اگر معاویه مسلمان بود، آیا موضعش هم حتماً بر حق بود؟
.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ برخی میگویند چون معاویه مسلمان و از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآله بود، نمیتوان او را در جبهه باطل دانست! این در حالی است که علمای اهل سنت خلاف این اعتقاد را در کتابهاشان بیان کردهاند. در ادامه دو شاهد مثال بیان میشود.
۱. دیدگاه ابنحجر عسقلانی درباره جنگ صفین
ابن حجر عسقلانی که از برجستهترین شارحان صحیح بخاری شمرده میشود، هنگام شرح حدیث عمار یاسر درباره جایگاه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام مینویسد: «وَكَانَ عَمَّارٌ يَدْعُوهُمْ إِلَى طَاعَةِ عَلِيٍّ وَهُوَ الْإِمَامُ الْوَاجِبُ الطَّاعَةِ إِذْ ذَاكَ.[1] عمار آنان را به اطاعت از علی دعوت میکرد؛ همان کسی که در آن زمان، امام واجبالاطاعه بود».
این عبارت نشان میدهد که ابنحجر، امیرالمؤمنین علیهالسلام را در آن مقطع امام واجبالاطاعه میدانست و نه تنها اعتقاد او بوده، بلکه او بیان کننده اعتقاد اهل سنت میباشد. بنابراین، اختلاف سپاه شام با حکومت آن حضرت را نمیتوان صرفاً اختلافی میان دو موضع همسطح تلقی کرد. هر چند عدهای برای توجیه مخالفت معاویه با امیرمومنان علیهالسلام احتمال تأویل و خطای اجتهادی مخالفان حضرت را نیز مطرح میکنند؛ اما احتمال معذور بودن در خطا، بهمعنای اثبات حقانیت آن موضع نیست و نشان از برائت از خطا و عدم ثبت دشمنی با امام واجبالطاعه نمیشود.
۲. حدیث صلح امام حسن علیهالسلام و تفاوت اسلام با حقانیت
بخاری مینویسد: پیامبر صلیاللهعلیهوآله درباره امام حسن علیهالسلام فرمودند: «إِنَّ ابْنِي هَذَا سَيِّدٌ، وَلَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يُصْلِحَ بِهِ بَيْنَ فِئَتَيْنِ عَظِيمَتَيْنِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ.[2] این فرزندم، سرور و بزرگوار است و امید است خداوند بهواسطه او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار کند».
این حدیث، دو گروه درگیر را مسلمان معرفی میکند؛ اما مسلمان بودن هر دو گروه بهمعنای یکسان بودن حقانیت مواضع آنها نیست. تعبیر «مِنَ الْمُسْلِمِينَ» وضعیت دینی دو گروه را بیان میکند، نه اینکه هر دو در تصمیمهای سیاسی و نظامی خود بر حق بودهاند. از سوی دیگر، با توجه به بحث پیشین درباره دیدگاه ابنحجر و معرفی امیرمومنان علیهالسلام بهعنوان «امام واجِبُ الطَّاعَة»، باید به جایگاه امام حسن علیهالسلام نیز توجه کرد. ایشان فرزند امیرمومنان علیهالسلام و امامی بودند که پس از شهادت پدرشان، در جایگاه رهبری جامعه قرار گرفتند. معاویه با مخالفت با حکومت آن حضرت و ادامه رویارویی نظامی، در برابر امامی قرار گرفت که مشروعیت رهبری او بر اساس مبانی مورد بحث، قابل بررسی و استناد است. از این منظر، صرف مسلمان بودن معاویه نمیتواند دلیل کافی برای اثبات حقانیت موضع او یا توجیه مخالفتش با امام حسن علیهالسلام باشد.
از مجموع این شواهد نتیجه گرفته میشود که برای ارزیابی موضع معاویه در برابر امیرالمؤمنین علیهالسلام و امام حسن علیهالسلام، نمیتوان تنها به مسلمان یا صحابی بودن او استناد کرد. معیار، سنجش رفتار و مواضع طرفین با قرآن، سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و شواهد معتبر تاریخی است. حتی اگر برای مخالفان احتمال خطای اجتهادی پذیرفته شود، این احتمال بهخودیخود موضع آنان را به موضعی برحق تبدیل نمیکند؛ زیرا معذور دانستن احتمالی یک فرد در خطا، با اثبات حقانیت او تفاوت دارد.
پینوشت:
[1]. فتح الباری شرح صحيح البخاری، ابن حجر عسقلانی، ج1، ص542، ناشر: دار المعرفة - بيروت، 1379 هـ ق.
[2]. صحيح بخاری، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله بخاری، ج3، ص186، محقق: محمد زهير، ناشر: دار طوق النجاة، چاپ اول 1422هـ.ق

افزودن نظر جدید