مکاتب اهل سنت
عمر بن خطاب خود اقرار کرده است که: «كفوا عن ذكر على بن ابى طالب فلقد رأیت من رسول الله فیه خصالا لان تكون لى واحده منهن فى آل الخطاب احب الى مما طلعت علیه الشمس.[1] از بدگویى على بن ابىطالب (علیه السلام) خوددارى كنید، كه من از رسول اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) درباره فضیلت او خصلتهایى دیدم
«إنّ عمر ضرب بطن فاطمه ... و کان یصیح: أحرقوا دارها بمن فیها وما کان فی الدّار غیر علی و فاطمه و الحسن و الحسین.»
عمر بر شکم فاطمه (س) ضربه زد ... در حالیکه فریاد میزد: خانه را با تمام کسانیکه در آن هستند، آتش زنید! در حالیکه غیر علی و فاطمه و حسن و حسین کسی در خانه نبود.
در کتب علمای اهل سنت عقاید وارده را به خود مختار نسبت دادهاند، که خود او قائل به آن نبود، که این اتهامات عبارتند از: «مختار اولین غالی بود، که از غلوّ در راه جذب شیعیان به خود و پیشبرد قیامش سود میجست.
مروج الذهب، مسعودی، دارالمعرفه، بیروت، لبنان، ج3 ص83.
مختارهیچ فرقه و مذهبی را تشکیل نداد و در اصل نام فرقه کیسانیه که منتسب به او میباشد، در آن زمانها اصلاً مشهور و معروف نبوده است و تاریخ، خود به آن شهادت و گواهی میدهد.
مذاهب ابتدعتها السیاسیه فی الاسلام، عبدالواحد انصاری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ص48
قال رسول الله(ص):
«مَنْ زَارَ قَبْرِي وَجَبَتْ
لَهُ شَفَاعَتِي.»
کسیکه قبر من را زیارت کند، شفاعت من بر او واجب
میشود.
این روایت را دارقطنی روایت کرده و عبدالحق آن را تصحیح کرده است.
تقی الدین سُبکی، امام مذهب حنفیه:
«زیارة قبر النبی صلی الله علیه و سلم، من افضل المندوبات و المستحبات، بل تقرب من درجه الواجبات.
زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از افضل مستحبات، بلکه به درجه واجبات است.»
قاضی ابوالطیب:
«یستحب ان یزور النبی صلی الله علیه و سلم بعد ان یحج و یعتمره.
مستحب است بعد از اینکه حج یا عمره انجام دادی، به زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بروی.»
قاضی عیاض:
«زیارة قبره صلی الله علیه و سلم سنه بین المسلمین مجمع علیها.
زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
بین مسلمین سنت و مورد اجماع است.»
برخی با اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که منظور از این کلمه جانشینان بعد از من هستند اما باز هم برخی با پیشینهی فکری خلافت، معنای این کلمه را «حاکمان» گرفتهاند.
برخی با اینکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که منظور از این کلمه جانشینان بعد از من هستند اما باز هم برخی با پیشینهی فکری خلافت، معنای این کلمه را حاکمان گرفتهاند.
احمد بن حنبل اعترافی را مبنی بر تبریک عمر به حضرت علی (ع) بعد از واقعهی غدبر ذکر میکند.
احمد بن حنبل اعترافی را مبنی بر تبریک عمر به حضرت علی (ع) بعد از واقعهی غدبر را ذکر میکند.
سیوطی در کتاب الدرالمنثور آیه ی بلاغ را در مورد روز غدیر دانسته است و این یکی از شواهد بزرگی است که نشان دهندهی بزرگ بودن این روایت است.
در کتب اهل سنت سخنانی آمده است که به سادگی قضیه خلافت را روشن میکند.