حديث شماره 1
1- مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عـَلَيـْهِ فـِي الدُّنـْيـَا وَ الْآخِرَةِ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عـَلَيـْهِ مـِنَ الذُّنـُوبِ وَ يُوحِي إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ يُوحِي إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكـْتـُمـِي مـَا كـَانَ يـَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَيْءٍ مِنَ الذُّنُوبِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 163 رواية : 1
ترجمه :
1- معاوية بن وهب گويد: شنيدم حضرت صادق عليه السلام مى فرمود: چون بنده توبه نـصـوح كـنـد خـداونـد او را دوسـت دارد، و در دنـيـا و آخـرت بـر او پـرده پـوشـى كـند، من عـرضـكـردم : چـگـونـه بر او پرده پوشى كند؟ فرمود: هر چه از گناهان كه دو فرشته مـوكـل بـر او بـرايـش نـوشـتـه انـد از يـادشان ببرد و بجوارح (و اعضاى بدن ) او وحى فـرمـايـد: كـه گـنـاهان او را پنهان كنيد، و به قطعه هاى زمين (كه در آنجاها گناه كرده ) وحـى فـرمايد: كه پنهان دار آنچه گناهان كه بر روى تو كرده است ، پس ديدار كند خدا را هنگام ملاقات او و چيزى كه بضرر او بر گناهانش گواهى دهد نيست .
شــرح :
مجلسى (ره ) گويد: در نهايه گفته است كه در حديث ابى بن كعب آمده از پيغمبر (ص ) از تـوبـه نـصـوح پـرسـيـد؟ فرمود: آن توبه خالصى است كه پس از آن بگناه بازگشت نكند. و شيخ بهائى گفته است كه مفسران در معناى توبه نصوح چند وجه گفته اند:
از آن جمله است اينكه مقصود توبه ايست كه مردمان را نصيحت كند و اندرز دهد يعنى آنها را بـخـوانـد كـه مـانـنـدش بـيـاورند بخاطر آثار نيكى كه از آن در صاحبش آشكار شود يا صاحبش را اندرز دهد و يكسره از گناهان دست بكشد و هرگز بازگشت نكند.
و از آن جمله اينكه نصوح توبه ايست كه خالص و پاك براى رضاى خدا و خالصا لوجه اللّه بـاشـد و ريـشـه اين لغت از [عسل نصوح ] گرفته شده كه بمعناى آن عسلى است كه خالص و پاك از موم باشد.
و از آنـجـمـله اينكه [نصوح ] از نصاحت بمعنى خياطت باشد، زيرا بوسيله آن هر آنچه گناهان از پرده ديانت پاره كرده رفو كند، يا اين توبه ميانه او و اولياء خدا و دوستانش را جـمـع كـنـد و او را بـآنـان مـتـصـل سـازد چـنانچه بوسيله دوختن ، تيكه هاى پارچه بهم متصل گردد.