عدم صمیمیت عایشه با خاندان رسول خدا
برخی از مولفین اهل سنت برای وجیه جلوه دادن چهره عایشه، در صدد این بر آمدند که روایاتی را بیان کنند که عایشه در آن به بیان فضائل اهل بیت (علیهم السلام) پرداخته است. با این روش ادعا میکنند که عایشه ارتباط صمیمی و دوستانهای با خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) داشته است. ولی آنچه از تاریخ بر میآید چیزی غیر از آن است.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در برخی از روایاتی که در منابع روایی اهلسنت آمده است، سعی شده است که رابطه دوستانه و صمیمانهای بین عایشه با خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، بیان شود.
در برخی از این روایات، عایشه، حضرت زهرا (سلام الله علیها) را ستوده است و بخشی از فضائل آن حضرت را بیان کرده است.
حاکم نیشابوری آورده است: «عَن عائشَة، أَنَّهَا كانَت إِذَا ذُكِرَت فَاطِمَةُ بِنتُ النَّبِيِّ قالَت: مَا رَأَيتُ أَحَدًا كَانَ أَصدَق لَهجَةً مِنهَا إِلا أَن يَكُون الَّذِي وَلَدَهَا.[1] هيچ كسی را راستگوتر از فاطمه نديدم، جز آن كسیكه او را به دنيا آورده است (منظور رسول خدا است).»
یا در روایت دیگری عایشه در مورد حضرت علی (علیه السلام) دعا کرده و طلب رحمت برای او کرده است. احمد بن حنبل در مسندش آورده است که عایشه در مورد حضرت علی گفته است: «یرحم الله علیاً.[2] خدا علی را رحمت کند.»
اما آیا اینگونه سخنان را میتوان حمل بر محبت و دوستی عایشه نسبت به خاندان رسولخدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و مخصوصاً حضرت علی (علیه السلام) دانست؟
این تردید و تشکیک به خاطر این است که رفتارهای نامناسب و دوگانهای از جانب عایشه نسبت به خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دیده شده است و این امر سبب شد که به این نتیجه برسیم که عایشه رابطه صمیمی با اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نداشته است.
در این مقاله به چند مورد از رفتارهای نامناسب را بیان میکنیم:
1) در چند منبع از منابع روایی اهل سنت آمده است که: «أن عائشة زوج النبي صلى الله عليه وسلم قالت لما ثقل رسول الله صلى الله عليه وسلم واشتد به وجعه استأذن أزواجه أن يمرض في بيتي فأذن له فخرج وهو بين الرجلين تخط رجلاه في الأرض بين عباس بن عبد المطلب وبين رجل آخر قال عبيد الله فأخبرت عبد الله بالذي قالت عائشة فقال لي عبد الله بن عباس هل تدري من الرجل الآخر الذي لم تسم عایشه؟ قال: قلت: لا. قال ابن عباس: هو علی إن عائشه لا تطیب له نفساً بخیر.[3] عایشه همسر پیامبر گفت: موقعی که بیماری پیامبر شدت یافت، از همسرانش اذن گرفت که در خانه من بستری شود. آنان اذن دادند. سپس در حالیکه پاهایش به زمین کشیده میشد، توسط دو نفر فضل بن عباس و مردی دیگر بیرون آمد. ابن عباس به عبیدالله گفت: میدانی مرد دیگری که عایشه نام وی را نبرد، چه کسی بود؟ گفتم : خیر! ابن عباس گفت: او علی بن ابیطالب بود که عایشه دلش نسبت به وی پاک نبود.»
2) نمونه دیگر برپا کردن غائله و جنگ جمل است. جنگی که به بهانه خونخواهی از قاتلین عثمان برپا شد.
طبری در تاریخش مینویسد وقتی خبر کشته شدن عثمان در بین مسیر مکه و مدینه به او رسید، و وقتی که مردم مدینه به اتفاق به سمت حضرت علی (علیه السلام) رفتند، دستور داد مسیرش را به سوی مکه برگردانند و گفت: به خدا سوگند! ای کاش آسمان بر زمین میآمد اگر آنچه که میگویی درست باشد و سپس گفت: «قتل والله عثمان مظلوماًً والله لأطلبن بدمه، فقال لها إبن أم كلاب: ولم فوالله إن أول من أمال حرفه لأنت ولقد كنت تقولين: إقتلوا نعثلاً فقد كفر.[4] به خدا سوگند! عثمان مظلوم کشته شد. قسم به خداوند انتقام خونش را خواهم گرفت. ابن ام کلاب که خبر قتل عثمان را به عایشه داد بود، گفت: به خدا سوگند! اولین کسیکه حرف خود را تغییر داد، تو هستی. تو قبلاً میگفتی بکشید این نعثل را که کافر شده است.»
ابن کثیر نقل میکند که شعار عایشه همیشه این بود: «اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا.[5] این نعثل را بکشید، خدا این نعثل را بکشد.»
این دو گانگی در رفتار با حضرت علی را چگونه میتوان توجیه کرد؟ دعای در حق حضرت را بپذیریم و یا جنگیدن در مقابل خلیفه مسلمین را؟
آیا نقل چند روایت فضیلت، نشان از حسن نیت دارد؟ از کجا معلوم که عظمت اهل بیت سبب نشده است که عایشه زبان به تمجید بگشاید؟
و بالاخره اینکه آیا با وجود اینگونه رفتارها میتوان گفت که عایشه با اهل بیت رسول خدا دوستی و صمیمیت داشته است؟
پینوشت:
[1]. المستدرك علی الصحيحين، حاكم النيشابوری، دار الكتب العلمية – بيروت: ج 3، ص 175
[2]. مسند احمد، احمد بن حنبل، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج1، ص87
[3]. صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری: ص748، ح4178، کتاب المغازی
مسند احمد، احمد بن حنبل، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج40، ص67. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
الطبقات الکبری، ابن سعد، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج2، ص232
المصنف، عبد الرزاق، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج5،ص297
[4]. تاریخ طبری، محمد بن جریر، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج3، ص477
[5]. النهایة، ابن کثیر، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج5، ص80. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
دیدگاهها
علیرضا پرتوی
1396/02/03 - 14:55
لینک ثابت
سلام خدمت نویسنده شجاع و حقگو
افزودن نظر جدید