حديث شماره 1
1- عـَلِيُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِيـمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَوْ لَا أَنَّ الْمَكْرَ وَ الْخَدِيعَةَ فِى النَّارِ لَكُنْتُ أَمْكَرَ النَّاسِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :32 رواية :1
ترجمه :
هـشـام بـن سالم در حديثى مرفوع از اميرالمؤ منين عليه السلام حديث كند كه فرمود: اگر نبود كه مكر و فريبكارى در آتشند من مكر انديش ترين مردمان بودم .
توضيح :
گـويا جهت اينكه حضرت اين سخن را فرموده اين بود كه مردم معاويه را مردى سياستمدار و عـاقـل مـى دانـسـتـنـد، و آنـحـضـرت را سست راءى مى پنداشتند، چون ميديدند كه حيله هاى مـعـاويه كه بر پايه دروغ و مكر بنا نهاده شده بود پيشرفت ميكرد، پس آنحضرت بيان فـرمـايد: كه او باين نيرنگها آشناتر است ولى چون آنها مخالف با دستور خدا است آنها را بـه كـار نـبـندد چنانچه سيد رضى (ره ) در نهج البلاغه از آنحضرت روايت كرده است كـه فـرمـود: [و ما در زمانى واقع شده ايم كه بيشتر مردم آن مكر را زيركى پندارند، و نـادانـان ايـشـان را زيرك خوانند، آنها را چه شده است ؟ خدا ايشان را بكشد، مرد نيرومند و كـاردان راه حـيـله و نـيـرنگ را ميداند ولى امر و نهى خدا جلوگيرى كند، و با اينكه براءى العين آنرا ديده و دانسته و توانائى بكار بردن آنرا دارد واميگذارد و كسيكه در دين از هيچ گـنـاهـى بـاك نـدارد فـرصـت جـوئى مـى كند و مكر را بكاز اندازد....] و آشناتر بودن آنـحـضـرت بـمـكـر و حـيـله و داناتر بودنش در بكار بردن آن روشن است زيرا آنحضرت بـهـمه چيز داناتر از ديگران بوده است . اين بود ملخصى از گفتار مجلسى (ره ) در معناى حديث .