حديث شماره 4

4- عـَلِيُّ بـْنُ إِبـْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً وَ كَادَ الْحَسَدُ أَنْ يَغْلِبَ الْقَدَرَ
اصول كافى ج : 3 ص : 417 رواية :4

ترجمه روايت شريفه :
رسـولخـدا صـلى الله عـليـه و آله فرمود: فقر نزديك بكفر است و حسد نزديكست كه بر قدر غلبه كند.

شرح :
مـرحـوم مـجـلسـى بـراى حـمـله اول سـه قـول از خـود و غـرالى و راونـدى نـقـل مـى كـنـد، ولى چـنـانـكـه در آخـر مـيـگـويـد بـرگـشـت هـر سـه قول به يك چيز است و خلاصه آن اقوال اينستكه : مقصود از فقر نيازمندى و احتجاج بمردم و عـدم اعـتـمـاد و تـوجـه بخالق است ، چنين فقيرى بخدانسبت بى عدالتى دهد و با مرتكب دزدى و خـيـانـت و كـمـك بـظـلمـه و راهـزنـى و آدمـكـشـى گـردد، و ايـن اعمال نزديك بكفر است .
و اما براى جمله دوم پنج معنى ذكر مى كند.
(1) از راونـدى (ره ) گـاهى حسد انسانرا وادار مى كند كه محسود را بكشد و مالش را تلف كـنـد و زنـدگـيش را از ميان ببرد، پس گويا چنين شخصى كوشش ميكند كه بر مقدرات خدا غلبه كند....
(2) گاهى حسد سبب زيادى نعمت محسود مى شود و بر مقدرات او غلبه مى كند.
(3) حـسـد مـوجـب تـغـيير نعمت حاسد مى شود و خيراتى كه براى او مقدر شده بسبب حسدش زايل مى گردد.
(4) گـنـاه حـسـد نـزديـكست كه از اعتقاد به قدر زيادتر شود، با وجود سختى عذابى كه قدريه دارند.
(5) اشـاره بـتـاءثـيـر چشم زخم دارد، زيرا حسد سبب چشم زدن مى شود، چنانچه جماعتى از مـفـسرين آيه شريفه و من شر حاسد اذا حسد را به چشم زدن تفسير كرده اند و نيز عامه از پيغمبر صلى الله عليه و آله و خاصه از امام صادق (ع) روايت كرده اند كه : اگر چيزى بر قدر پيشى گيرد چشم زدن است .
و مـرحـوم طـبـرسـى راجع به آيه شريفه لا تدخلوا من باب واحد گفته است : چون يعقوب عليه السلام ترسيد كه پسرانش ‍ را چشم زنند بآنها گفت : همگى از يك در وارد نشويد، ولى جـبـائى چـشـم زدن را انـكـار كـرده و گـفـتـه است برهانى براى اثباتش نداريم ، اما بـيـشـتـر مـحـقـقـيـن آنـرا پـذيـرفـتـه ودرسـت دانـسـتـه انـد، سـپـس مـرحـوم مـجـلسـى سـه قـول از جـاحـظ بـلخـى و حـكـمـاء بـراى اثبات آن نقل مى كند و در آخر هم تاءييدى از سيد رضى ـ قدس الله روحه ـ ذكر مى فرمايد.