حدیث شماره ۴

4- أَبـُو عـَلِيٍّ الْأَشـْعـَرِيُّ عـَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مـُسـْلِمٍ قـَالَ قـَالَ أَبـُو جـَعـْفـَرٍ ع لَا دِيـنَ لِمـَنْ دَانَ بِطَاعَةِ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ بِفِرْيَةِ بَاطِلٍ عَلَى اللَّهِ وَ لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ بِجُحُودِ شَيْءٍ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :80 رواية :4 
ترجمه :
حـضـرت بـاقـر عـليـه السـلام فـرمـود: ديـن نـدارد آنـكـس كـه فـرمانبردارى كسى را كه نافرمانى خدا كند دين خود قرار دهد، و دين ندارد كسيكه افتراء باطلى را بر خدا دين خود كند، و دين ندارد كسيكه انكار يكى از آيات خدا را دين خود كند.

شــرح : 
يعنى فرمانبردارى معصيت كار و افتراء باطل و انكار آيات خدا را عبادت خود قرار دهد و آن را ديـن خـود دانـد مـانـنـد كـسـانـيـكـه احـكـام خـدا را مـنـكـر شـونـد يـا بـبـاطـل تـوجـيـه كـنـنـد و هـمـان را ديـن خـدا خـوانـنـد فـيـض كـاشـانـى (ره ) بـراى قـسمت اول حـديـث مـثـال زده اسـت بـآنـكـه پـيـروى از خـلفـاء نـاحـق كـردنـد، و بـراى قـسـمـت دوم مثل زده است بآنكه مدعى هستند كه خداوند خلافت را باختيار مردم نهاد و مردم ميتوانند براى خـود خـليـفه انتخاب كنند در صورتيكه اين افتراء باطلى است بر خداوند: و خداوند اجازه انـتـخـاب خـليـفـه را بـمـردم نـداده ، و بـراى قـسـمـت سـوم مـثـال زده بـآنـكـه آيـاتـى كـه دربـاره امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام نازل شده بود منكر شده و آنرا دين خود ميدانستند، سپس گويد: آنچه گفتيم مثالهائى بود بـراى تـوضـيـح حـديـث و گـرنـه حـديـث عـمـومـيـت دارد و شامل شود هر كس را كه چنين باشد