تحقيقى از علامه طباطبايى
علامه ى طباطبايى درباره ى اين كه مذاهب و فرق اسلامى به خاطر پيروى از متشابهات و تفسير و تاءويل نابجاى آنها پديد آمده اند، چنين مى گويند:
اگر بدعت هاى دينى و مذاهب و فرق باطلى را كه پس از رحلت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در دنياى اسلام پديد آمده اند - خواه در زمينه ى معارف و خواه در زمينه ى احكام - مطالعه نمايى در خواهى يافت كه منشاء اكثر آنها پيروى از متشابهات قرآن و تاءويل آيات قرآن بر خلاف رضاى خداوند و بدون توجه به محكمات بوده است . بدين طريق كه قائلان به تجسيم ، جبر، تفويض ، مخالفان عصمت پيامبران ، نافيان صفات ، معتقدان به صفات زايد بر ذات و... همگى ، به آيات متشابه قرآن - بدون ارجاع آنها به محكمات - استناد نموده اند.
ايشان آنگاه نظريه هايى كه در باب احكام و شريعت الهى ابراز گرديده و به گونه هاى مختلف ، احكام شريعت را بى ارزش و غير اصيل معرفى نموده اند و تحت عناوينى گوناگون ، نوعى اباحه گرى را ترويج كرده اند، اشاره مى كند:
گروهى گفتند كه شريعت جز راهى براى وصول به حقيقت نيست ؛ پس اگر راه ديگرى نزديك تر از آن باشد، بايد به جاى پيروى از شريعت ، آن راه را پيمود عده اى ديگر گفتند، تكليف ، جز براى رسيدن به كمال مطلوب نيست ، بنابراين پس از وصول به كمال ، عمل به تكليف ، معنا نخواهد داشت . برخى ديگر گفتند كه عمل به تكليف دينى ، جز براى طهارت قلب و پاكى انديشه و اراده نيست و امروز دل ها و انديشه هايى كه در سايه ى تربيت هاى اجتماعى رشد كرده اند و جز به خدمت به مردم نمى انديشند، از طهارتهاى دينى به وسيله ى وضو، غسل و نماز و روزه بى نيازند!... اگر در همه ى اين افكار و آرا تاءمل كنى ، آنگاه در كلام خداوند كه فرمود: فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ... تدبر نمايى ، در آنچه ما گفتيم ، ترديد نكرده و باور خواهى كرد كه اين فتنه ها ناملايمات ، ناشى از پيروى از متشابهات است .(105)
ابن خلدون نيز به گونه اى اين مطلب را يادآور شده است .(106)
پس مى توان گفت كه چون حقيقت ، درباره ى پاره اى معارف الهى ، در قالب متشابهات ، كه آن هم حق و حكيمانه است ، غرقه شد، هفتاد و بلكه صد فرقه و بيش از آن در جهان اسلام پديد آمد.