3 - شريعت هاى آسمانى

در طول تاريخ دين ، شريعت هاى گوناگونى از جانب خداوند نازل گرديده است و اين شريعت ها - چنان كه از قرآن كريم و احاديث اسلامى بر مى آيد - پنج شريعت نوح (عليه السلام )، ابراهيم (عليه السلام )، موسى (عليه السلام )، عيسى (عليه السلام ) و پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بوده است .(98) بر اين اساس ، همه ى كسانى كه تا قبل از آمدن شريعت جديد و يا پس از آمدن آن و قبل از آگاه شدن به آن ، به شريعت الهى پيشين عمل كرده اند همان صراط مستقيم حق را پيموده و اهل سعادت و نجات مى باشند، اما پس از آمدن شريعت جديد - چون شريعت پيشين نسخ گرديده است - راه نجات ، منحصر در پيروى از شريعت جديد است و عمل به شريعت پيشين با آگاهى از شريعت جديد، پذيرفته نخواهد بود.
قرآن كريم در اين باره كه شريعت حق ، جز از طرف خداوند نازل نمى شود و شريعت مشركان ، شريعتى است كه مورد اذن و خواست الهى نيست ، مى فرمايد:
ام لهم شركاء شرعوا لهم من الدّين ما لم ياءذن به اللّه ؛(99)
آيا آنان ، خدايانى دارند كه برايشان دينى را تشريع كرده اند كه مورد اذن خداوند نيست ؟
از آنجا كه همه ى شرايع الهى ، بر صراط مستقيم توحيد استوار گرديده اند، يكى از شرايط ايمان به نبوت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم )، ايمان به نبوت هاى پيشين است ؛ چنان كه مى فرمايد:
قولوا آمنّا باللّه و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيّون من ربّهم لانفرّق بين احد منهم و نحن له مسلمون .(100)
آن گاه يادآور مى شود كه اگر مشركان و اهل كتاب نيز به نبوت همه ى پيامبران ، ايمان آورند، هدايت خواهند شد. در غير اين صورت با حق ، به شقايق و نزاع بر خاسته اند:
فان آمنوا بمثل ما آمنتم به فقداهتدوا و ان تولوا فانّماهم فى شقاق .(101)
اكنون با وجود چنين نصوص قرآنى ، چگونه مى توان پذيرفت كه پس از رسالت نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و نزول شريعت اسلام ، آنان كه از روى علم و عمد، از پذيرش آن روى برتافته اند، اهل هدايت و رستگارى اند؟!