حديث شماره 3

3- عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عـَنْ أَبـَانِ بْنِ أَبِى عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ‍ إِنَّ اللَّهَ حـَرَّمَ الْجـَنَّةَ عـَلَى كـُلِّ فـَحَّاشٍ بَذِى ءٍ قَلِيلِ الْحَيَاءِ لَا يُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قـِيـلَ لَهُ فـَإِنَّكَ إِنْ فـَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَيَّةٍ أَوْ شِرْكِ شَيْطَانٍ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ فِى النَّاسِ شِرْكُ شَيْطَانٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ش ارِكْهُمْ فـِى الْأَمـْو الِ وَ الْأَوْل ادِ قـَالَ وَ سـَأَلَ رَجُلٌ فَقِيهاً هَلْ فِى النَّاسِ مَنْ لَا يُبَالِى مَا قِيلَ لَهُ قَالَ مَنْ تَعَرَّضَ لِلنَّاسِ يَشْتِمُهُمْ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُمْ لَا يَتْرُكُونَهُ فَذَلِكَ الَّذِى لَا يُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :14 رواية :3

ترجمه :
از امـيـرالمؤ منين عليه السلام روايت شده كه رسولخداست صلوات الله عليه و آله و صلم فـرمـود: خدا حرام كرده است بهشت راست بر هر فحاشى بى آبرو و كم شرمى كه باكى از آنـچـه گويد و آنچه باو گفته شود ندارد، زيرا اگر بازرسى از حالش كنى يا زنا اسـت يـا از شركت شيطان ، بوى عرض شد: اى رسولخداست در ميان مردمان شركت شيطان هـم هـست ؟ فرمود: آيا گفتار خداى عزوجل را نخوانده كه (بشيطان فرمايد:) [و شركت كن با ايشان در مالها و فرزندان ] (سوره اسراء آيه 64).
رواى گـويـد: مـردى از فـقـيهى پرسيد: آيا در ميان مردم كسى هست كه باكى از آنچه باو گفته شود ندارد؟ آنكسكه متعرض ‍ مردم شود و به آنان دشنام گويد در صورتيكه ميداند كـه آنـهـا رهايش نكنند اينست آنكسيكه باكى از آنچه گويد و آنچه درباره اش گفته شود ندارد.

شــرح :
مـجـلسـى (ره ) از شـيـخ بـهـائى قـدس سـره نـقل كند كه : (در آنجا كه حضرت فرمود: خدا بهشت را حرام كرده ...) گويد: شايد مقصود اينست كه مدتى طويل حرام است بر آنان نه هميشگى ، يا مقصود از بهشت بهشت مخصوصى اسـت كـه بـراى غـيـر فـحـاش آمـاده اسـت ، و گـرنـه ظـاهـر حـديـث مشكل است ، زيراست سرانجام گنهكاران اين ملت بهشت است ، و گر چه زمانى دراز در آتش بمانند.
و مـفـسـرين در تفسير گفتار خدايتعالى : [و شركت كن ....] گفته اند: شركت شيطان در اموال وادار كردن مردم است بتحصيل آن و گرد آوردنش از حرام ، و صرف كردن آن در آنچه جـايـز نـيـسـت ، و در خـرج كـردن آنان راست از حد ميانه روى بيرون برد كه يا اسراف و تـبذير كنند، و يا بخل ورزند و سخت گيرى كنند. و اما شركت در اولاد بچند وجه است :
1ـ تـشـويـق آنـان بـوسـائل حـرام چـون زنـا و مـانـنـد آن .
2ـ وادار كـردن آنان باينكه اولاد و فـرزنـدانشان راست بنامهائى مانند عبدالعزى و عبداللات يعنى بنده عزى ولات كه نام دو بـت بـوده - نـام نـهـنـد.
3ـ فـرزنـدان را گـمـراه كـنـد بـايـنـكـه آنـهـا را بـكـيـشـهـاى بـاطـل و كـارهـاى زشـت بـكـشـاند، اين بود آنچه مفسرين گفته اند، ولى از بعضى احاديث اسـتـفـاده شـود كـه مـقـصـود شـركـت او است در نطفه آنها، و در آن حديث براى شناختن او هم نشانه قرار داده است ، و حديث راست شيخ (ره ) در تهذيب در باب آداب تزويج روايت كرده هر كه خواهد بدانجا مراجعه كند.