حدیث شماره 1

1- عـَلِيُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِيـمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قـَالَ رَسـُولُ اللَّهِ ص الْغـِيـبـَةُ أَسْرَعُ فِى دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَةِ فِى جَوْفِهِ قَالَ وَ قـَالَ رَسـُولُ اللَّهِ ص الْجـُلُوسُ فـِى الْمـَسْجِدِ انْتِظَارَ الصَّلَاةِ عِبَادَةٌ مَا لَمْ يُحْدِثْ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا يُحْدِثُ قَالَ الِاغْتِيَابَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :59 رواية :1

ترجمه :
حـضـرت صـادق (عـليـه السـلام ) فـرمـود: كـه رسـول خـدا صلى الله و آله و سلم غيب در (نابودى ) دين مرد مسلمان زودتر كارگر شود از بيمارى خوره در درون او.
فـرمـود: و نـيز آن حضرت صلى الله عليه و آله فرموده است : نشستن در مسجد به انتظار نـمـاز عـبـادت اسـت تـا حـدثـى از او سـرزنـد عـرض شـد: اى رسول خدا حدص چيست ؟ فرمود: غيبت كردن است .

شــرح :
غـيـبت در لغت به معناى اغتباب است و آن ياد كردن انسان است ديگرى را به چيزى كه در آن بدى اوست ، جوهرى در صحاح گويد: [آن است كه پشت سرشخصى عفيف سخنى گويد كه اگـر بـه شـنـود غـمناكش كند، پس اگر راست باشد غيبت است ، و اگر دروغ باشد بهتان است ] و اما در عرف شرع مجلسى (ره ) و ديگران گفته اند: غيبت در نظر شرع ياد كردن شـخـص مـعـين يا آنكه در حكم معين است (ماننداينكه بگويد: يكى از دو قاضى اين شهر) در نـبـودن او و در حـال غـيبتش به چيزى كه در او هست و بد دارد نسبت دادن زبان باشد يا به اشـاره يـا بـه كـنـايـه ، گوشه زند يا تصريح كند. و غيبت از گناهان كبيره و بزرگ است چنانچه شيخ (ره ) در متاجر گويد نهايت ظاهر اخبار حرمت آن را مخصوص به مؤ من فرموده ، و البـتـه بـايـد دانـست كه در موارد زيادى غيبت را جايز دانسته اند. و از حرمت آن استثناء شـده اسـت كـه بـراى اطـلاع بـيـشـتـر خـوانـنـدگـان مـحـتـرم بـكـتـاب مـتـاجـر شـيـخ و مرآة العقول مجلسى عليهما الرحمة و غير آنها مراجعه كنند.