وهابیت و سلفیت
ابن قیم جوزیه در کتاب مدارج السالکین خود، برای ابنتیمیه (نظریه پرداز وهابیت)، علم غیب قائل است؛ در حالیکه وهابیون، قائلین به علم غیب را مشرک میدانند!
یکی از کارشناسان در شبکههای وهابی با طرفداری از وهابیت و سلفگراها، منتقد مخالفت مولوی عبدالحمید با ورود وهابیها به مدرسه دارالاعلام زاهدان است.
آیا واقعاً مولوی عبدالحمید مانع حضور وهابیها و غیر مقلدها در مدرسه دارالعلوم شده است؟
ابن بشر (نویسنده وهابی): در سال 1216 ه.ق، وهابیان به قصد تصرف سرزمین کربلا رهسپار این شهر شدند. آنها با ورود به شهر، مردمان را کشتند و گنبد حرم امام حسین (علیهالسلام) را تخریب کردند! (او این جنایات را با نام فتوحات ذکر کرده است.)
وهابیت: توحید ربوبی را همه انسانها قبول دارند!
اهلسنت: مشرکان، خدایان متعدد را قبول داشتند؛ چه اصراری است که آنها را در ربوبیت، معتقد به توحید ربوبی بدانیم. مشرکان در کنار خداوند، بتهای خود را میپرستیدند.
وهابیت: خداوند دارای دست راست و چپ، انگشت، کف دست، صورت، چشم، پا، ساق، پهلو، حالت رفت و آمد، حالت خندیدن و تعجب کردن و ... است!
وهابیت: خداوند میتواند سنگی بیافریند که خودش توان بلند کردن آن را ندارد!
فراز «اشهد ان علیا ولی الله» در اذان، برگرفته از آیات قرآن کریم است.
متاسفانه وهابیون در فکر تخریب گنبد و حرم نبوی هستند، اما بنا به اعترافشان هنوز قدرت آن را ندارند!
کتاب معرفت روات ذهبی: ذهبی معتقد است که برخی از صحابه، برخی دیگر را تکفیر میکردند. در کتاب طبقات شافعیه کبری نیز همین کلام از ذهبی نقل شده است.
عالم اهلسنت: ابنتیمیه جامعه اسلامی را تکفیر کرده است! اهل مصر را تکفیر کرده است! اشاعره و صوفیه را تکفیر کرده است! تکفیر معین هم داشته است!
وهابی: کسی حکم به جواز جشن گرفتن میلاد پیامبر را صادر نکرده است.
اهلسنت: علماء، امرا و... بر جواز جشن گرفتن میلاد پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) اجماع کردهاند.
عالم اهل سنت دمشق: برای بزرگداشت بن باز (مبلغ بزرگ وهابیت)، سرود میخوانند، در حالیکه وهابیت، جشن برای میلاد پیامبر را بدعت میخوانند.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی به نام «افیخای ادرعی» در ویدیویی به زبان عربی به فلسطینیان توصیه کرد: شیعه از نسخه ایرانی خطرناک است. حرفهای محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه را در مورد خطرناک بودن شیعه گوش کنید و از ایران و شیعه پیروی نکنید.
بدعت یعنی آنچه که در دین ریشه نداشته و به شرع نسبت داده شود. یکی دیگر از ارکان بدعت این است که شخصی که مبتدع است، آن را در جامعه منتشر کند.