رهبرى يوشع بن نون

پس از مرگ موسى و هارون ، رهبرى قوم بنى اسرائيل به يوشع واگذار شد. موسى وصيت كرد كه رهبرى اين قوم با يوشع باشد. يوشع سه روز پس از مرگ موسى ، بنى اسرائيل را به طرف فلسطين اعزام داشت . يوشع براى كسب خبر دو نفر جاسوس به شهر اريحا فرستاد. آن دو نفر شبانه به خانه زنى به نام راجاب وارد شدند و اطلاعاتى كسب كردند و آنگاه يوشع قوم خود را از اردن حركت داد و در حالى كه ((تابوت عهد)) را بر دوش ‍ كاهنان گذاشته بود، به شهر ((اريحا)) وارد شدند. ((تابوت عهد)) يا صندوق عهد، توسط موسى از چوب ساخته شد و در آن احكام دهگانه و عطاى ((هارون )) و ((تورات )) در آن قرار داشت . تابوت عهد به مثابه نماينده خدا در ميان قوم بنى اسرائيل بود كه در جنگها آن را جلو سپاهيان حركت مى دادند. زيرا آن را وسيله پيروزى خود بر دشمن مى دانستند. دست زدن به آن گناه بود. براى حركت دادن تابوت ، چوبى از حلقه هاى آن عبور داده بودند و حاملان ، دو طرف چوب را گرفته ، آن را مى بردند. فلسطينيان تابوت عهد را از قوم بنى اسرائيل به عنوان غنائم جنگى گرفتند و اين امر باعث بدبختى آنان شد. به ناچار آن را به سرزمين اسرائيل پس ‍ فرستادند. ((داود)) آن را به ((اورشليم )) آورد و ((سليمان )) آن را در معبد گذاشت و پس از آن از ديده ها پنهان شد.(290) در قرآن نيز به تابوت اشاره شده است .(291)
خلاصه وقتى بنى اسرائيل به شهر اريحا وارد شدند، پس از ورود به شهر تمام مردم آن شهر را از زن و مرد و كودك و حتى حيوانات كشتند. آثار بدست آمده از اين شهر نشان مى دهد كه در قرن پانزده ق .م . به آتش كشيده شده است . بنى اسرائيل نصايح موسى را از ياد برده بودند و به غارت و كشتار پرداختند. آنان هر شهرى را مى يافتند، غارت مى كردند و در آتش ‍ مى سوختند.
آنان مردم شهر ((عاى )) يا ((عى )) را مانند شهر ((اريحا)) قتل عام كردند.
مردم ديگر نواحى با ((يوشع بن نون )) صلح برقرار كردند. اندكى بعد مردم فلسطين عليه يهوديان متحد شدند. اما شكست خوردند و كشته شدند. سپاه ((يوشع )) در شهرهاى فتح شده دست به كشتار بزرگى زدند. آنان به شهر ((يقده )) هجوم بردند و بعد شهر ((لنبه )) را فتح كردند و به غارت و كشتار پرداختند.
شهرهاى لافيش ، عجلون ، حبرون و... را گرفته ، مردم آن شهرها را كشتند. آنگاه به جلجال برگشتند.
يوشع تمام اهالى را از دم شمشير گذراند و مردم را بالكل هلاك ساخت و شهر حاصورا را به آتش كشيد. و بنى اسرائيل تمام اموال آن شهرها و احشام آنان را با خود بردند.
با تمام اين احوال قوم بنى اسرائيل نتوانستند بر تمام اورشليم و فلسطين دست يابند. آنان خود را آماده نبرد با فلسطينيان كردند. در اين نبرد سرانجام فلسطينيان پيروز شدند.
بنى اسرائيل تابوت عهد را به ميدان نبرد آوردند. فلسطينيان از تابوت وحشت كردند. اما بر ترس غلبه كرده ، سى هزار نفر از يهوديان را كشتند و تاوت را با خود به اورشليم بردند. اين حادثه بر يهوديان ناگوار آمد و آن را به فال بد گرفتند.(292)
فلسطينيان نيز از داشتن تابوت عهد نگران بودند، زيرا از عذاب خداوند مى ترسيدند. تابوت را بر اراده اى نهاده ، رها كردند. تابوت را به بيت الشمس ‍ كه يهوديان در آنجا سكنى داشتند، رساندند. يهوديان خوشحال شدند و تابوت را بر بالاى سنگى نهادند كه به مدت بيست سال در آنجا بود. شموئيل براى اين كه روح وحدت را در ميان اقوام بنى اسرائيل زنده سازد، در آغاز از آنان خواست كه دست از بت پرستى و تنه و فساد بردارند و به سوى خداى يكتا روى آورند. آنگاه در محلى به نام مصفه جمع شدند، شموئيل از خدا خواست تا آنان را نصرت عنايت فرمايد و پس از جنگهاى فراوان دوباره قوم بنى اسرائيل قدرت يافته ، سلطه بر شهرها را آغاز كردند. اين مدت را بايد دوره ضعف اسباط دوازدهگانه بحساب آورد. در اين مدت هيچ تشكيلات وسيع و منظمى وجود نداشت و كمتر اتفاق مى افتاد كه سبطى بيارى سبط ديگرى شتابد. در طى اين مدت دشمنان بنى اسرائيل به قتل و غارت آنان پرداخته بودند. علت ديگر اين فتور، اختلافات مذهبى در ميان آنان بود. در اين عصر گروهى از بنى اسرائيل دست از دين حضرت موسى برداشته ، بت مى پرستيدند. اين بت پرستى را از اقوام فلسطينى ياد گرفته بودند.(293)