نقد دیدگاه برقعی در زمینه قرآن بسندگی
پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ ابوالفضل برقعی از عالمان معاصر شیعه ایران است که دیدگاههای خاصی دارد و در برخی از آثار متأخر خود، به دیدگاه های اهل سنت و گاه به وهابیت تمسک جسته است. این شخصیت در آثارش خود را علامه برقعی معرفی میکند.
حیات علمی این شخص، از دو مرحله متفاوت تشکیل شده است. بخش اول مانند دیگر روحانیون شیعه، مدافع مباحث ولایی بوده و تألیفاتی در این زمینه داشته است. مانند: گلشن قدس، التفتیش، عقل و دین؛ ولی از دهه چهارم عمر خود با گرایش به آراء وهابیت، منتقد مسائلی چون نصب الهی امام، انحصار امامت، عصمت امام و مسأله شفاعت و ... و مدافع نظریه قرآن بسندگی شده است. به این معنا که قرآن برای هدایت انسانها کافی است و بدون احادیث امامان معصوم (علیهمالسلام) نیز هدایت کامل حاصل میشود. این گرایش تا جایی پیشرفت داشت که حتی برخی کتب او را عربستان سعودی منتشر کرده است.
یکی از دلایلی که برقعی برای قرآن بسندگی و کفایت قرآن در هدایت بشر آورده به این شرح است:
برقعی، بر اساس آیه 51 سوره عنکبوت، قرآن را برای هدایت انسانها کافی میداند. «أَوَلَمْ یكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ یتْلَى عَلَیهِمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ[عنکبوت/51] آیا اینان را (که تقاضای معجزه میکنند) این معجزه کفایت نکرد که چنین کتاب بزرگ را که بر آنان تلاوت میشود ما بر تو فرستادیم؟ و همانا در آن برای اهل ایمان البته رحمت و یادآوری و پندی خواهد بود.»
برقعی ادعا دارد که خداوند بدون قید و به صورت مطلق کتاب خود را کافی دانسته و برخی در جواب برقعی گفتهاند که کتاب خدا از جهت معجزه بودن کافی است. زیرا این آیه در جواب یهودیان که معجزه میخواستند نازل شده است.
برقعی جواب میدهد که: اولاً آیه اطلاق دارد و مورد نزول مخصص آیه نمیشود.
ثانیاً؛ اگر شما قبول دارید که از جهت معجزه بودن کافی است، پس چرا صدها معجزه برای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نقل کردهاید؟! آیا خدا که فرموده قرآن از جهت معجزه کافی است، به قول خود عمل نکرده و برای رسول خود معجزات دیگری ایجاد کرده است و یا میگویید معجزات منقوله دروغ است.»[1]
اما در مقابل این ادعای برقعی باید گفت:
اولاً؛ در مطلق بودن آیه بحثی نیست، اما از جهت اعجاز نه در تمام جهات. برقعی از این آیه چنین برداشت میکند که قرآن از هر جهت کافی است. در حالی که این اطلاق، برای بسیاری از مسائل مانند تعداد رکعات نماز و سایر شرعیات کافی نیست. به عبارت دیگر، طبق نگاه برقعی، باید گفت به دلیل اطلاق آیه، باید حداقل همه نیازهای شرعی مسلمانان در قرآن آمده باشد، در حالی که چنین نیست و کیفیت نماز و تعداد رکعات آن که یکی از مسائل مهم فقهی است، در قرآن ذکر نشده است. در نتیجه اطلاق همه جانبه مد نظر نیست. مفسران نیز به دلیل سیاق آیات، اطلاق فوق را فقط از جهت اعجاز قرآن میپذیرند.
صاحب مجمع البیان معتقد است آیه فوق، دلیل بر این است که قرآن معجزهای کافی و دارای برترین مقام اعجاز است و تصریح کرده است که مراد از کفایت قرآن، رسیدن آن به مرتبهای از اعجاز است که با وجود آن نیازی به غیر نیست.[2]
فخر رازی هم از این آیه، اتم بودن اعجاز قرآن را استنباط کرده است و در ضمن مقایسه آن با معجزات قبلی پیامبران که مختصات زمانی و مکانی محدودی داشتهاند، قرآن را اعجازی فرازمانی و فرامکانی معرفی کرده و معنای کفایت قرآن را در این خصوصیت دانسته است.[3]
ثانیاً؛ عبارت «مورد نزول مخصص آیه نمیشود» سخن درستی است و در اینجا هم مورد نزول «جواب کفار مکه در مطالبه معجزه» است، ولی آیه در آن منحصر نشده و کفایت قرآن در اعجاز، مربوط به همه زمانها و مکانها است.
پینوشت:
[1]. قرآن برای همه، ابوالفضل برقعی، ص37.
[2]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، دار المعرفة، ج8، ص452.
[3]. تفسیر الرازی، مفاتیح الغیب أو التفسیر الكبیر، فخر رازی، ج25، ص66.
افزودن نظر جدید