حديث شماره 4
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي عـَبـْدِ اللَّهِ ع فـِي قـَوْلِ اللَّهِ عـَزَّ وَ جـَلَّ وَ م ا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّ هِ إِلّ ا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ قَالَ شـِرْكُ طـَاعـَةٍ وَ لَيـْسَ شـِرْكَ عِبَادَةٍ وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنَ النّ اسِ مَنْ يَعْبُدُ اللّ هَ عَلى حـَرْفٍ قـَالَ إِنَّ الْآيـَةَ تـَنـْزِلُ فـِى الرَّجُلِ ثُمَّ تَكُونُ فِى أَتْبَاعِهِ ثم قُلْتُ كُلُّ مَنْ نَصَبَ دُونَكُمْ شَيْئاً فَهُوَ مِمَّنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَقَالَ نَعَمْ وَ قَدْ يَكُونُ مَحْضاً
اصول كافى ج : 4 صفحه : 114 رواية : 4
ترجمه :
ضـريـس از آنـحـضـرت عـليـه السـلام حـديـث كـنـد كـه در گـفـتـار خـداى عـزوجـل (در هـمـيـن آيـه ) فـرمـود: شرك در طاعت است نه شرك در عبادت ، و از گفتار خداى عـزوجـل [و بـرخـى از مـردمـنـد كـه خـدا را بـر حـرف پرستش كنند] (سوره حج آيه 11 پرسيدم ؟) فرمود: آيه درباره مردى نازل شده و سپس درباره پيروان او هم باشد، پس من عرضكردم : هر كه در برابر شما چيزى بر پا دارد او از كسانى است كه خدا را بر حرف پرستيده ؟ فرمود: آرى و گاهى مشرك محض باشد.
شــرح :
مجلسى (ره ) گويد: يعنى مقصود: شرك از نظر اطاعت و پيروى كردن غير از خداوند است و گـرچه عبادت و پرستش و سجده بر او نكند، مانند كسيكه پيروى شيطان يا هواى نفس يا انـسـان گـمراه يا گمراه كننده را بكند كه او با خدا شريك قرار داده ، تا آنكه در تفسير آيـه دوم گـويـد و حـاصـل ايـنـسـت كـه پـرسـتـش كـنـنـده از حـال مـخـالفـيـن پـرسـتـش كـرده كـه آيـا ايـشـان اهـل ايـن آيـه هـسـتـنـد؟ فـرمـود: بـرخـى اهـل آن هـسـتـنـد و بـرخـى مـشـرك مـحـض مـى بـاشـنـد، مـتـحـمـل است تنمه كلام سابق امام عليه السلام باشند يعنى گاهى درباره مردى بتنهايى بـاشـد و گـاهـى دربـاره پـيـروانـش ، و در بعضى نسخه ها [محضا] ضبط شده كه او صريح در همين معناى اخير است .