حديث شماره 32
32- عـَنـْهُ عـَنْ مـُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْ أَسْتَعِيذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ يَحْضُرُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْعـَلِيـمُ وَ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ قـَالَ فـَقـَالَ لَهُ رَجـُلٌ مـَفْرُوضٌ هُوَ قَالَ نَعَمْ مَفْرُوضٌ مَحْدُودٌ تَقُولُهُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإِنْ فَاتَكَ شَيْءٌ فَاقْضِهِ مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 306 رواية : 32
ترجمه :
32ـ مـحـمد بن مروان از حضرت صادق (ع ) حديث كند كه فرمود: بگو: (((استعيذ باللّه من الشيطان الرجيم و اعوذ باللّه ن يحضرون ، ان اللّه هو السميع العيم ))) و بگو: (((لااله الا اللّه وحـده لا شـريـك له يـحـيـى و يـمـيـت و هـو عـلى كل شى ء و قدير))) گويد: مردى بآنحضرت عرض كرد: (گفتن ) آن فرض شده و محدود اسـت ؟ فـرمـود: آرى فرض شده و محدود است ، پيش از آفتاب زدن ده بار و پيش از غروب نيز ده بار مى گوئى و اگر چيزى از آن از تو فوت شد از شب با از روز آن را قضا كن .
شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گويد: اين روايت نيز (مانند حديث گذشته از جهت سند) ضعيف است . و سپس گويد: (((فرض ))) در اصطلاح اخبار آن چيزى است كه وجوب آن از قرآن ظاهر گشته ، و در برابرش سنت آن چيزى است كه وجوب آن از سنت ظاهر شود، و گاهى نيز فرض اطلاق گـردد بـر آنـچـه رجحان آن از كتاب ظاهر شود خواه واجب باشد و خواه مستحب و در مقابلش سـنـت نـيـز گـاهـى بـر اعـم از واجـب اطـلاق شـود سـپـس كـلمـات اهـل لغـت را در مـعـنـاى فرض ذكر مى كند كه گفته اند: فرض به معناى توقيت و قراء و سـنـت و واجـب ... آمـده آنـگـاه گويد: اكنون كه معانى فرض را دانستى از نظر عرف و لغت بـنـابـرايـن اسـتـدلال بـايـن احـاديـث بـراى واجـب بـودن ايـن دو ذكـر مـشـكـل اسـت ، خصوص با ضعيف بودن بيشتر آنها، و اگر واجب بودند سزاوار بود كه در روايـات مـتـواتـرى آمـده باشد مانند فريضه ها و نمازهاى واجب روزانه ، با اينكه اين دو ذكر بحد استفاضه نيز كه درباره نافله هاى روزانه هست باين حد نيز نرسيده و از لحاظ اصطلاح خبرى مستفيض هم نيست . گذشته از اينكه در هيچ خبرى تهديد بر ترك آنها وارد نـشـده بـا ايـنـكـه لازمـه واجـب شدن چيزى همان تهديد بر ترك آنست ، و هم چنين اختلافات بسيارى كه در خود آندو ذكر هست قرينه بر استحباب آندو مى باشد.