افزودن نظر جدید

ناشناس گرامی؛ از دید ما، مثال شما درباره خلبان، قیاسی مع الفارق است. یعنی نمی‌تواند ربطی به ماجرای جمشید داشته باشد. چون مسئله جان انسان‌های بسیاری در میان است. در آزمون خلبانی، اگر کسی به خاطر مشکل دندان، رد شود، نهایتاً نمی‌تواند خلبان شود (چه بسا در شغلی دیگر موفق باشد). اما در حکایت جمشید، افرادی که دندانی خراب، یا پُشتی گوژ یا بیماری دیگری داشتند، محکوم به مرگ شدند. شما فرمودید: «بهترین کار این است که از هر موجود زنده بهترینهایش انتخاب گردد تا در طول عصر یخبندان زنده بمانند». سخن در همین است. چه کسی گفته که "انسان با جسم سالم"، بهتر از "انسان تباه دندان" یا "انسان گوژپُشت" است؟ اهورامزدا در این ماجرا، شکل ظاهری و نژاد انسان‌ها را دلیل برتری و "زنده ماندن" افراد گرفته است. چه بسا انسان گوژپُشت، نسلی به جای گذارد که از لحاظ اخلاقی و انسانی، بهتر از بقیه باشد. چه بسا انسانِ تباه‌دندان، به راحتی بتواند در آن غار، عصر یخبندان را طی کند، ولی یک انسان با جسم ظاهراً سالم، نتواند از آن عصر، جان سالم به در بَرَد. چه بسا از یک انسانی که ظاهراً جسمش سالم است، نسلی معلول به جا بماند، یا نسلی به جا بماند که از لحاظ انسانی و اخلاقی، نامناسب باشد. پس "اگر قرار است، نسلی باقی بماند، باید آنانی را برگزید که توان تربیت نسلی پویا و خردمند را دارند. نه بر اساس نژاد و شکل ظاهری". گذشته از همۀ این موارد، چه ایرادی داشت که جمشید، غار را اندکی بزرگتر می‌ساخت تا برای افراد معلول هم جایی باز می‌شد تا آنان هم شانی زنده ماندن خود را امتحان می‌کردند؟ مگر این افراد چه تعداد بودند ؟ که جمشید، جایی برای آنان باز نکرد؟
CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.