طینت در لغت و اصطلاح
.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ طینت در لغت از طین به معنی گل گرفته شده است و به معنای قطعه یا پاره ای از خاک است.(1) راغب اصفهانی میگوید: «طین به معنای خاک و آب مخلوط شده با یکدیگر (گل) است و گاهی با اینکه قوه آب آن از بین میرود، گل نامیده میشود، لذا قرآن فرمود: «مِن طینٍ لازِب (صافات/11) از گل چسبندهای.»(2)
همچنین در معنای لغوی طینت گفته شده است: «اصل ماده طین، خاک مختلط با آب است، به گونهای که یکی شوند و خاک مرطوب ضعیفتر از آن است.»(3)
بنابراین طینت از نظر لغوی در اصل به معنای گِل است؛ ابن منظور پس از ذکر اشتقاق طینت از طین، در معنای طینت میافزاید: «طینت به معنای خلقت و سرشت است. گفته میشود: فلانی از طینت اولی خود است... و طینت مرد به معنی خلقت و اصل اوست.»(4)
طینت در اصطلاح به معنای سرشت، خلقت و آفرینش اولیه است. طریحی میگوید: «طینت به معنای خلقت است. عبارت «طانة الله علی الخیر» به معنای این است که خدا سرشت او را بر خیر آفرید.»(5) بنابراین با توجه به مطالب نقل شده از لغویین، طینت در اصطلاح به معنای خلقت و آفرینش اولیه انسان است.
در جوامع روایی فریقین روایاتی وجود دارد که بر اساس آنها خداوند انسان های مؤمن را از ماده ای خوشبو و خوشایند با عنوان طینت علیین و انسانهای کافر از ماده ای بدبو و ناخوشایند با عنوان طینت سجین آفریده است. از ظاهر این روایات چنین برداشت میشود که نقش این طینت اولیه تنها در حد ماده اولیه آفرینش انسان نیست، بلکه فراتر از آن، امور مهمی همچون سعادت و شقاوت انسان با آن گره خورده است. این روایات دال بر این است که این ماده اولیه به صورت بسیار مؤثر در ایمان و کفر و طاعت و معصیت انسانها نقش دارد، به گونهای که ارتکاب معصیت و اعمال قبیح، از ذات و طینت کافر نشأت میگیرد و اعمال نیک و حسنات، از طینت مؤمن بر میخیزد.
پینوشت:
1. لسان العرب، ابن منظور، ج13، ص270.
2. «طين: الطين التراب والماء المختلط وقد يسمى بذلك وإن زال عنه قوة الماء، قال: (من طين لازب)» راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج1، ص533.
3. «أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو التراب المختلط بالماء بحيث يكون شيئا واحدا، و التراب المرطوب أضعف منه.» التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ج7، ص158.
4. «والطِّينة: الخِلْقة والجِبِلَّة. يُقَالُ: فُلَانٌ مِنَ الطِّينة الأُولى. وطانَهُ اللهُ عَلَى الْخَيْرِ وطامَهُ أَي جَبَله عَلَيْهِ، وَهُوَ يَطِينُه ... يُقَالُ طانَه اللَّهُ عَلَى طِينَتِه أَی خَلَقه عَلَى جِبِلَّتِه وطِينةُ الرَّجُلِ: خِلْقَتُه وأَصله.» لسان العرب، ابن منظور، ج13، ص270.
5. «الطینة: الخلقة و طانة الله علی الخیر: جبله علیه.» مجمع البحرین، طریحی، ج6، س278.
افزودن نظر جدید