2. ريشه در كتاب و سنت نداشته باشد

شرط دوم براى صدق عنوان اصطلاحى بدعت، اين است كه براى نوآورى مزبور، دليلى در مصادر و منابع اسلامى وجود نداشته باشد تا سند كار نوآوران بشمار رود، زيرا در اين صورت تصرف در دين نخواهد بود بلكه تجسم بخشيدن به اصلى خواهد بود كه كه مورد غفلت بوده و فرد نوآور آن را كشف و به منصه ظهور رسانده است.

شرط فوق، صراحتاً در تعريف بدعت، لحاظ شده و علما نيز بر آن تأكيد كرده اند. چه، به گفته آنان:«بدعت چيزى است كه براى آن در شرع، اصل و دليلى يافت نشود و در غير اين صورت بدعت نخواهد بود».

بر اساس اين شرط، بسيارى از نوآورى ها كه امروزه در زندگى ما پيدا شده، بدعت نيست، هر چند آنها را به دين نسبت بدهيم. زيرا اين نوع نو آورى ها ريشه در دين دارند، و مى توان مشروعيت آنها را به نحو خاص يا كلّى، از متن كتاب و سنت استنباط كرد.

فى المثل،امروزه ارتش هاى جهان و ارتش نظام جمهورى اسلامى مجهز به تكنيك روز و سلاحهاى پيشرفته مى باشند. اين عمل، گذشته از اين كه نيروى دفاعى كشور را در برابر دشمن بالا مى برد، مى توان گفت جزو دستورات آيين مقدس اسلام است آنجا كه مى فرمايد:

(وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَمِنْ رباطِ الخَيل تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوّ اللّه وَعَدُوّكُمْ).(1)
«در برابر دشمنان آنچه توانايى داريد از نيرو آماده سازيد و همچنين اسبهاى ورزيده تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد».

در اين آيه دو دستور وارد شده است كه يكى از آن دو، جنبه خصوصى، و ديگرى جنبه عمومى دارد:

1. دستور عمومى: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة): «تا مى توانيد نيرو تهيه كنيد».
2. دستور خصوصى: ( وَمِنْ رباطِ الخَيل) :«اسبهاى ورزيده براى ميدان نبرد».

بنابراين ساختن يا خريدن ادوات جنگى پيشرفته روز، پاسخ به مفاد دستور نخست: لزوم تهيه نيروست، و در نتيجه تجهيز ارتش با سلاحهاى روز، در فرمان :(وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة) داخل مى باشد. بر پايه اين آيه ما بالا بردن قدرت رزمى را به شرع نسبت مى دهيم، و اين كار، مصداق «بدعت» نخواهد بود. زيرا درست است كه از اين گونه ادوات جنگى در شرع به طور خاص، ذكرى به ميان نيامده ولى فرمان مذكور در بخش نخست آيه، كسب اين گونه ادوات را دربرمى گيرد، ووجود يك چنين اصل كلى، در اثبات مشروعيت آن كافى است.