افزودن نظر جدید

جناب بهرام از خواندن نوشتار شما سخت متأسف و نگران حال و روز جامعه شدم. شما به عنوان مقاله (نقدها و بررسی‌ها پيرامون مقبره منسوب به كورش) نگاهی بياندازيد. به راستی در نوشتار خود اثری از سخن پيرامون مقبره منسوب به كورش كبير می‌يابيد؟ از شما درباره مقبره كورش پرسشی شد و شما در پاسخ درباره عظمت شخصيت كورش سخن گفتيد. به راستی چنين روشی (پاسخ بيربط شما به سؤالی روشن) معنايش چيست ؟ گذشته از اين، نميدانم چرا از گزنفون سن ميگوييد؟ وی كورش را يك دزد غارتگر خوانخوار ميدانست (متأسفانه). لفا بدانيد كه سخنان چه كسی را سند خود گرفته ايد. به اين متن توجه كنيد: پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ آنچه در ادامه می‌آید، نصیحت‌ها و آموزش‌هایی است که کمبوجیه اول، به پسر خود -کورش دوم (مشهور به کورش کبیر)- تعلیم می‌دهد که گزنفون (Xenophon) در قرن 4 پیش از میلاد در تاریخ مشهورخود به نگارش درآورد. کورش گفت: «حال پدر بگو بدانم چگونه ممكن است بر سپاه خَصم (دشمن) غلبه يافت؟» پدر گفت: «تو موضوعى را مطرح ساختى كه حل آن به سادگى ميسر نيست. در واقع براى به دست آوردن چنين موفقيتى بايد شخص، مكار، حيله‏‌گر، پرتزوير و در غارتگرى و چپاول بر حريف چيره‏‌دست باشد.» كورش به خنده گفت: «مرا دلالت به چه كارى مى‏‌كنى؟» پدر جوابش گفت: «بلى به كارى كه شايسته مردان بزرگ و واقع‏‌بين است.» کورش گفت: «پس چگونه است كه ما را در كودكى ترغيب مى‏‌كردى كه از اين صفات دورى جوييم؟» پدر گفت: «حال نيز همان صفات را در روابط و معاملاتى كه با دوستان و هم‏شهريان خود برقرار می‌سازيد، لازم مى‌‏دانم، ولى چون سروكارتان با دشمن افتاد بايد به انواع حيل بكوشيد تا عرصه را بر او تنگ كنيد.» در ادامه نیز کورش سخن پدر خود را می‌پذیرد و می‌گوید: «چون مقرر است كه با انسان‌ها، نيكى يا بدى نمود پس بر ما واجب است كه هردو (هم خوبی کردن و هم بدی کردن) را بياموزيم.» پدر ادامه می‌دهد: «بلى، در ايام گذشته پدران ما به اطفال خود عدالت را به همين مفهوم كه تو استنباط كرده‏‌اى تعليم مى‌‏دادند يعنى مى‏‌گفتند دروغ نبايد گفت مگر به اقتضاى زمان؛ بايد از خدعه (فریب دادن) پرهيز كرد مگر اين‏كه مصلحتى آن را مجاز سازد؛ از بهتان (اتهام زدن و ریختن آبروی دیگران) دوری بايد جست مگر اين‏كه ضرورتى پيش آيد... سپس تشريح مى‌‏كردند كه رفتار طفل با دوستان و دشمنان چگونه بايد باشد و به اين نتيجه مى‌‏رسيدند كه ممكن است دوستان را فريب داد اگر نيت خيرى در پيش باشد، يا دزدى كردن از دوست چنان‏چه براى امر خيرى باشد مجاز است. به همان نحو كه يونانيان خدعه و تزوير را در مبارزه و كشتى گرفتن مجاز مى‏‌دانستند و به اطفال راه و روش اين قبيل مكر و حيله‌‏ها را مى‌‏آموختند و آنان را ترغيب و تشويق مى‌كردند.» كورش گفت: «پس من در كسب حيله‏‌هاى جنگى بسيار عقب هستم. حال اگر پدر، چيزى از آن جمله مى‏‌دانى مرا بياموز». پدر پاسخ داد: «سعى كن حتى‏‌المقدور با صفوف منظم بر دشمن، قبل از اينكه آرايش رزمى يافته باشد، بتازى و غافل‏گيرش سازى. با افراد مسلح خود به كسانى كه هنوز اسلحه به‌‏دست ندارند حمله كن.» کمبویجه اول ادامه داد: «از حيله و تزويرهاى مؤثر يكى اين است كه حريف را در امرى خاطرجمع سازى و چون دريافتى كه اطمينان كامل‏ يافته (و به تو اعتماد کرده) است ناگهان بر وى بتازى.» و در پایان نیز کورش را به پیروی از «خدایان» فراخواند و گفت: « پروردگارانى كه حاكم مطلق به امورند بر همه چيز علم‏ دارند، بر گذشته واقف‏اند و حال و آتيه در نظرشان عيان است.»[1] پی‌نوشت: [1]. گز نفون، كوروش‏‌نامه،‏ ترجمه: رضا مشايخى‏، تهران‏: انتشارات علمى و فرهنگى‏، 1386، ص 37-43 (کتاب اول، فصل ششم) همچنین بنگرید به: Xenophon, Cyropaedia, Editor: Walter Miller, London: W. Heinemann, 1914, (Perseus.tufts.edu), Book 1, Chapter 6 ی
CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.