20 - شلمغانيه

پيروان محمد بن على بن شلمغانى معروف به ابن ابى عزافر را گويند.
علما اماميه و سنيان وى را متهم به حلول و اباحيگرى كرده اند و به وى نسبت مى دهند كه مدعى حلول روح القدس در خود بوده است و بعد ادعاى الوهيت كرده و خود را خدا ناميده است . رژيم عباسى با همدستى و موافقت فقها و علما هر دو مذهب (شيعه و سنى ) حكم اعدام وى را صادر كرد و به دارش آويخت . شلمغانى از شلمغان ناحيه اى در واسط بود.
در منابع شيعى وى جز غلاه شيعه آمده كه در عصر غيبت كبرى مى زيسته است . او ابتدا از ياران امام حسن عسكرى عليه السلام بوده و از دانشمندان بنام عصر خود در بغداد شناخته مى شده ، ولى بعدها تغيير روش داده و با حسين بن روح نوبختى درگير شد. گويند او با حسين بن روح نوبختى از نواب اربعه به رقابت پرداخت و دعوى بابيت كرد. نجاشى در رجال خود مى گويد: وى از علما اماميه بود، اما رشك و حسد او بر مقام حسين بن روح ، وادارش ساخت تا از مذهب اماميه روى گرداند. از ناحيه مقدسه عليه وى توقيعى صادر شده است تا كه سرانجام به دار آويخته شد. گفته شده كه شلمغانى در دوره زندان 5 ساله حسين بن روح (317 - 312 هجرى ) نايب او بود و محل مراجعه شيعيان بوده است . گويند او در همين دوران نيابت ، از غيبت حسين بن روح سو استفاده كرد و عقايد خلافى را ابراز داشت . توقيع شريف عليه وى توسط حسين بن روح آشكار شد. گويند شلمغانى در دستگاه عباسيان منصبى يافت و بسيارى از مخالفان خود را بكشت !! و در عين حال با قرامطه كه عليه عباسيان فعال بودند، محرمانه رابطه داشت . اين رابطه كشف شد و رژيم عباسى از فقها اماميه و عامه فتوى خواست كه نظر آنان در باره عقايد شلمغانى چيست و آنان فتواى قتل او را صادر كردند. از عقايد او چيزى در دست نيست ، آنچه را مخالفان او به وى نسبت داده اند، موجود است . عقايد منسوب به او چيزى جز ترويج اباحيگرى و اعتقاد به حلول و تناسخ نيست . بديهى است بر چسب اباحيگرى حربه اى بوده كه هميشه در خراب كردن افراد بكار مى رفته و مى رود.
منابع مهمى كه مبتنى بر عقايد او است ، عبارتند از:
1 - نامه خليفه عباسى (الرضى بالله ) پس از كشتن شلمغانى و ياران او در سال 322 قمرى ، كه فهرستى از عقايد منسوب به وى را نوشته است .
2 - توقيع معروف از ناحيه مقدسه توسط حسين بن روح نوبختى كه به تاريخ ذوالحجه 312 هجرى صادر شده است .
3 - مطالبى را كه سنيان دولتى از قبيل عبدالقاهر بغدادى به وى نسبت داده اند در كتاب الفرق بين الفرق موجود است .
4 - مطالبى را كه مورخان دولتى به وى نسبت داده اند، از قبيل ابن اثير در ضمن نقل حوادث سال 322 قمرى و...
5 - مطالبى كه در منابع اماميه آمده و در سب و لعن او تاكيد بسيار شده است آنچه در اين منابع آمده ، در اباحيگرى و لا مذهبى او خلاصه مى شود.(222)