حديث شماره 23
23- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمِ بْنِ سَلَمَةَ قَالَ قَرَأَ رَجُلٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا أَسْتَمِعُ حُرُوفاً مِنَ الْقُرْآنِ لَيْسَ عَلَى مَا يـَقـْرَأُهـَا النَّاسُ فـَقـَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كُفَّ عَنْ هَذِهِ الْقِرَاءَةِ اقْرَأْ كَمَا يَقْرَأُ النَّاسُ حَتَّى يـَقـُومَ الْقـَائِمُ ع فَإِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع قَرَأَ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى حَدِّهِ وَ أَخْرَجَ الْمُصْحَفَ الَّذِي كَتَبَهُ عَلِيٌّ ع وَ قَالَ أَخْرَجَهُ عَلِيٌّ ع إِلَى النَّاسِ حِينَ فَرَغَ مِنْهُ وَ كَتَبَهُ فَقَالَ لَهُمْ هَذَا كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَمَا أَنْزَلَهُ اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص وَ قَدْ جَمَعْتُهُ مِنَ اللَّوْحَيْنِ فَقَالُوا هُوَ ذَا عِنْدَنَا مُصْحَفٌ جَامِعٌ فِيهِ الْقُرْآنُ لَا حَاجَةَ لَنَا فِيهِ فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَا تَرَوْنَهُ بَعْدَ يَوْمِكُمْ هَذَا أَبَداً إِنَّمَا كَانَ عَلَيَّ أَنْ أُخْبِرَكُمْ حِينَ جَمَعْتُهُ لِتَقْرَءُوهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 443 رواية : 23
ترجمه :
23ـ سـالم بـن سـلمـة گـويد: مردى براى حضرت صادق عليه السلام قرآن مى خواند (و آنـحـضـرت گـوش مـيـداد) و مـن شـنـيـدم كه حروفى از آن كه مى خواند آنطور كه مردم مى خـوانـنـد نـبـود (و از نـظـر حـروف و قـرائت تفاوت داشت با آنچه مردم مى خوانند) حضرت صادق عليه السلام فرمود: از اين قرائت خود دارى كن (و اينگونه نخوان بلكه ) همانسان كه مردم قرائت ميكنند (و ميخوانند) تو نيز بخوان تا آنگاه كه حضرت قائم عليه السلام بـيـايـد و چـون حـضـرت قـائم عـليـه السـلام آيـد كـتـاب خـداى عزوجل را بر حد خودش خواهد خواند و آن مصحفى كه على عليه السلام نوشته است بيرون آورد، و فرمود: كه على عليه السلام پس از فراغت از آن براى مردم آورد به آنها فرمود: ايـن اسـت كـتـاب خـدا آنـچـنـانـكـه خـدا بـر مـحـمـد (ص ) نـازل كـرده اسـت و مـن از دو لوح آنـرا فـراهم كرده ام ، مردم گفتند: نزد ما مصحفى است كه قـرآن در آن گـرد آمده و ما باين (قرآن تو) نيازى نداريم ، على عليه السلام فرمود: هان بخدا سوگند كه هرگز پس از امروز آنار نخواهيد ديد، و فقط بر من (لازم ) بود كه پس از فراهم كردن و جمع كردنش شما را بدان آگاه كنم تا آنرا بخوانيد.
توضيح :
در اينكه اختلاف مصحف على عليه السلام با اين مصحفى كه اكنون در دست است آيا چگونه اخـتـلافـى بـوده وجـوه زيـادى گـفته اند و از رويهمرفته روايات و كلمات بزرگان چنين استنباط مى شود كه يكى دو اختلاف اساس ميان آندو وجود داشته :
يـكـى ايـنـكـه مـصحف على عليه السلام بترتيب نزول سوره ها و آيات جمع آورى شده است بـرخلاف اين قرآن موجود در دست مسلمين كه اين ترتيب در آن هيچگونه مراعات نشده است و چه بسيار آياتى كه در مكه نازل شده و در ضمن سوره مدنى جمع آورى شده و يا بعكس و هـم چـنـيـن در جـمـع آورى سـوره هـا ايـن تـرتـيب هيچگونه مراعات نشده و بسا هست كه اگر ترتيب نزول سوره ها و آيات مراعات مى شد حقائقى از قرآن مجيد اشاره شد.
و روى اين دو جهت اين خبر دلالت ندارد كه متن آن قرآن با قرآن موجود اختلاف داشته باشد و اين را دليل بر تحريف دانست ، چنانچه پيش از اين نيز گذشت .