افزودن نظر جدید
این مقاله بیش از آنکه یک نقد
این مقاله بیش از آنکه یک نقد مستدل باشد، مجموعهای از اتهامزنی، هیاهو و نتیجهگیریهای شتابزده است.
شما ابتدا برچسب «روحانینما» میزنید، سپس بدون ارائه حتی یک سند معتبر، حکم «کلاهبرداری» صادر میکنید. این روش، نقد نیست؛ بلکه تخریب شخصیت و فرار از استدلال است.
اگر دریافت پول در قبال وقت، آموزش، مشاوره، پاسخگویی به مردم یا خدمات معنوی کلاهبرداری است، پس باید بخش عظیمی از فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و مذهبی را نیز کلاهبرداری بدانید. آیا هر کسی که برای تخصص، تجربه و زمانی که صرف میکند حقالزحمه میگیرد، کلاهبردار است؟ این ادعا چنان سست و بیپایه است که با کمترین تأمل فرو میریزد.
از سوی دیگر، واژه «کلاهبرداری» یک اتهام سنگین است. برای اثبات آن باید دروغ، فریب، صحنهسازی و تحصیل مال از طریق نیرنگ را ثابت کنید. آیا سندی ارائه کردهاید؟ آیا مدرکی نشان دادهاید؟ یا فقط احساسات و پیشداوریهای خود را به جای دلیل نشاندهاید؟
جالب آنجاست که میگویید «این روش در دین وجود ندارد»؛ اما هیچ منبع، استدلال فقهی یا نظر کارشناسی ارائه نمیکنید. ادعای بدون دلیل، ارزش استدلالی ندارد؛ حتی اگر با صد بار تکرار و هزار بار هیاهو همراه شود.
حقیقت این است که میان «نپسندیدن یک شخص» و «اثبات جرم و فریبکاری» فاصلهای بسیار بزرگ وجود دارد. شما هنوز یک گام هم برای پر کردن این فاصله برنداشتهاید.
بنابراین، آنچه مطرح کردهاید نه یک نقد علمی است، نه یک استدلال حقوقی و نه یک بررسی دینی؛ بلکه صرفاً مجموعهای از برچسبزنیها و اتهامات اثباتنشده است که بیش از آنکه درباره متهم سخن بگوید، سطح استدلال گوینده را آشکار میکند.
رضا اصفهانی
1405/03/13 - 16:50
لینک ثابت