حدیث شماره 23
23- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ وَقَعَ بَيْنَ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع وَ بَيْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ كَلَامٌ حَتَّى وَقَعَتِ الضَّوْضَاءُ بـَيـْنـَهـُمْ وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ فَافْتَرَقَا عَشِيَّتَهُمَا بِذَلِكَ وَ غَدَوْتُ فِى حَاجَةٍ فَإِذَا أَنَا بِأَبِى عـَبـْدِ اللَّهِ ع عـَلَى بـَابِ عـَبـْدِ اللَّهِ بـْنِ الْحَسَنِ وَ هُوَ يَقُولُ يَا جَارِيَةُ قُولِى لِأَبِى مُحَمَّدٍ يـَخـْرُجُ قـَالَ فَخَرَجَ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ مَا بَكَّرَ بِكَ فَقَالَ إِنِّى تَلَوْتُ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عـَزَّ وَ جـَلَّ الْبـَارِحـَةَ فـَأَقـْلَقـَتـْنـِى قَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ ذِكْرُهُ الَّذِينَ يـَصـِلُونَ مـا أَمـَرَ اللّهُ بـِهِ أَنْ يـُوصـَلَ وَ يـَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ فَقَالَ صَدَقْتَ لَكَأَنِّى لَمْ أَقْرَأْ هَذِهِ الْآيَةَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ قَطُّ فَاعْتَنَقَا وَ بَكَيَا
اصول كافى ج : 3 ص : 26 رواية :23
ترجمه روايت شريفه :
صـفـوان جـمـال گـويـد: مـيـان امـام صـادق (ع ) و عبدالله بن حسن سخنى درگرفت تا به جنجال كشيد و مردم گرد آمدند و شب بود كه با اين وضع از يكديگر جدا شدند.
بـامـداد پـى كارى بيرون شدم ، امام صادق عليه السلام را در خانه عبدالله بن حسن ديدم كه مى فرمايد: اى كنيز به ابى محمد (عبدالله بن حسن ) بگو بيايد، او بيرون آمد و گفت : يـا ابـا عـبـدالله چـرا پـگـاه ايـنـجـا آمـدى ؟ فـرمـود: مـن ديـشـب آيـه اى از كـتـاب خـداى عزوجل را تلاوت كردم كه پريشانم ساخت .
گـفـت كـدام آيـه ؟ فـرمـود: قـول خـداى ـ جـل و عـز ذكـره ـ (((و كـسانى كه آنچه را خدا به پـيـوسـتـن آن فـرمـان داده ، پـيـوسته دارند از پروردگار خو بيم كنند و از سختى حساب بترسند، (((21 سوره 13))) عرض كرد راست گفتى ، گويا من اين آيه را هرگز در كتاب خداى عزوجل نخوانده بودم ، سپس دست به گردن شدند و گريستند.
شرح :
عـبـدالله بـن حـسـن هـمـان شخصى است كه گفتگوى طولانى او با امام صادق (ع ) در حديث 929 ذكر شد، و از آن حضرت تقاضا مى كرد كه با فرزند شومش محمد بن عبدالله بـيـعـت كـنـد، و شايد اين گفتگو هم در همان باره بوده باشد و پيداست كه امام (ع ) كارى نمى كرد كه محتاج به ياد آورى آيه قرآن باشد، بلكه همه آيات قرآن در نظرش مجسم اسـت و تـذكـر آيـه شـريفه براى مصلحت و تنبه عبدالله بوده و پريشانى آن حضرت هم بـخـاطر او بوده است پس اين حديث دلالت دارد برصله رحم و نبريدن از خويشاوند اگر چه خويشاوند به اين حد از فسق و گمراهى باشد.