قانون ازدواج وارث
در دين يهود ازدواج عامل جدائى زن از خانواده است . ربودن دختران و كنيزان نوعى ازدواج محسوب مى شود.
اصل ازدواج بر مبناى خريدن دختر است كه قيمت او به عنوان مهريه پرداخت مى شود. رضايت پدر شرط اصلى ازدواج است . اگر پدر راضى به ازدواج دخترش نباشد، تنها به گرفتن وجه نقد اكتفا مى كند. اجازه ازدواج با اولياى دختر است و پدر ممكن است از گرفتن مهريه صرف نظر كند؛ اگر چه رضايت دختر در نظر گرفته مى شود.
مرد بايد با بيوه برادر متوفاى خود كه فرزند ندارد، ازدواج كند. اولين فرزند زن متعلق به برادر متوفى خواهد بود. اين ازدواج براى حفظ ميراث برادر است . اگر كسى از گرفتن زن برادر خود ابا كند، بزرگان و مشايخ قوم او را نصيحت نموده و اگر قبول نكند، بايد او را رسوا سازند. تعدد زوجات در ميان يهوديان رايج است .
شرط تعدد زوجات ، قدرت اقتصادى است .
گويند جناب سليمان نبى هفتصد زن عقدى و سيصد زن به عقد موقت (متعه ) داشته است و پسر سليمان 18 زن دائم و 60 زن موقت داشته است . در ميان يهود، ازدواجها با خويشاوند صورت مى گيرد.(216) ازدواج با بيگانه ممنوع است .(217) زن در خانه مطيع شوهر است و عبادات او نيز منوط به اجازه شوهر مى باشد.
قانون ((ارث )) در دين يهود بسيار محدود است . در ((تورات )) كمتر سخن از ((ارث )) رفته است ، اما در برخى كتب فقهى يهود، از جمله كتب ((ابن هاعزر)) وراث را اين گونه تقسيم نموده است : در صورت وجود اولاد، تمام تركه به آنان مى رسد؛ پسرها دو برابر دخترها سهم مى برند و اگر همه اولاد دختر يا همه اولاد پسر باشند، بالسويه تقسيم مى شود. دخترهايى كه شوهر كرده اند، ارث نمى برند چون از خانواده جدا شده اند. اگر متوفى فرزندى نداشته باشد، پدرش وارث منحصر بفرد او است و اگر پدر نباشد، برادران متوفى ما ترك را بطور مساوى بين خود تقسيم مى كنند. در صورت نبودن برادران ، برادرزاده ها و با فقدان آنان ، خواهران متوفى ارث مى برند.
پس از اينها، حق تقدم با عمو، عموزاده ، جد پدرى ، عموى پدر و اولاد اوست .(218)
ارث در صورتى به دختر مى رسد كه متوفى فرزند پسر نداشته باشد.(219)