تحلیلی بر کیفیت استدلال سید مصطفی طباطبائی بر سجده غیر زمین
خلاصه مقاله
آقای سید مصطفی طباطبایی با استناد به برخی از روایات اهل سنت، در صدد اثبات جواز سجده بر زمین و غیر زمین است. در حالیکه روایتی که وی به آن استناد کرده است، دلالتی بر مدعای او ندارد؛ زیرا او با استناد به روایت صحیح مسلم میخواهد سجده بر فرش و لباس و ... را ثابت کند، در حالیکه روایت مسلم فقط سجده بر حصیر را جایز میداند که بنا بر دیدگاه همه مذاهب اسلامی، سجده بر حصیر جایز است.
متن مقاله
آقای سید مصطفی طباطبایی، بلندگوی عقاید جریانی است که در برخی از مسائل با شیعه اختلاف دارند. یکی از موضوعاتی که ایشان با شیعه اختلاف دارد، موضوع سجده بر زمین است. جمهور علمای شیعه در موضوع سجده بر این باروند که سجده بر زمین وآنچه از زمین میروید صحیح است.[1] اما سید مصطفی طباطبایی با استناد به روایات اهل سنت، درصدد است سجده بر غیر زمین را ثابت کند.
یکی از روایاتی که ایشان به آن استناد کرده است، روایتی است از صحیح مسلم: «حَدَّثَنِي أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «فَرَأَيْتُهُ يُصَلِّي عَلَى حَصِيرٍ يَسْجُدُ عَلَيْهِ». در این حدیث به نقل از سعید خدری آمده است که نزد پیامبر آمدم، پس مشاهده کردم که ایشان بر حصیر نماز میخواند و بر آن سجده میکند.
سید مصطفی طباطبایی، با استناد به این روایت درصدد است که سجده بر غیر زمین را ثابت کند، در حالیکه این روایت، هیچگونه دلالتی بر اثبات مدعای ایشان ندارد؛ زیرا هیچ مذهبی تاکنون نگفته است، سجده بر حصیر جایز نیست؛ حتی فقهای شیعه که سجده بر زمین را از شرایط صحت نماز میدانند، سجده بر حصیر را جایز میدانند. مذهب شیعه سجده بر زمین و آنچه از زمین میروید را صحیح میداند و سخنی در این مطلب نیست.
بنابراین روایت ابوسعید خدری ثابت کننده سجده بر لباس و فرش و ... نیست. در حقیقت سجده بر حصیر، بین مذاهب اسلامی اتفاقی است و اختلافی در آن وجود ندارد، تا ایشان با استناد به این روایات بخواهد ثابت کند که سجده بر هر چیزی صحیح است.
اما در فقه شیعه روایاتی وجود دارد که تصریح بر سجده بر زمین دارد. بنابراین با وجود چنین روایاتی نمیتوان سجده بر غیر زمین را جایز دانست: «قَالَ هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ- لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِي عَمَّا يَجُوزُ السُّجُودُ عَلَيْهِ وَ عَمَّا لَا يَجُوزُ قَالَ السُّجُودُ لَا يَجُوزُ إِلَّا عَلَى الْأَرْضِ أَوْ عَلَى مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا مَا أُكِلَ أَوْ لُبِسَ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْعِلَّةُ فِي ذَلِكَ قَالَ لِأَنَّ السُّجُودَ خُضُوعٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ عَلَى مَا يُؤْكَلُ أَوْ يُلْبَسُ لِأَنَّ أَبْنَاءَ الدُّنْيَا عَبِيدُ مَا يَأْكُلُونَ وَ يَلْبَسُونَ وَ السَّاجِدُ فِي سُجُودِهِ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَضَعَ جَبْهَتَهُ فِي سُجُودِهِ عَلَى مَعْبُودِ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا.[2] هشام بن حکم میگوید به امام صادق عرض کردم بر چه چیزهایی سجده صحیح و بر چه چیزهای صحیح نیست؟ حضرت فرمود: سجده جایز نیست مگر بر زمین، یا آنچه که از زمین میروید. البته در صورتیکه خوردنی و پوشیدنی نباشد. از حضرت پرسیدم فدایتان شوم، علت چیست؟ امام فرمود: چون سجده خضوع در برابر خداوند است؛ پس سزاوار نیست که از خوردنیها و پوشیدنیها باشد؛ زیرا کسانیکه در طلب دنیا هستند، عبد و بنده خوردنیها و پوشیدنیها هستند و کسیکه برای خداوند سجده میکند سزاوار نیست که پیشانی خود را بر معبود دنیا پرستان قرار دهد.» این روایت تصریح دارد که سجده بر امثال حصیر جایز است.
افزون بر آنکه در روایات معتبر اهل سنت نیز آمده است که سجده باید بر زمین صورت گیرد. «وَجُعِلَتْ لِي الأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا.[3] و زمین محل سجده و پاکیزه قرار داده شد.» بنابراین با وجود چنین روایاتی تعجب است که چگونه برخی اصرار دارند که سجده بر غیر زمین از مأکولات و لباسها صحیح است!
سیره مسلمانان در عصر رسول گرامی نیز سجده بر زمین مسجد بود، که از سنگریزهها مفروش شده بود. آنان هنگام گرمی هوا که سجده بر سنگهای داغ مشکل بود، سنگریزهها را به دست میگرفتند تا خنک شود و به هنگام نماز بر آن سجده کنند. جابر بن عبد الله انصاری میگوید: من نماز ظهر را با پیامبر میگزاردم؛ مشتی از سنگریزه در دست گرفته و آنها را دست به دست میکردم تا خنک شود و به هنگام نماز بر آن سجده کنم.[4]
بنابراین سجده بر زمین و آنچه از زمین میروید از غیر مأکولات و لباس به اتفاق مذاهب اسلامی جایز است، ولی سجده بر فرش و لباس و امثالهم جایز نیست و نیازمند دلیل است.
نویسنده: مجتبی محیطی
پینوشت:
[1]. سید مصطفی طباطبائی، مقاله «آیا سجده بر غیر زمین جایز است؟».
[2]. ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1413 ق، ج1، ص272.
[3]. بخارى، محمّد، صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق، ج1، ص74.
[4]. «حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ الْعَوَّامِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو، عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْحَارِثِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: «كُنْتُ أُصَلِّي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ، فَآخذُ قبْضةً مِنَ الْحَصَى فَأَجْعَلَهَا فِي كَفِّي، ثُمَّ أُحوِّلُهَا إِلَى الْكَفِّ الْأُخْرَى حَتَّى تَبْردَ، ثُمَّ أَضَعَهَا لِجَبِينِي حِينَ أَسْجُدُ مِنْ شِدَّةِ الْحَرِّ» ابن أبي شيبه، عبدالله، المصنّف في الأحاديث والآثار، تحقيق: كمال يوسف الحوت، مكتبة الرشد، چاپ اوّل، رياض، 1409ق، ج1، ص286.
افزودن نظر جدید