حدیث شماره 4
4- مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سـِرْحـَانَ عـَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بـَعْدِى فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كـَيـْلَا يـَطـْمـَعـُوا فـِى الْفـَسـَادِ فـِى الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِى الْآخِرَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :83 رواية :4
ترجمه :
حـضـرت صـادق عـليـه السـلام حـديث شده است كه فرمود: رسولخدا (ص ) فرموده است : هـرگـاه پـس از مـن اهـل ريـب و بـدعـت را ديديد بيزارى خود را از آنها آشكار كنيد، و بسيار بـآنـهـا دشـنـام دهـيـد، و دربـاره آنـه بـد گـوئيـد، و آنـهـا را بـا بـرهـان و دليـل خـفـه كـنـيـد كه (نتوانند در دل مردم القاء شبهه كنند و) نتوانند بفساد در اسلام طمع كـنـنـد، و در نـتـيـجـه مـردم از آنـهـا دورى كـنند و بدعتهاى آنها را ياد نگيرند، و خداوند در بـرابـر ايـن كـار بـراى شما حسنات بنويسد و درجات بنويسد و درجات شما را در آخرت بالا برد.
شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گويد: گويا مقصود از اهل ريب آنهائى هستند كه در دين شك كنند. و مردم را با القاء شبهات بشبه اندازند، و گفته شده : كه مقصود كسانى هستند كه پايه دين آنها بـر گـمـان و اوهـام فـاسـده بـنـا نـهـاده شـده مـانـنـد عـلمـاى اهل خلاف ؛ سپس كلام مصباح اللغة را در معناى بدعت ذكر كرده ، و پس از آن فرمايد: بدعت در عـرف شـرع بـآن چـيـزى گـويـند كه پس از رسولخدا (ص ) پديدار گشته و درباره خـصـوص آن نصى نرسده و داخل در تحت دستورات عمومى هم نباشد يا بطور خصوص يا عـمـوم از آن نـهـى شـده ، پـس آنـچـه در عـمـومـات (واجـبـه يـا مـسـتـحـبـه ) داخـل اسـت بـدعـت شـامـل آن نـگـردد مـانـنـد سـاخـتـن مـدارس و امـثـالش كـه داخـل در عـمـومـات (مـسـتـحـبـه ) سـكـنا دادن بمؤ من و كمك كردن بآنه است ، و مانند تاءليف كـتـابهاى علمى كه داخل در كمك بعلوم شرعيه است ، و مانند (پوشيدن يا دوختن ) جامه ها و يـا خـوردن غـذاهـائى كـه در زمـان رسـول خـدا (ص ) نـبـوده كـه داخـل در عـمـومـات حـليـت (زيـنـت و اءكـل ) اسـت و نـهـيـى دربـاره آن نـرسـيـده ، و آنـچـه داخـل در ايـن گـونـه عـمـومـات است تا بدان خصوصيتى ندهند بدعت نيست ، و گرنه اگر بصورت خاصى انجام دهند كه دليل و نصى نداشته باشد بدعت گردد، مانند اينكه نماز بـهـتـريـن مـوضـوعـسـت و در هر وقت و زمان انجام آن مستحب است اما اگر همين نماز را در وقت مـخـصـوص و مـكـان مـخـصـوص و ركـعـات مـخـصـوصـى بـدون دليـل و نـصـى بـجـا آورد بدعت گردد (مانند دستوريكه عمر براى جماعت خواندن نمازهاى نافله شبهاى ماه رمضان داد، و خود او هم گفت : خوب بدعتى است ) و هم چنين ساير كارها، و اينكه اهل سنت بدعت را مانند احكام پنجگانه (واجب ، مستحب ، حرام ، مكروه ، مباح ،) پنج قسمت كـرده انـد بـراى تصحيح همان گفتار عمر است (چنانچه رسولخدا (ص ) فرموده است : كه هـر بـدعـتـى گمراهى است ، و هر گمراهى راهش بدوزخ است ، و آنچه عمر كر از بدعتهاى مـحرمه است زيرا پيغمبر (ص ) از جماعت در نافله نهى فرموده بود، پس اين تقسيم ، آنان را نـفـع نـبـخـشـد، سـپـس مـرحـوم مـجـلسـى (ره ) كـلام شـهـيـد (ره ) را در ايـن بـاره نقل فرموده كه آنهم نظير كلامى است كه گذشت .