره کرده و کلام پیامبر را در جایگاه کلام خداوند میداند.
ابن تیمیه آورده است: «با وجود آنکه حجاج بن یوسف ثقفی شخص ظالم و فاسقی بود، اما عبدالله بن عمر و انس بن مالک همواره نماز خود را پشت سر او میخواندند.»
«وَكَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ وَغَيْرُهُ مِنْ الصَّحَابَةِ يُصَلُّونَ خَلْفَ الْحَجَّاجِ بْنِ يُوسُفَ»
وهابیت از علم کلام با عنوان علم العقیده یاد میکنند. اهمیت این علم از آن حیث مهم است که مربوط به تفکر و عقیده انسان نسبت به توحید، نبوت، معاد و... میشود.
ابن تیمیه سر سلسله فرقه وهابیت و در واقع همان شخصی است که در قرن هشتم، تفکر الحادی نسبت به دین اسلام و بالخصوص شیعیان را پایهگذاری کرد که ثمره آن به وجود آمدن فرقه ضاله وهابیت بوده است.