افزودن نظر جدید
من از منظر خودم بحث میکنم و
من از منظر خودم بحث میکنم و جواب اون کسی که در به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی علیه السلام یقین داره،میخوام بدم:
شما پیش از استناد نسخ اناجیل اربع (یعنی همون اناجیل معتبر از منظر کلیسا، غیر از نسخی که به دستور کلیسا به آتش کشیده شد در واقعه انجیل سوزی) باید سعی کنی اعتبار اونا رو ثابت کنی.
این امر هم حتی با بیان خود شما نشدنی به نظر میرسه، یعنی پذیرش انجیل به عنوان کلام خدا که همانگونه که مراد خدا بوده به دست بشر رسیده باشه، که شما بتونی از عصمت کلام انجیل استفاده کنی برای اثبات واقع نمایی.
چون شما وقتی میخوای از روی متن که چهار خوانش مختلف در اون وجود داره به قول خود شما تناقضهای کوچیکی داره و باز به قول شما هر کدوم ۴ زاویه از یک حقیقت هستند رو به عنوان منبع واقعنما قرار بدی،با اشکالاتی مواجهی از جمله اینکه:
مگه اون افرادی که انجیل رو نوشتن جدای اینکه حواریون پاک هستند و به پاکیشون شهادت میدم، معصوم بودند؟آیا میشه گفت امکان نداشته ذهنشون خطا کنه؟ و واقعیت را همونجور که هست حتماً منتقل کردند؟ مشخصتا نمیتونی بگی اینطور بوده، و این به قول شما تناقضهای کوچک به قول شما حداقل دارن نشون میدن هر کسی از منظر خودش حقیقت رو تعریف کرده، خب با این وجود چه شکلی میشه اعتماد کرد که در بیان اون حقیقت واقع نمایی هست؟یعنی احتمال واقع نمایی بیان این افراد جدای از شخصیت پاک خودشون در بیان وقایع،پایین میاد.
مسئله بعدی راجع به همین گزارش این مقاله است: ببین اینکه از دور بودن یا نزدیک چه ربطی داره به اینکه واقع رو بیان کردن به این برمیگرده که شرایط احراز واقع نمایی رو چه شکلی بدونیم.
صرف اینکه همه اناجیل اربع معتقدند عیسی علیه السلام به صلیب کشیده شده دلیل نمیشه که واقع هم همینطور باشه، چون ممکنه اعتقاد اشتباه باشه،این اعتقاد نه از روی استدلال عقلی صریح و نه از روی نقل قطعی معصومانه که امکان خطای بشری درش نباشه، به وجود نیومده بلکه صرفاً از روی نقل ۴ انسان پاک که البته احتمال تحریف توسط خود اونها به صورت اینکه ذهنشون واقعیت رو تحریف کرده باشه یا افراد پس از اونها واقعیت رو تعریف کرده باشند مطرحه، حالا به هر قصد و غرضی ما میگیم احتمالش مطرحه بنابراین اینکه محققین گفتند پس یه گزاره ثابته خودش قابل خدشه است و نمیشه صرفاً به نقل این افراد عقیدهای مثل آموزه فداء رو که یکی از بنیانیترین عقاید مسیحیته دارای ریشه در واقع دونست.
اشکال بعدی که احتمالاً ودش صاحب مقالهام به اون اشاره نکرد و شما هم متوجهش نبودی این بود که وقتی شما تناقض در نقل داری هرچند کوچیک یا به اصطلاح اضطراب در بیان یک حقیقت توسط افراد مختلف داری، استناد به چنین واقعهای عنوان واقعه محقق غیر قابل خدشه، میسر نخواهد بود، چرا که خود همین شاهدان اصلی ماجرا هم در نقل یک واقعه وحدت بیان ندارند ه برسه به مائی که میخوایم به حرف اونا اعتماد کنیم!
دقت کن تو خیلی از محاکم قضایی وقتی چند نفرو قاضی یا هیئت قضاوت ه عنوان شاهد دعوت میکنه با سوالات مختلف سعی داره که بیان واحد از حرفهای این چند نفر در بیاره،چرا؟به خاطر اینکه بیان واحد و بدون تناقض شون دهنده اینه که اونها دارن حقیقت رو بدون دخل و تصرف ذهنی خودشون یا دخل و تصرف عامدانه منتقل میکنند،کوچکترین تناقض در بیان حقیقت اصل اون مسئله رو دچار خدشه میکنه،و مثلاً وقتی که قاضی سوال میکنه که شما خودت دیدی که با آلت قتال قاتل مقتول رو کشته باشه؟یکی از شاهدان میگه من از دور دیدم و هیچ شاهدی در نزدیکی نبود،شاهد دیگه میگه اتفاقاً من خودم اونجا بودم و تمامی شهود دیگه هم همراه من در صحنه قتل بودیم قاضی به این نتیجه میرسه که یکی از شما دو نفر یا نتون داره واقعیت رو تحریف میکنه یا عامدانه دارید واقعیتو تحریف میکنید،نمیشه که بالاخره یا همه شما به عنوان شهود در صحنه قتل حاضر بودید طبق ادعای نفر دوم و یا همه شما به عنوان شهود از دور صحنه قتل رو دیدید،امکان نداره این دو گزاره توأمان با هم وقتی که هر دوی شما ادعا میکنید افراد مشخصی کنار شما بودن درست باشه.
امیدوارم هر انسان حقیقت جویی به حقیقت برسه.
یه بنده خدا
1404/06/23 - 01:48
لینک ثابت