عکس
این تغییر سبک وضو در فرقه احمد همبوشی و یا به گفتهی خودشان (احمدالحسن) مدعی یمانی بدعتی دیگر در انحراف دین به شمار میآید. اتباع این فرقه برای خاص جلوه دادن خـود و جـدا کـردن خود از شیعـه اثنا عشـری، دسـت به ترفنـدی تـازه زده و بـه همــراه مسـح روی پا، قــوزک پا را نیز مسح میکنند.
سرکرده و سردمدار وهابیت، ابنتیمیه با ابراز خوشحالی و استقبال از تفکرات امویان و مروانیان مینویسد: «برخی از علمای ما، برخی از مستحباتی را که شیعیان با انجام آنها شناخته میشوند را ترک میکنند، تا فرق بین سنّی و رافضی مشخص گردد؛ چرا که مصلحت جدایی و مخالفت با هذیانگوییهای آنها بیش از مصلحت ا
در عصر حاضر افراد به سبب فاصله گرفتن از خدا، دچار خلأ معنوى شدهاند و مدعيان دروغين از اين خلأ درونى سوء استفاده كرده، خود را مأمنى براى تخليه و پاسخ به اين احساسِ حقيقى درونى مىدانند.
اکهارت یکـی از هـزاران فریادهـایی است که در فراق خدا در غرب به گوش رسیده و تنها فایدهاش بازخوانی دردِ دوری بشرِ غربی از خداست. ولی در مکتب اکهارت نه ایمان و اعتقاد به خدای یگانه ؛ و نه ظلمستیزی دیده میشود؛ نه اقدام و مجاهدت دیده میشود و نه تهذیب و تقوا.
" كرى ولف" انجيل را معجونى از تناقضات مى داند، او مى نويسد: اگر نويسندگان انجيل ها، اين مطالب را با الهام از روح القدس نوشته باشند نتيجه مى گيريم روح القدس نيز در تأليف چنين كتاب هاى بى اعتبارى همدست آنهاست. (کتاب مفهوم انجيل ها،کری ولف، ترجمه محمد قاضی، صفحه 22)
در کتابهای رجال شرح حال علما و راویان احادیث آمده است؛ در مورد یکی از راویان و علمای مالکی در کتابهای رجالی به نام عبدالملك بن عبدالعزيز بن عبدالله بن ماجشون (ابنماجشون) به این صورت توصیفاتی ذکر گردیده شده است؛ ذهبی او را علامه، فقیه و شاگرد امام مالک ذکر کرده است.
ذهبی عالم بزرگ اهلسنت که نامش ابوعبدالله شمس الدین محمد بن احمد قایماز ذهبی ترکمانیست، در سال 673 قمری متولد شد. او بهعنوان برجستهترین عالم رجالی اهل سنت شناخته میشود، که از هزار و دویست نفر راوی و محدث، حدیث نقل نموده است.
بن باز مفتی وهابیت، نام و ویژگیهای حضرت مهدی (علیه السلام) را چنین بیان میکند:
ابوالحسن على بن عمر دارقطنى (م 385هـ) متهم به تشيّع است! چرا؟ زيرا او ديوان «سيد حميرى» را از حفظ داشت. ذهبى در تذكره مى گويد: «قال الخطيب... و حدثني حمزة بن محمد بن طاهر، أنه كان يحفظ ديوان السيد الحميرى، ولهذا نسب إلى التشيع...»
ذهبی گفته: «اوزاعی، شیخ الاسلام و عالم اهل شام بود.» او مانند ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل، صاحب مذهب بود.
بنابر روایات برداشت میشود، که اسلام، آنچنان مسلمانان را از غنا و ساز و آواز و لهو و لعب به دور داشته كه در سنن ابنماجه آمده:
«عن مجاهد، قال: كنت مع ابنعمر، فسمع صوت طبل فأدخل إصبعيه في أذنيه. ثم تنحى. حتى فعل ذلك ثلاث مرات. ثم قال: هكذا فعل رسول الله.»
در کتب حدیثی اهلسنت مطالب توهین آمیز به ساحت پیامبر اکرم (صلىاللهعليهوآله)، نسبت داده شده است از باب نمونه در سنن ابن ماجه آمده است:
پیروان سوسینوس اعتقاد به گناه نخستین را خلاف عقل میدانستند و معتقد بودند که انسان مانند آدم هنوز هم آزادی انتخاب بین نیکی و بدی را دارا میباشد و میگفتند اعتقاد به گناه ارثی خلاف منطق است...
تیلیشن، الهیدان مسیحی مینویسد: «از آغاز قرن 18 تا به امروز، این آموزۀ گناه است که بیش ازهمۀ آموزهها در معرض حمله بوده است. اصطلاحِ گناه نخستین و به ارث رسیدن آن، مایۀ شرم و ریشخند بود». کتاب مسیحیت؛ آیین بیشریعت، حامد حسینیان، صفحه 22