تصرف در تشريع الهى يا «بدعت در دين»
همان طور كه وضع قانون، مختص خداست وكسى حق ندارد براى فرد يا جامعه قانون وضع كند، همچنين هيچ كسى حق ندارد در قوانين مصوّب الهى كه از طريق وحى الهى به مردم مى رسد دخل و تصرف كند. تصرف در قانون الهى ـ خواه به صورت افزايش باشد و خواه به صورت كاهش ـ «بدعت» ناميده مى شود، و انسان بدعت گذار از توحيد در تشريع كه فوقاً از آن سخن گفتيم، روى گردان است.
به علت مفاسدى كه دخل و تصرف در قوانين الهى دربر، دارد «بدعت » از گناهان كبيره به شمار مى رود و هدف از مقاله حاضر ارائه تعريفى دقيق از معنى بدعت است كه يكى از موضوعات اساسى در سلسله بحثهاى آينده ماست.
«بدعت» در لغت، به معنى عمل بى سابقه است. هر كار نويى كه بدون سابقه انجام بگيرد، در لغت به آن «بدعت» مى گويند.(1)
روحيه نوآورى و نوخواهى بر اكثر افراد انسانها حكومت مى كند، و آنان غالباً از زندگى يكنواخت به ستوه مى آيند. لذا طراحان و مهندسان هر روز تغييرات جديدى در نقشه و نماى ساختمانها و كيفيت لباسها پديد مى آورند، و عمل همه آنها در لغت «بدعت» يا «بديع» ناميده مى شود. به همين اعتبار است كه قرآن، خداوند را با صفت «بديع» معرفى مى كند:(بَديعُ السَّموات وَالأَرْض)(2). زيرا او آسمانها و زمين را بدون نقشه قبلى آفريده و آفرينش جهان، كارى كاملاً بديع و بى سابقه بوده است.
ناگفته پيداست كه «بدعت» به اين معنا، مورد بحث ما در اين سلسله گفتارها نبوده و به اصطلاح، موضوعِ تحريم نيست. زيرا اسلام با نوآورى ها و نوپردازى ها در زندگى فردى و اجتماعى بشر مخالفت نداشته و ذوق نوخواهى را سركوب نكرده است. امروزه بشر در شيوه زندگى خود از نظر مسكن و پوشاك، نوآورى هايى دارد كه كاملاً بى سابقه است و اين گونه امور، هر چند از نظر لغت «بديع» وبى سابقه به شمار مى رود، هيچ يك «بدعت» اصطلاحى كه از گناهان كبيره است، نيست.
در تاريخ مى نويسند: نخستين بدعتى كه در زندگى صحابه پس از درگذشت رسول خدا پديد آمد ،الك كردن آرد بود كه سبوس آن را از آرد جدا مى كرد. اين پديده فنّى، مسلماً بديع وبى سابقه بود، ولى بدعتى كه از سوى فقهاى اسلام حرام شمرده مى شود نيست. بنابراين، بدعتى كه موضوع حكم شرعى است بايستى به دقت شناسايى و تعريف شود.
بدعت در اصطلاح متكلمان و فقيهان، كه جزو گناهان بزرگ به شمار مى رود، آن عمل نوظهورى است كه دين خدا را نشانه بگيرد و در آن فزونى يا كاستى هايى پديد آورد. مثلاً در فصول اذان تصرف كرده، چيزى بر آن بيفزايد يا چيزى از آن بكاهد. يا وقت روزه واجب را، كه از نظر اسلام از طلوع فجر آغاز شده و تا غروب خورشيد ادامه مى يابد، كم و زياد كند.
محققان در تعريف بدعت چنين مى گويند:
الف: بدعت، آن است كه چيزى بر دين افزوده يا از آن كاسته گردد و اين عمل، به حساب دين گذاشته شود . (3)
ب: بدعت، نوآورى در دين است در حالى كه دليلى بر جواز آن در شرع نيست. و چنانچه اين نوآورى ريشه اى در شرع داشته باشد، «بدعت»نيست. (4)
ج:بدعت، ايجاد امر جديد در دين است ،مشروط بر آنكه در دين ، اصل و دليلى بر جواز آن وجود نداشته باشد. به چنين چيزى در عرف شريعت، بدعت مى گويند.(5)
ما به همين سه تعريف بسنده كرده و از ذكر ديگر تعريف ها كه تفاوت چندانى با تعاريف فوق ندارند، مى گذريم.
بنابر تعريف هاى فوق، «بدعت» داراى عناصرى سه گانه است كه «بدعت» را از «سنت» جدا مى سازد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1 . ترتيب العين خليل فراهيدى:72; مقاييس ابن فارس:1/209; مفردات راغب:28; قاموس فيروز آبادى:3/6.
2 . بقره/117.
3 . البدعة: الزيادة فى الدين أو النقصان منه، مع اسناد إلى الدين .(شريف مرتضى: الرسائل:3/83).
4 . والمراد بالبدعة، ما أحدث وليس له أصل فى الشرع،وما كان له أصل يدل عليه الشرع فليس ببدعة.(ابن حجر عسقلانى فتح البارى:5/156ـ 17/9).
5 . البدعة: ما أحدث وليس له أصل فى الشرع ويسمى في عرف الشرع بدعة(ابن حجر هيتمى: التبيين بشرح الأربعة:221).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------