چشمانی پر از خاشاک و استخوانی در گلو
یکی از شبهاتی که پیروان وهابیت در موضوع فاطمیه به شیعیان وارد میکنند این شبهه میباشد که چرا حضرت علی (علیه السّلام) شیر خدا، فاتح خیبر، سکوت کرده و کوچکترین اعتراضی ننموده است. حضرت علی (علیه السّلام) موظّف بود از همه مظلومان و مخصوصا از ناموس خود دفاع نماید. چرا او از همسرخود که دختر پیامبر بود دفاع ننمود؟
در پاسخ میگوییم: حضرت در خطبه 217 نهجالبلاغه میفرماید: «در امر خود نظر افکندم نه یاوری دیدم و نه مدافع و همکاری، مگر اهلبیتم که مایل نبودم جانشان به خطر بیافتد بنابراین چمشان پر از خاشاک را بر همگذارده، همچون کسی که استخوان در گلویش گیر کرده آب دهان فروبرده و با خویشتنداری و فروخوردن خشم، در امری که از حنظل تلختر و از تیزی دم شمشیر برای قلب دردناکتر بود شکیبایی ورزیدم».[1] همچنین مرحوم شیخ کلینی در کتاب شریف «کافی» به نقل از امیرمؤمنان (علیه السّلام) آورده که حضرت به 30 گوسفندی که مشغول چرا بودند اشاره کرده و فرمودند: «به خدا سوگند! اگر به تعداد این گله گوسفند، یارو و یاور داشتم، حتما قیام میکردم».[2]
در ادامه روایت بالا آمده که چون 360 نفر با حضرت بیعت کردند. حضرت فرمود: «فردا در فلان مکان با سرهای تراشیده حاضر شوید، امّا به غیر از 5 نفر (ابوذر، حذیفه، مقداد، عمار و سلمان) حاضر شدند.»[3] شاید برخی بگویند: امیرمؤمنانی که فاتح چنگهای بدر، احد، خیبر، حنین، خندق، و... بود، چرا با آن قدرت شجاعت به تنهایی قیام نکرد؟ مگر به تنهایی از پس آنها برنمیآمد؟ که در پاسخ میگوییم: بنا نیست امیرمؤمنان (علیه السّلام) بر خلاف روش انبیای الهی (علیهم السّلام) به ویژه نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عمل کند؛ چرا که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در طول 13 سال حضور در مکه مکرّمه نیز دست به شمشیر نبرد. اضافه آن که امیرمؤمنان (علیه السّلام) در جملهای به وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرتش اشاره نموده و سبب صبر خویش را بیان داشته است: «اگر یارانی نیافتی دست نگهدار و خون خود و اهلبیت و پیروانت را حفظ کن.»[4]
پینوشت:
[1]. «فنظرت فإذا لیس لی رافد و لا ذاب و لا مساعد إلّا أهل بیتی فضننت بهم عن المنیّة فأغضیت علی... .» نهج البلاغه، ج 1، ص 31، خطبه 217.
[2]. «... قال ثمّ خرج من المسجد فمرّ بصیرة فیها نحو من ثلاثین شاة فقال و الله لو أنّ لی رجلا ینصحون لله عرّوجلّ و لرسوله... .» الکافی، شیخ کلینی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ج 8، ص 33.
[3]. «قال فلمّا أمسی بایعه ثلاثمائة و ستّون رجلا علی الموت فقال لهم أمیر المؤمنین (علیه السّلام) اغدوا بنا إلی أخبار الزّیت محلّقین... .» الکافی، شیخ کلینی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ج 8، ص 33.
[4]. «إن وجدت أعوانا فانبذ إلیهم و جاهدهم و إن لم تجد أعوانا فاکفف یدک و احقن دمک حتّی تجد علی إقامة الدّین و کتاب الله و سنّتی أعوانا.» کتاب سلیم بن قیس، سلیم بن قیس الهلالی، تحقیق: محمد باقر الأنصاری الزنجانی، ص 215.
افزودن نظر جدید